
پاسخی به
شیر و خط کردن محسن رضایی
راه درست در
سیاست و خدمت، شیر و خط کردن نیست
محسن رضایی،
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در نامه ای به اصولگرایان انقلاب اسلامی، بدون
توجه به اصول اولیه سیاست جهان امروز، از شیر و خط کردن و انتخاب «برنامه
خاتمی» یا «راه احمدی نژاد» می گوید.
اشتباه
تحلیل رضائی، که همچنان ازدیدگاه سیاست و قدرت به جامعه نگاه می کند،
درهمان خطوط اول نامه بخوبی مشخص می شود؛ جایی که او بدون تحلیل دقیق و
روانشناسی توده، دو انتخابات دوم خرداد و سوم تیر را که از جنس دیگری
بودند، با جنس 24 آذر مقایسه می کند.
مردم در دوم
خرداد، بدون شیر و خط کردن، و برای رسیدن به فردای بهتر، ازبین ناطق نوری و
خاتمی، خاتمی را انتخاب کردند و درسوم تیر، برای رسیدن به فردای بهتری که
به آن نرسیده بودند، بین هاشمی و احمدی نژاد، احمدی نژاد را، و اما نقطه
مشترک بین دوم خرداد و سوم تیر و 24 آذر، تنها و تنها، بی توجه ای مردم به
خواست و نگاه احزاب و سیاست بازان بود.
در خبرگان
مورد استناد محسن رضایی، هم هاشمی رفسنجانی حضور دارد و هم مصباح یزدی، و
اینکه با چه رایی و با چه همراهان و هفکرانی، این دو به این مجلس راه یافته
اند، در ارزش رای آنان در مجلس خبرگان، تاثیر چندانی ندارد، و هیچکدام
بدلیل عدم کسب رای، خارج ازمجلس خبرگان نمانده و بازنده نگشته اند، و با یک
نگاه سطحی به منتخبین شوراهای شهر در سراسر کشور نیز مشخص می شود، که
مستقل ها خیلی راحت و با حربه تبلیغات، در کسب صندلی شوراها، گوی سبقت را
ازاحزاب و اصولگرایان و اصلاح طلبان ربوده اند، و در نهایت اینکه بار تخصصی
و فنی و تجربی اکثریت شوراهای شهر سراسر کشور، بسیار اندک است، و ممکن است
که این ناهمگونی ساختاری و بی اطلاعی منتخبین از قوانین شورا و شهرداری و
نبود تجربه اجرائی، باعث آن شود تا برای بسیاری ازشهرها، وزارت کشور مجبور
و موظف به انتخاب شهردار شود، و بسیاری ازاین شوراهای ناهمگون، تا پایان
دوره چهار ساله ازهم بپاشد، و یا اینکه نوع عملکرد و هزینه شان به نحوی
باشد که مردم ازخیر وجود شوراها گذشته، و ازوزارت کشور و رئیس جمهور و
مسئولین، انحلال شوراها را درخواست نمایند.
دولت نهم
زیرکانه و سیاستمدارانه، اشتباه دولت هفتم را تکرارنکرد، و طرفداران دولت
نهم، بر خلاف طرفداران دولت هفتم، شوراهای شهر را در اختیار نگرفتند، پس
برخلاف آنچه عنوان و تحلیل و تبلیغ می شود، بازنده انتخابات شورای شهر دولت
نیست، که برنده دولت است؛ چرا که معدود منتخبین احزاب و اصلاح طلبان و
اصولگرایانی هم که به شورا راه یافته اند، در مقابل مستقل های عضو شوراها
برگ برنده ای در دست ندارند و شکست شوراها و نتیجه عملکرد آنان که
بطورمستقیم با مردم سر و کار دارند، باعث گرایش بیشتر مردم به دولت و
طرفداران دولت خواهد شد، و نتیجه این گرایش و چرخش، در انتخابات بسیار مهم
مجلس تاثیر خود را خواهد گذاشت.
دولت نهم،
با ترفند خود خواسته و حتی فدا کردن نزدیکترین افراد به دولت، ضمن اثبات
سلامت و آزادی انتخابات، شوراهای شهر را که نتیجه ای جز دردسر سازی و
گرفتاری برای احزاب و جریان های سیاسی ندارند، برای رسیدن به مجلس و کسب
قدرت و بدست آوردن کرسی مجلس از دست داد، و واگذار کرد؛ و مجلس هشتم،
به احتمال بسیارزیاد، با توجه به موقعیت و شرایط ایجاد شده، در انحصار
طرفداران دولت نهم خواهد بود، و آن مجلس، که بمراتب بیشتر ازشوراهای شهر
قدرت، و درسیاست های کلان نقش دارد، سهم و نقش مهمی در انتخابات ریاست
جمهوری دوره دهم ایفاء خواهد کرد.
با توجه به
شرایط پیش آمده، و گرفتاری آمریکا و انگلیس در عراق و افغانستان و لبنان، و
فشار افکارعمومی آمریکا و انگلیس بر دولت بوش و بلر، مسئله قضیه ای هسته ای
در نهایت، به نفع دولت نهم و احمدی نژاد تمام خواهد شد، چرا که مسئولین
ایران نیزهمچون مسئولان کشورهای غربی خوب می دانند، حربه تحریم و تهدید، یک
توپ خالی است و در فرصت دو ماهه، و شاید کمتر، احمدی نژاد با اعلام حقایقی،
و شکست برنامه و تهدیدهای انگلیس و آمریکا، تبدیل به قهرمان ملی ایران و
ایرانیان خواهد شد.
احمدی نژاد،
بر خلاف آنچه که تحلیگران سیاسی حزبی و رسانه ها، اعلام و تحلیل و تبلیغ می
کنند، راه صحبت و سیاست معامله با قدرت های خارجی و جذب توده و مردم
را خوب می داند، و در کوتاه مدت، با سرگرم کردن مخالفین داخلی خود به مسائل
کوچک و جزئی، برنامه رسیدن به اهداف بزرگ خود را با سیاست و زیرکانه و
ظریفانه، پیاده و اجراء خواهد کرد.
دولت نهم،
بخوبی عدم تاثیر مطبوعات و رسانه های داخلی را بر افکار عمومی ایران می
داند، و بهمین دلیل ساده، وقت و انرژی خود را صرف مطبوعات کم تیراژ داخلی،
و سایت هایی که مراجعه کننده زیادی ندارند نمی کند، احمدی نژاد، رای و
طرفداری و حمایت کسانی را می خواهد، که روزنامه نمی خوانند و ازسایت ها خبر
نمی گیرند، و این یعنی رای اکثریت ملت ایران، و حال سیاستمداران و مدعیان
سیاست، مدام با تحلیل و تزهای خود شیر و خط کنند.
محمد رضا
شوق الشعراء 7/10/85 یزد
شير يا خط، خاتمي يا احمدينژاد؟
نامه محسن
رضايي به اصولگرايان انقلاب اسلامي |