آقای رئیس جمهور! چشمانتان را بر روی حقیقت
نبندید
توفان و زلزله و تاریکی، در راهست!
احمدی نژاد، مدام ازعدالت می گوید! و
اما! با وجود مدیرانی که بدون توجه به تجربه و سابقه، و نگاه به
عدالت و خواست مردم، از درون یک دایره تنگ و کوچک و بسته، گزینش و انتخاب
کرده و پست های حساس و مسئولیت های سنگین را به آنان سپرده است، چگونه می
خواهد و می تواند که به نیازهای مردم پاسخ داده، و عدالت را اجرا نماید؟!
در بیست و چهار سفر استانی و در دیدار
با مردم شهرستانهای مختلف ایران، جایی نبوده است که رئیس جمهور، با شور و
علاقه و فریاد، برای مردم محروم و تشنه عدالت، از انرژی هسته ای و عدالت و
مبارزه با فساد و رانت نگوید، و اما نشانه ای ازعدالتی که مدام رئیس جمهور
از آن سخن می گوید کو؟! فقیرتر شدن فقیران و ثروتمندتر شدن ثروتمندان،
عدالت است؟!
رئیس جمهور، در جمع مردم استانها، بدون بردن
نام و دادن نشانی، مدام از حقیقت تلخ و مقاومتی که در برابر اجرای عدالت می
شود سخن می گوید؛ و با ادبیاتی قابل فهم و درک توده، و در میان تائید و
تشویق مردم، مخالفان عدالت و زراندوزان و گردن کلفت ها را تهدید می کند، و
گرانی و کاستی ها را به حساب گذشتگان می گذارد و می رود؛ و اما! به عملکرد
اطرافیان و استانداران و مدیران خود نگاه نمی کند، که تلاشی برای
اجرای عدالت و مبارزه با فساد و رانت انجام نداده اند.
آقای رئیس جمهور! چشمانتان را بر روی حقیقت
نبندید! در اینکه سخت ترین مرحله عدالت، اجرای عدالت در جامعه است و بسیاری
در مقابل عدالت، مبارزه و مقاومت می کنند شکی نیست، اما آنانکه که در طول
تاریخ، قصد تحقق و اجرای عدالت را داشتند، بیشتر از شعار دادن و حرف زدن و
سفر کردن، عمل می کردند، و با دقت و برنامه، بدون توجه به خواست و منافع
گروه ها و اطرافیان، شایسته ترین و لایق ترین ها را برای تحقق و اجرای
عدالت و قانون، و خدمت به مردم، با خود همراه می ساختند!
آقای رئیس جمهور! چشمانتان را بر روی حقیقت
نبندید! با شرایط پیش آمده و در وضعیت موجود، اجرای عدالت و قانون، در
ثروتمندترین و پر فاصله ترین کشور جهانی که مدام مورد تهدید قدرت های جهانی
می باشد، خود یک معجزه است، و با این وزیران و استانداران و فرمانداران و
مدیران، و این برنامه و مدیریت، حفظ وضع موجود کردن، خود معجزه ای بزرگتر
است! و حال اگر رئیس جمهور، بتواند با این مدیران و این شرایط و این
مخالفان قسم خورده جق و عدالت و آزادی، قدمی در راه تحقق عدالت بردارد،
کاری کرده است که تابحال هیچ پیامبر برگزیده ای نکرده است!
آقای رئیس جمهور! چشمانتان را بر روی حقیقت
نبندید! با جهانگردی و سفرهای استانی و پوشیدن لباس های محلی و تزریق بودجه
و تشکیل جلسات هیئت دولت در استانها، و اعطاء وام و توزیع سهام عدالت،
عدالت تحقق نمی یابد، عدالت، قانون و قدرت و مدیریت و برنامه و آگاهی و
مصلح عادل، و مجری توانمند می خواهد، و اما رئیس جمهوری که در انتخاب گزینه
ها، اصول اولیه عدالت و شایسته سالاری را رعایت نکرده، با عدالت و ایران چه
خواهد کرد؟
مشکل و مانع بر سر راه تحقق عدالت، قدرت
مخالفان احمدی نژاد نیست، که ضعف همراهان و مدیران احمدی نژاد است، احمدی
نژاد، سکان هدایت هواپیماهای مدیریتی را گاه بدست انسان های پاک و درست و
صادقی داده است، که بسیاری ازآنان، سابقه و تجربه موتور سواری بر روی زمین
، و مسافرت با هواپیما را نداشته اند، حال کسانی که سابقه و تجربه پرواز
نداشته و گواهینامه و آموزش خلبانی ندارند، چگونه می خواهند هواپیما
را از روی زمین بلند کرده و سالم به مقصد برسانند؟!
آقای رئیس جمهور! چشمانتان را بر روی حقیقت
نبندید، با انرژی هسته ای، نمی توان با زلزله فقر و اعتیاد و توفان فساد و
فحشاء و سیل گرانی و بیکاری مقابله کرد و فضای تاریک تبعیض و رابطه را روشن
ساخت، و با این نمایندگان و این هیئت دولت و این استانداران و این مدیران،
تحقق و اجرای عدالت و قانون، فقط یک شوخی تاریخی است!
آنها که در کابینه و دولت و مجلس عدالت، حقوق
و مزایای میلیونی می گیرند، و با شکم سیر می خوابند، چگونه می خواهند برای
توده ای که در ماه کمتر از صد و پنجاه هزار تومان و حتی سی هزار تومان
درآمد دارد، عدالت ایجاد کنند؟! و ازعدالت بگویند؟!
آقای رئیس جمهور! چشمانتان را بر روی
حقیقت نبندید! با حلوا حلوا گفتن که کام ملت شیرین نمی شود، با عدالت عدالت
گفتن که عدالت اجرا نمی شود، اگر اجرای عدالت به ازعدالت گفتن است، بسیاری
ازشاعران، بمراتب بهتر ازشما می توانند در رابطه با حق و عدالت شعر
بسرایند، پس نمک به زخم ملت نپاشید و دیگر ازعدالت نگوید، عمل کنید، مردم
خود تاثیر آن را بر زخمهایشان خواهند دید!
آقای رئیس جمهور! چشمانتان را بر روی حقیقت
نبندید! زمان به سرعت در حال گذشتن و فرصت در حال سوختن است، و فاصله و
دوری جامعه با عدالت، لحظه به لحظه و روزبروز، بیشتر و بیشتر می شود؛ سستی
و کوتاهی و اهمال مدیران میانه، باعث رویگردانی مردم از شما شده است و
خواهد شد، و باور کنید مردمی که امروزدر سرما و گرما به پیشواز شما می
آیند، و تصویر رئیس جمهورشان را در دست می گیرند، و با امیدواری برای رئیس
جمهور نامه می نویسند، اگر وضع بهمین صورت پیش رود و ادامه داشته باشد،
فردا دیگر حتی به سخنان شما ازصدا و سیما هم گوش نخواهند کرد، و برای شما،
دیگر نامه ای نخواهند نوشت.
آقای رئیس جمهور! چشمانتان را بر روی
حقیقت نبندید! نماد بی عدالتی و فاصله طبقاتی، مدارس غیرانتفاعی است، از
زمانی که آمده اید و شعار عدالت داده اید، چند مدرسه غیر انتفاعی را به
دولتی تبدیل کرده اید؟! و حال تا زمانی که مدارس غیر انتفاعی وجود دارد،
شما چگونه می خواهید و می توانید که با دانشگاه آزاد مبارزه کنید؟!
امروزشما در نقد گذشته و در جمع نخبگان خوزستان می گویید: « اگر روزی شرایط
فراهم شود که بتوانیم جنایات اقتصادی برخی از این افراد و گروهها را
فاش کنیم، مشخص خواهد شد که با شعار توسعه، چه بلایی بر سر مردم می
آوردند!» و می ترسیم که فردا و رئیس جمهور بعدی بگویید: « با شعار
عدالت، چه بی عدالتی ها که برای مردم هدیه نیاوردند!»
آقای رئیس جمهور! چشمانتان را بر روی حقیقت
نبندید! بزرگترین عامل فساد و تبعیض و فاصله طبقاتی و رشوه و ربا و بی
عدالتی، قضیه زمین و مسکن است، بهمان اندازه که در دوره هشت ساله خاتمی نرخ
زمین رشد و افزایش داشت، در دوره کوتاه ریاست جمهوری شما رشد و افزایش
داشته است، آیا شما می توانید و قدرت دارید تا زمین را در ایران ملی کرده و
مانع ازمعامله و خرید و فروش زمین و زمینخواری زمینخوران شوید و جلوی رشد
روز افزون نرخ مسکن و ثروت اندوزی ثروتمندان و گرانی و تورم را بگیرید؟!
اگر نمی توانید! پس بخاطر خدا و عدالت، دیگر ازعدالت نگویید! و نمک بر زخم
مردم و جوانان بی مسکن نپاشید!
آقای رئیس جمهور! چشمانتان را بر روی حقیقت
نبندید! شب است. تاریک است. سرد است. نگویید روزاست. هوا گرم است. باور
کنید اگر مردم برای همیشه فریب می خوردند، شما اینک رئیس جمهور نبودید!
آقای رئیس جمهور! مهمترین سندی که بی کفایتی
استانداران و مدیران شما را ثابت می کند، تعداد زیاد نامه های مردم است که
برای شما می نویسند، اگر استانداران و مدیران انتخابی شما، مشکلات کوچک
مردم را حل کرده بودند، مردم اینقدر نامه به شما می نوشتند؟ و اما نامه های
مردم را برای رسیدگی به کجا ارجاع خواهید کرد؟ مسئولین استانها؟ چرا نمی
خواهید باور کنید که اگر مسئولین استانها می توانستند و می خواستند مشکل
مردم را حل کنند، که مردم برای شما نامه نمی نوشتند!
آقای رئیس جمهور! بهترین و موفقترین رئیس
جمهور، رئیس جمهوری نیست که مدام قبل از ارائه برنامه و کار و انجام عمل به
استانها سفر کرده و با خستگی و زحمت و در فرصت کم، برای مردم شهرستانهای
مختلف سخنرانی کرده، و ازعدالت بگوید، و در یک ساعت دهها و صدها مصوبه
تصویب کند، بلکه بهترین و موفقترین رئیس جمهور، رئیس جمهوری است، که بهترین
و شایسته ترین افراد را برای استانداری انتخاب کرده و مدام بازرس و ناظر
مورد اعتماد، برای بررسی عملکرد استانداران بفرستد، و بعد ازانجام عمل و
اجرای برنامه ها، برای بازدید از کارهای انجام داده استانداران، به استانها
سفر کند.
آقای رئیس جمهور! چشمانتان را بر روی حقیقت
نبندید! قبل ازشما نیز هاشمی و خاتمی، بعنوان رئیس جمهور ایران، به
استانها و شهرستانهای مختلف سفر کرده، و برای مردم هر شهر و استان از رشادت
و خوبی های مردم آن شهر و استان فراوان سخن گفته و تعریف و تمجید کرده اند،
و اما شما در سفرهای طاقت فرسای استانی، به بازدید کدام از عملکردهای
استانداران خود رفته اید و می روید؟! و چگونه به صدای مردم گوش می کنید؟!
آقای رئیس جمهور! چشمانتان را بر روی حقیقت
نبندید! بدلیل عدم تحقق وعده ها و شعارها، و غفلت از نیازها و خواست ها،
همچون فاصله طبقاتی و رشد تبعیض، فاصله مردم با عدالت و دولت بیشتر
می شود، و خداوند نیز بخاطر فرصتی که داشتید و ازآن استفاده نکردید، شما را
هرگز نخواهد بخشید!
محمد رضا شوق الشعرا 14/10/85