در جنگی نابرابر...(1)

اعتیاد و ایدز و فساد و بي تفاوتي و تحجر، یک تهدید پنهان در جنگی نابرابر است، و ما همچنان در غوغای مسائل سیاسی و اقتصادی و جناحی و باندی، گاه بسادگی از مهمترین قضایا در حساس ترين شرايط غافل می شویم، و با به کنار گذاردن اصل، و نادیده گرفتن ابعاد خطر، به موارد حاشیه ای و کوچکی می پردازیم، که نمی توانند نقش مهم و مثبتی در از بین بردن این تهدیدها داشته باشند.

پس از پیروزی انقلاب و شروع جنگ، دشمنان ایران و ایرانی، زمانی که با شیوه و قدرت و حماسه مقاومت و شچاعت جوانان ایرانی در دفاع از ایران  روبرو شدند، و پیش بینی و نقشه های با دقت طراحی شده آنان شکست خورد، طرح دیگری را برای حمله و از پای درآوردن ایران اجرا کردند، معتاد و بي هويت نمودن جوانان ایرانی! و این وظیفه مهم را ایادی دشمن، به کمک وطن فروشانی که تنها در جستجوی منافع زود گذر خود بودند، طی سالها، با لشکری پنهان و کمترین هزینه، به آرامی اجرا کردند.

اینک بسیاری از سربازان نیرومند و جوان رشید ایرانی، قبل از شروع جنگ و شلیک یک گلوله، بي صدا بر خاک می افتند، و ما هنوز در گیر و دار مسائل سیاسی و هسته ای، نمی دانیم که در این جنگ نابرابر، با چه حربه ای و چگونه به مقابله برخیزیم! و سعی نمی کنیم و نمی خواهیم که فرصت ها را ارزیابی کرده، و نگاهی عمیق به مسائلی که تاثیر عمیقی بر جامعه گذاشته و می گذارد داشته باشیم.

آنچه که اینک ایران را تهدید می کند، تهدید هسته ای آمریکا و اسرائیل نیست، تهدید اعتیاد و ایدز و فساد و بي تفاوتي و تحجر است، و آنچه که خطر این تهدید را از ایران دور می سازد، سلاح و نیروی هسته ای نیست، که نیروی فرهنگ و اخلاق و آگاهی و عدالت است.

اینکه اروپا چه بلایی بر سر یهودیان آورده یا نیاورده، و سفرهای استانی رئیس جمهور و گفتگوی تمدنهای رئیس جمهور سابق، چه تاثیراتی می توانند بر افكار عمومي داشته باشند، اصل قضیه نیست، و آنچه که نظام و ايران را تهدید می کند، روزنامه ها و تریبونهای مخالف سیاسی و لشکر خارجی نیست، بلکه نادیده گرفتن خطرات جنگ نابرابر، و سقوط جوانان ایرانی در باتلاق بی هویتی و اعتیاد می باشد.

اینسوی مرز، میلیونها مهاجر افغانی در ایران، بدون آنکه عوارض و مالیاتی پرداخت کنند، از سوبسیدها  استفاده کرده، فرصتهای شغلی را از جوانان ایرانی گرفته اند، و در آنسوی مرز، تولید تریاک افغانستان در سال گذشته به 46000 تن رسیده است، و آمار معتادان و مبتلایان به ایدز و کودکان طلاق و فرار دختران در ایران، همچنان رو به افزایش است.

جنگ نابرابر،افکار را تخدیر و منحرف کرده، و دانایی را با آگاهی، بسوی نادانی و جهالت سوق داده است.

لشکر سست و شکننده معتادان ایرانی؛ لشکر آمریکا و اسرائیل و عراقی ، و لشکری نیست که بتوان ساده و بوسیله گلوله و مقاومت با آن مبارزه و مجادله کرد، این جبهه نابودگر و اشغال کننده در داخل است، ستوني در قلب جبهه، جبهه ای گسترده در پشت جبهه است.

تلفات و خسارت این جنگ نابرابر، بسیار بیش از تلفات جنگ تحمیلی می باشد، و این حقیقت تلخی است که مسئولین و سیاستمداران و احزاب ما نمی خواهند با آن روبرو شوند.

در جنگی نابرابر، بخاطر غفلت و شرایط خاص دوران سازندگی و عصر توسعه سیاسی، در مابین جدال جناح های سیاسی برای دستیابی به قدرت، جبهه ای باز و کم کم گسترده شد، و حال پس از پایان جنگ و خاتمه دوران سازندگی و اصلاحات، آنچه که از این جنگ نابرابر باقی مانده است، تلفات و خسارات بسيار سنگينی است، که بسادگی و ارزانی و در کوتاه مدت، نمی توان جبران کرد.

در جنگ نابرابر، سربازان رشید ایران زمین، جوانان بیگناه ایرانی، ناخود آگاه قربانی طرح توطئه  گشتند، و اینک وقت آنست، که با تمام قدرت و توان، بدون لحظه ای درنگ، در این جنگ شرکت کرد.

بسیاری از دختران و زنان جوان ایرانی، مادران نسل فردا ایران،  اسیر دام دلالان و باندهای قاچاق و آرزوهای خود، به آنسوی مرزها رفتند، و بسیاری از پسران جوان ایرانی، پدران نسل فردا، به دام اعتیاد افتادند، و این جنگی بود، که استعمارگران بر علیه ایران، در ایران شروع کردند.

جنگی نابرابر و ناجوانمردانه، اما سیاستمدارانه و واقع بینانه، آنها برای پیروزی، برنامه داشتند، و برای رسیدن به هدف، نقشه کشیدند و تلاش نمودند؛ و ما هنوز فرجام این جنگ نابرابر را باور نداریم.

دیر نیست روزی که دشمنان به هدف خود دست یابند، چرا که متاسفانه، نقشه شوم دشمنان در عمل موفق شده است، و اینک بیشترین بودجه و زمان و انرژی و امکانات نیروی انتظامی و دادگستري، در مبارزه با جوانان قانون شکن و تبعات این حمله گسترده، به هدر می رود.

در این جنگ نابرابرفرهنگی، سربازان مدافع فرهنگ و ارزشها و هویت ایرانی، بجز بغض و مشت های گره کرده و تفنگهای چوبی و تانکهای کاغذی سلاحی نداشتند، و این جنگ نابرابر، جنگی نبود که بتوان در آن اینگونه مبارزه کرد، و شکست نخورد و پیروز شد. این جنگ نابرابر، سلاح و مهمات و طرح و برنامه خاص خودش را می خواست، و آن چیزی بود که ما نمی خواستیم داشته باشیم.

در جنگ نابرابر، مفسدان اقتصادی و دلالان و مديران ضعيف و ناشايسته، سرباز دشمن گشتند و توطئه چيدند و رشد کردند، و برای  شروع مبارزه در این جنگ، باید بدون مصلحت و با قدرت، به فرماندهان فاسد اقتصادی و دلالان، از هر جنس و رنگ، شبیخون زد، و آنان را قاطعانه و بدون ترحم از بین برد.

حل مسئله مفسدان اقتصادی از حل قضیه هسته ای مهمتر است.

راه نجات ایران و ایرانی، از پیروزی در جنگ نابرابر فرهنگی می گذرد، و این جنگ فرهنگی، سربازان و فرماندهان فرهنگی می خواهد، فرماندهانی که فرهنگ و جنگ را بشناسند، و برای هر تک، پاتک، برای هر موشک، موشک؛ و برای هر گلوله، گلوله ای داشته باشند.

هم وطن! اندیشه و قلمت را بردار! به سياست نگاه نكن! جبهه فرهنگ! منتظر من و توست.

محمد رضا شوق الشعراء  13/10/84

 

 

صفحه نخست     ارتباط با ما     پيوندها     آرشيو     درباره ما   شوق دات کام 

تمامی حقوق این سایت برای سایت تحلیلی ، خبری شب نیوز محفوظ است