
وقتی که عشق و امید و ایمان می میرد!
در شیراز اتفاق افتاد
پدری، دو دحتر 13 و 18 ساله و پسر 8 ساله اش را با «پتک» کشت!
چند روز پس
از آنکه در «هشتگرد» کرج، پدری با قساوت و بی رحمی،
دو دختر خردسال 8 ساله و یک سال و
نیمه اش را حلق آويز
کرد،مرد پنجاه
ساله بازنشسته ای در شیراز، نیمه های شب ، در نبود همسر و دختر بزرگش،
بخاطر فقر و ترس از آینده مبهم فرزندانش، هدی و هانیه و هادی، سه فرزند 8 و
13 و 18 ساله اش را کشت، و خود را به پلیس تسلیم کرد، و اما در آن نیمه شب
رمضان، همسر و دختر بزرگ این قاتل کجا بودند، و چرا پدر روانی، با سه
فرزندش تنها در خانه مانده بود؟!...
سرهنگ محمدي، رييس پليس
آگاهي فارس در گفتوگو با ايسنا
درباره جنايت دلخراش يكشنبه
شب شيراز گفت: نيمههاي شب يكشنبه 25 شهريور ماه، مرد 50 ساله
در تماس با اپراتور
مركز فوريتهاي پليسي 110 پس از آنكه با صداي گرفته اظهار كرد
«بچههامو كشتم»،
آدرس
محل را در اختيار ماموران قرار داد و بدين ترتيب با حضور تيم پليس جنايي،
كارآگاهان با مرگ دلخراش دو دختر 18 و 13 ساله به نام «هدی» و «هانیه» در
يكي از اتاقهاي منزل مواجه شده و
جسد
«هادی» پسر 8 ساله نيز به عنوان آخرين قرباني پدر در اتاقي ديگر يافته شد.
با کشف جسد سه فرزند محمود، بازپرس جنايي دستور انتقال
اجساد به پزشکي قانون را صادر کرد و متهم را براي انجام تحقيقات فني در
خصوص شيوه قتل به بازداشتگاه پليس آگاهي شيراز سپرد تا کارآگاهان اداره
مبارزه با قتل بازجويي از وي را آغاز کنند.
محمود در نخستين جلسه بازجويي گفت: من يک «کارمند
بازنشسته» هستم که «حقوقم» کفاف زندگيمان را نمي دهد. از اين رو از مدتي
پيش تصميم به خودکشي گرفته بودم، اما براي عملي کردن تصميم خود دو دل و
مردد بودم، چرا که هر گاه تصميم مي گرفتم اين کار را انجام دهم، نگراني
آينده بچه هاي کوچکم مرا عذاب مي داد. آن شب «همسر» و «دختر 22 ساله ام»
خانه نبودند. من تا «نيمه شب» بيدار ماندم تا تصميم خود را عملي کنم و براي
يک لحظه اين فکر به ذهنم رسيد که سه کودک خود را نيز بکشم، تا پس از مرگ من
براي آنها مشکلي پيش نيايد و مانند من چنين عاجز و مستاصل نشوند. بنابراين
از انبار خانه پتکي برداشتم و به اتاق دخترها رفتم. آنها خواب بودند. ابتدا
با «پتک» ضربه اي به سر «هدي» دختر 13 ساله ام زدم، سپس ضربه اي به سر دختر
بزرگ ترم « هانيه» کوبيدم. اما اين ضربات کاري نبود. آنها جيغ مي کشيدند و
من با ضربات بعدي هر دو را از پاي درآوردم. سپس به اتاق «هادي» فرزند 8
ساله ام رفتم، او با وحشت از خواب پريده بود و گوشه اتاق از ترس مي لرزيد.
وقتي مرا با پتک خونين در حال ورود به اتاق دید، ناخودآگاه گريه اش گرفت.
به سمت او رفتم. مصمم بودم که کار را تمام کنم، به همين دليل بي توجه به
التماس هاي او، به وي حمله ور شدم و با ضربات پتک او را نيز به کام مرگ
کشيدم. پس از قتل فرزندانم به پذيرايي رفتم اما هر چه تلاش کردم نتوانستم
براي خودکشي اقدام کنم به همين دليل با پليس تماس گرفتم.
با اعتراف اين مرد 50 ساله به جنايت هولناک خود کارآگاهان
براي ريشه يابي اين جنايت تحقيقات خود را ادامه دادند و مشخص شد که اين مرد
پيش از اين نيز بارها در لحظات عصبانيت فرزندانش را مورد ضرب و جرح قرار
داده و همسايگان از صداي ضجه و ناله فرزندان محمود که همواره به گوش مي
رسيده به عنوان عذابي هميشگي ياد کرده اند. به گفته سرهنگ محمدي رئيس پليس
آگاهي شيراز بررسي سوابق پزشکي متهم نيز نشان مي دهد که وي سابقه بيماري
رواني دارد و يک بار نيز در بيمارستان روانپزشکي بوعلي شيراز بستري شده و
تحت درمان قرار گرفته است. در حال حاضر محمود به اتهام قتل سه فرزندش در
اختيار پليس آگاهي شيراز قرار دارد.