
آقای
رئیس جمهور، شب بخیر!
آسمان
ابریست ، تاریک است. ستاره ها مرده اند، ملت خوابیده است. شما نیز پشت به
توفان، راحت و آسوده بخوابید، ایران، عاقبت، بیداری که بیدارش کند را پیدا
خواهد کرد.مطمئن باشید، آرام بخوابید، شاید خواب فردای بهتر را ببینید.
شب بخیر-
آقای رئیس جمهور
آقای رئیس
جمهور!
تاریخ
درباره سیدی که توانست، در برهه ای از زمان، با پیدا کردن موج، شور و
احساسات میلیونها جوان را بر انگیزد، و آنها را محترمانه و آگاهانه فریب
دهد، چه قضاوتی خواهد کرد؟
شاه سلطان
حسین، فتحعلیشاه و احمد شاه با ایران و ایرانی چه کردند؟
خاتمی، با
ایران ایرانی چه کرد و چه می کند؟
آقای رئیس
جمهور- شب بخیر، باشد که تاریخ، خاتمی را فراموش کند.
آقای رئیس
جمهور!
حکومت بر
ملتی فقیر و بیمار و بیچاره و دردمند و دربند،چه افتخاری دارد؟ حکومت بر
کشوری که زیباترین و نجیبترین دخترانش صادر می شود، که بهترین جوانانش
معتاد، دزد و فاسد شده اند، که انسانهای پاک و صادقش، مجبور به دزدی و خود
سوزی می شوند، که کسی جرات و قدرت فکر کردن ندارد، چه آبرویی دارد؟ ریاست
بر کشور ثروتمند بی برنامه ای که در آن آقازاده ها و فرصت طلبها و دلالها،
ثروت های کلان اندوخته و قوم سالاری و رابطه پروری، جای شایسته سالاری و
نخبه پروری را گرفته است، که هزاران هزار دانش آموز فقیرش، از دوران
ابتدایی ترک تحصیل می کنند، که (عده ای از) زنان طلاق گرفته اش همراه با
دختران نوجوان فراری ، به خانه های فساد پناه می برند، چه لذتی دارد؟
شب بخیر-
آقای رئیس جمهور، افتخار کنید، آبروداری کنید و لذت ببرید.
آقای رئیس
جمهور!
به فرهنگ،به
تاریخ، به ایران و ایرانی خیانت کردید.
ایران آباد
و آزاد کجاست؟ در کجا قرار دارد؟
ایرانی آگاه
و آزاد اندیش، درکجا سر بلند می کند؟
فردای بهتر
کو؟
مردم هیچ،
تاریخ هیچ، خدا، رئیس جمهور را، بخاطر آنچه که با مردم کرد، خواهد بخشید؟
گناه جوانان
و نوجوانانی که در«سالهای جمهوری خاتمی»معتاد و دزد شدند، دخترانی که فاحشه
شدند، زنان مطلقه ای که خیابانی شدند، انسانهایی که قاتل شدند، نجیب هایی
که خودکشی کردند، آزادگان، نویسندگان و اندیشمندانی که زندانی شدند،
مظلومانی که خانه خراب ظلم شدند، به گردن رئیس جمهوریست، که نخواست و
نتوانست از فرصت ها استفاده کند، که شعار داد و شعار زده شد، که نتوانست
همان دیروز بدتر را، برای ملت اعتماد کرده حفظ کند. که نتوانست راهبر امینی
و صالحی برای ملت باشد.
شب بخیر-
آقای رئیس جمهور، راحت بخوابید، آنکه باید خواب باشد بیدار است.
آقای رئیس
جمهور!
زلزله در
راهست، فردا در هنگامه زلزله، چه فکری خواهید کرد؟ یعنی در هنگامه فاجعه،
فرصت فکر کردن هست؟ کشتی در حال غرق شدن است، دریا طوفانیست، موتورها از
کار افتاده است، کف کشتی سوراخ شده است، فردا برای چیزی که دیگر نیست، چه
فکری می شود کرد؟
شب بخیر-
آقای رئیس جمهور، خاک را باد، کشتی را آب برد، راحت بخوابید.
آقای رئیس
جمهور!
پایگاه و
محبوبیتی که بخاطر شرایط خواست اجتماعی، راحت و ساده پیدا کردید، ساده و
راحت از دست دادید. یکروز میلیون ها عاشق حسین، از سیدی که می خواست رئیس
جمهور شود، حمایت کردند و امروز، میلیونها عاشق حسین، از سید عهد شکسته،
شکایت می کنند.
براستی این
راه را چگونه آمدید؟ چگونه می شود، به میلیونها نفر پشت کرد؟ چگونه می شود
خواست میلیونها نفر را نادیده گرفت؟ چگونه می شود با سرنوشت میلیونها نفر
بازی کرد؟ چگونه می شود در طول فقط چند سال، میلیونها دوست را دشمن کرد؟
شب بخیر-
آقای رئیس جمهور، شما در تاریخ ایران، یک استثناء، یک پدیده، یک معجزه
هستید.حتی شاه سلطان حسین ضعیف النفس نیز، وقتی شرایط را دید، وقتی
اطرافیان خود را شناخت، وقتی نیروهای موجود را بر انداز کرد، وقتی به قدرت
خود نگاه کرد، وقتی وزراء و مشاورانش را شناخت، وقتی خود را شناخت، و وقتی
استعفاء داد و تاج را بخشید، به آینده ایران و ایرانی فکر می کرد.
شاه سلطان
حسین،شاه سلطان حسین نبود،شاه سلطان حسین شد.آقای رئیس جمهور- شب بخیر
آقای رئیس
جمهور!
قدرت و
اختیار انتخاب وزرا و استانداران و مشاوران و معاونان را داشتید یا
نداشتید؟ اگر وزرا و استانداران و مشاوران و معاونان، اشخاص دیگری بودند،
وضعیت امروز ایران و ایرانی اینگونه بود؟ وزرا و استانداران ضعیف را چه کسی
انتخاب کرده است؟ مدیران با مردم فاصله دار را چه کسی بر سر کار گمارده
است؟ چه کسی باعث رشد جبهه مشارکت شده است؟ دست اندرکاران و هواخواهان جبهه
مشارکت و دوم خرداد، چه کسانی هستند؟
اقوام دور و
نزدیک رئیس جمهور، همه پست و مقام گرفته اند. این شایسته سالاری بود؟ وقتی
رئیس جمهور، اصل شایسته سالاری را رعایت نکند، آیا دیگران رعایت خواهند
کرد؟ اگر اقوام و دوستان و اطرافیان شما، بر جای خود مانده بودند، اینگونه
بین ملت و رئیس جمهور فاصله می افتاد؟
جبهه
مشارکت، به اصلاحات، به آرمانهای انقلاب، به جوانان در جستجوی فردای بهتر،
و به خاتمی، با عملکردهای سطحی و غیر مردمی خیانت کرد، مشارکت به خاتمی
اعتبار نبخشید،این خاتمی بود که اعتبار و آبروی خود را به مشارکت چیان مفت
و ارزان فروخت.
آقای رئیس
جمهور- شب بخیر، آسوده بخوابید. دیگر مشارکتی در کار نیست.
آقای رئیس
جمهور!
اگر
بخواهید، هنوز زیاد دیر نیست.
اگر
بخواهید،هنوز فرصت هست.هنوز برای جبران اشتباه، هنوز برای عمل، هنوز برای
درمان و پیشگیری فرصت هست،حرکت کنید، فقط کافیست یک قدم بردارید.
اصلاحات را
اینبار از خود شروع کنید،از کابینه، و از پیرامون خود، مردم در انتخابات
شورا ها با سکوت فریاد زدند.نشنیدید؟ چه کردید؟ انقلاب که نباید با فریاد
باشد، با سکوت نیز می شود فریاد زد.
آقای رئیس
جمهور- شب بخیر،آسوده بخوابید،اینک ملت ساکت است.
آقای رئیس
جمهور!
وقتی به
یاری خدا و همراهی مردم رئیس جمهور شدید، ویزیت پزشکان در شهر شما دویست
تومان بود، الان بیش از دو هزار و پانصد تومان می باشد، چرا؟ آیا حقوق
کارگران و معلمان و کارمندان نیز،به همین صورت رشد کرد؟ آیا کارگران و
معلمان و کارمندان به شما رای نداده بودند؟
آقای رئیس
جمهور- شب بخیر، آسوده باشید.معلمان چیزی برای خوردن، جایی برای زندگی، و
موضوعی برای درس دادن، پیدا خواهند کرد.
آقای رئیس
جمهور!
بزرگترین
سلاح شما، صداقت و سادگی و متانت شما بود، سلاح خود را قبل از زنگ زدن
بردارید، ودیگر از صلح نگویید.
ایـن بار از
جنگ بگویید.جنگ با غارتگران، با انحصارطلبان، با قاچاقچیان، با دلالان، با
قانون شکنان، با سر مایه داران،با مغروران، با کاخ داران، با کوخ پروران،
قلم و زبان و دل خود را بردارید، به میان مردم بروید، آنها اختیار و قدرتی
به شما دادند، که از آن غافل بودید.اگر حقیقت را دوست دارید،اگر ایران و
ایرانی را دوست دارید، اگر ایران و ایرانی برای شما مهم است. اگر رنگ خون
شما با ملت فرق ندارد. یک تنه با قدرت، در کنار ملت بایستید، یا می روید،
یا می مانید و می سازید، و اینبار، تاریخ درباره خاتمی، به گونه ای دیگر
قضاوت خواهد کرد.
شب بخیر-
آقای رئیـس جمهور
محمد رضا
شوق الشعراء - یــــزد 16/3/82