
جامعه سالم،
مطبوعات سالم و خبرنگار آگاه می خواهد
جامعه سالم
و پیشرو را مطبوعات آزاد می سازند، ومطبوعات آزاد و پیشرو، برای روشنگری
ورشد فرهنگ جامعه، و جلوگیری ازسوء استفاده قدرتمندان از قدرت، نویسندگان
آگاه و خبرنگاران بیدارمی خواهند.
وقتی بدون
قاعده و اصول، و درراستای منافع و مقاصد جریاناتی خاص، عده ای با کمترین
سابقه نویسندگی و مطبوعاتی، بنا به رابطه، و صرف داشتن مدرک و وابستگی، با
کسب مجوزاز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، یکشبه صاحب امتیاز ومدیر مسئول و
سردبیر و صاحب روزنامه ومجله می شوند، دیگرانتظار سلامت و پویایی، از
مطبوعاتی که بدون کمک دولتی نمی توانند به حیات خود ادامه دهند، نمی توان
داشت.
غفلت و
کوتاهی و قصور نویسندگان وعدم توجه به نیاز و خواست مردم و نشناختن شرایط و
سیاست زدگی، باعث تعطیلی دهها نشریه، و توجه وعنایت مسئولین فرهنگی شعار
گرا و غوغا سالار به آمار و کمیت، منجر به واردات بی رویه کاغذ و چاپ و نشر
بیش از هزاران روزنامه و هفته نامه و ماهنامه و گاهنامه در کشور گشته است،
که بسیاری ازین آگهی نامه های بی خواننده، جز استفاده از سهمیه های دولتی و
درج خبرهای تکراری، عملکرد مشخص دیگری ندارند و نمی توانند داشته باشند.
جراید محلی
به شدت از کمبود نیروی متخصص و کاردان و مدیریت فرهنگی رنج می برند، و هیچ
کارشناس و خبرنگاری نیست تا از مدیران فرهنگی و سیاسی کشور و انجمن صنفی
روزنامه نگاران سوال کند، آیا به تعداد جراید، نویسنده و خبرنگار آگاه و
کاردان در کشور وجود دارد؟!
مطبوعات و
جرایدی که بدون داشتن لوازم اولیه فرهنگی و نیروی کار بلد، در راستای کمیت
پروری مسئولین شروع بکار نموده اند، به اجبار با صدور کارت خبرنگاری و
روزنامه نگاری، عده ای بی خبرتر از خود را خبرنگار و نویسنده کرده اند، و
این افراد فاقد مطالعه و شناخت اصولی، بدون توجه به پیامد و عواقب کار،
تنها در راستای کسب منفعت و خدمت بیشتر به مدیران و مسئولین محلی، فعالیت
می کنند.
البته اگر
بنا بدلایل مشخص، مسئولین از وضعیت و کیفیت موجود مطبوعات ناراضی بودند،
وضعیت مطبوعات بدینگونه نبود، چرا که خبرنگار آگاه و کاردان، با تیزبینی و
نقد آگاهانه، اجازه سوء استفاده و عملکردهای بی قاعده و تشریفاتی را به
مدیران و مسئولین نمی دهد.
متاسفانه
امروز بر خلاف قاعده، بسیاری ازخانه های مطبوعات شهرها و استانهای کشور، با
توجه به نگرشهای حزبی و جناحی حاکم و فراموش کردن اصول و اهداف تشکیل خانه
های مطبوعات، در انحصار کسانی با کمترین سابقه و تجربه و مطالعه درآمده
است، که هدفی جز کسب نام و نان ندارند.
با یک
برنامه ریزی صحیح و آگاهانه، بدون در نظر گرفتن مصلحت سیاسی، خانه های
مطبوعات و طیفی که بی قاعده به صرف صدور و داشتن کارت خبرنگار شده اند، می
بایست تصفیه شده، و پخش کنندگان جرایدی که در راستای فروش جراید و کسب
آگهی، از طرف دفاتر مرکز، بدون توجه به رسالت و وظیفه خبرنگاری، خبرنگار
شده اند، شناسایی، و مورد آزمون دوباره قرار گیرند.
نویسنده و
خبرنگار قبل از شام و ناهار و شیرینی و نان و وام و سکه و لوح و تقدیر و
کیف و خانه و میز و کامپیوتر و کاغذ و تلفن همراه، آزادی نوشتن و اندیشیدن
می خواهد، آیا مسئولینی که با گشاده دستی و با هزاران تبلیغ و تشریفات،
برای راضی نگاه داشتن طیف سیاهی لشگر مطبوعات ساکن و آرام، بسیاری از
چیزهای مادی را به خبرنگاران تقدیم می کنند، می توانند آزادی و امنیت نوشتن
را نیز هدیه دهند؟
خبرنگار
بیدار و نویسنده آگاه، تملق نمی گوید. مدح نمی سراید. دروغ نمی نویسد؛ و
بدون واهمه و در نظر گرفتن مصلحت و منفعت، می پرسد و می نویسد و بدنبال
جواب می گردد.
در دوران
اصلاحات و هنگامه ای که با توجه به آمار و تیراژ بر خلاف شعار رشد و توسعه
فرهنگی! تنها دو درصد مردم ایران روزنامه می خوانند و کمتر از یک درصد به
مطبوعات اعتماد دارند، بنا بدلایل گوناگون و غير عقلانی، بیشترین کمک
مسئولین فرهنگی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به بهانه ها و مناسبت های
مختلف، شامل حال اصحاب مطبوعاتی خاص گشته است. مطبوعاتی که با نگرشهای خاص
سیاسی و جناحی، و دامن زدن به مسائل سیاسی و عدم نقد منصفانه و گزارش های
تحلیلی، گاه کمترین نقش را در معرفی فرهنگ و درج مسائل مردمی و اجتماعی
داشته اند.
دلیل کمک
مسئولین فرهنگی کشور و استانها به اصحاب مطبوعات کشوری و محلی، که بدون در
نظر گرفتن کیفیت و شیوه عمل صورت گرفته، در راستای چه اهدافی و به چه منظور
بوده است؟
جامعه سالم
را مطبوعات سالم می سازنند، و اما جرایدی که بهر دلیل از کمک دولتی و
جناحهای سیاسی بهره مند می شوند، تا چه حد می توانند سلامت قلم و حرفه خود
را سالم و پاک نگهدارند؟
بسیاری از
مطبوعات کمیت گرای، با توجه به سیل و سیر کمک های دولتی، تبدیل به خبرنامه
و آگهی نامه و وزیر و مدیر و رئیس جمهور نامه و نان دانی گشته اند، و در
این میان آنچه که براحتی و بسادگی فراموش شده و از یاد رفته، کیفیت گرایی و
مصالح و خواست مردم بوده است و می باشد.
متاسفانه با
توجه به شرایط پیش آمده و نوع نگرش اصحاب مطبوعات به حقایق اجتماعی و تیراژ
حقیقی جراید، نه مردم مطبوعات را قبول دارند، نه مسئولین باور، و تا آنروز
و آن زمان که مردم، مطبوعات و خبرنگاران را قبول کنند، و مسئولین باور،
بسیاری از اصحاب مطبوعات باید بسیار تلاش و مطالعه کننند، تا وضع موجود
حاکم بر فضای مطبوعات تغییر کند.
نتیجه
انتخابات اخیر ریاست جمهوری، با توجه به خط مشی سیاسی و تبلیغاتی بسیاری
ازجراید، قدرت و تاثیر مطبوعات و نویسندگان را بر افکار عمومی جامعه ثابت
کرد و نشان داد، که تا چه حد مطبوعات با مردم فاصله دارند.
در عصرموج
سوم و دوران حاکمیت اینترنت و خبرگزاریها، رسانه و روابط عمومی و مطبوعات
یک حرفه است، و رسانه ها و مطبوعاتی می توانند داعیه خدمت رسانی و روشنگری
داشته باشند، که حرفه ای بوده و حرفه ای عمل کنند.
اگر مطبوعات
نتوانند بدون کمک و همراهی دولت و مسئولین به حیات خود ادامه دهند و ضمن
تامین هزینه به سود دست یابند، حرفه ای نیستند و نمی توانند که حرفی برای
گفتن داشته باشند.
اعلام کمک
مسئولین به مطبوعات و اختصاص بدون نظارت و بررسی سهمیه ارزی به مطبوعات،
دولتی بودن و مردمی نبودن مطبوعات را ثابت می کند، و افشاء این مسئله، نه
افتخاری برای مسئولین سیاسی و فرهنگی کسب می کند، نه برای مطبوعات.
خبرنگاران و
سرپرستان مطبوعات سراسری در مراکز استانها و شهرستانها با پیوستن به حلقه
کمک بگیران دولتی، هیچگاه نمی توانند خدمت مفید و مهمی به جرایدی که حقوق
آنان را تامین می نماید بکنند، و این بر مدیران مسئول و سردبیران روزنامه
های سراسری می باشد، که با آموزش و تعمق و دقت بیشتر در انتخاب، سرپرستان و
خبرنگاران خود را از پیوستن به جریانات سیاسی و خانه های مطبوعات محلی و
گرفتن کمک از مسئولین دولتی و تهیه رپرتاژهای تبلیغاتی و مصاحبه های دولتی
منع بنمایند.
سرپرست و
خبرنگار روزنامه ای که از دفتر مرکزی حقوق می گیرد تا حافظ منافع و مصالح
روزنامه خود باشد، با گرفتن هدیه و کمک از مدیران دولتی، به رسالت قلم و
برنامه روزنامه خود خیانت می کند، و هیچگاه نمی تواند با توجه به سیر حرکتی
خود، نقش و سهمی در بالا بردن تیراژ و جذب و جلب مردم به مطالعه و خرید
روزنامه داشته باشد.
در بسیاری
از مواقع و در میان غفلت و بی خبری مدیران مسئول جراید سراسری، خط نگارش و
فکری سرپرستان و خبرنگاران جراید کشوری با توجه به شرایط و موقعیت استانها،
با خط و مرام روزنامه بسیار تفاوت و فاصله دارد. تهیه مصاحبه های سفارشی و
چاپ ویژه نامه های تبلیغاتی، بیانگر این نکته می باشد.
تنها راه
برای رشد کیفی مطبوعات و جدا کردن سره از ناسره، قطع کمک های دولتی به
خبرنگاران و مطبوعات و دادن مسئولیت دخالت و نظارت به انجمن صنفی روزنامه
نگاران می باشد.
کار و
فعالیت مطبوعاتی و خبرنگاری و نویسندگی بیشتر از هر چیز به عشق نیاز دارد،
و تنها در یک صورت سیمای عاشقان بخوبی مشخص می شود، که از کمک و اعانه
دولتی خبری نباشد.
مسئولین
ومدیران دولتی اگر جامعه سالم و مطبوعات سالم می خواهند، می بایست با تعریف
دوباره نظارت، و بازنگری در شیوه کهنه صدور مجوز و قطع کمک و اعانه و عدم
دخالت، به این سالم سازی کمک کنند.
دولتی و نان
دانی گشتن مطبوعات، و دیکته نویس کردن خبرنگاران و نویسندگان عاقبت خوشی
برای مردم و ایران و مدیران و جامعه مطبوعات نخواهد داشت.
امروزدر
کنار چاپ آگهی مناقصه و مزایده های دولتی، متاسفانه با توجه به چاپ آگهی
های حضر وراثت و مراسم ترحیم، بسیاری ازمطبوعات محلی و کشوری، از قبل
مردگان و پیمانکاران نان می خورند، و تزریق بی قاعده و باج گونه کمک های
دولتی نیز در ادامه این روند، از خبرنگار و روزنامه نگار چیزی را می سازد و
پرورش می دهد که قابل گفتن نیست.
بسیاری از
روزنامه ها یا دولتی و تریبون دولت و ارگانها هستند، یا وابسته به احزاب و
جناحهای سیاسی و تریبون گروهها، و اما روزنامه ای که مردمی و تریبون مردم
باشد، کدام روزنامه است؟!
اگر تیراژ
کتاب و جراید در ایران بسیار پائین و مایه شرمساری مسئولین فرهنگی است، و
مردم کتاب و روزنامه نمی خرند و نمی خوانند؛ دلیل دارد، و دلیل آن را نه
درمسائل اقتصادی و معیشتی، که در مسائل و جریانات سیاسی و فرهنگی باید
جستجو کرد.
چاپ هزاران
روزنامه و مجله و بولتن کم خریدار و خواننده، با کاغذ سهمیه ای وامکانات
حمایتی و تیراژ کمترازپنج میلیون نسخه در کشور هفتاد میلیونی، افتخاری برای
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و مسئولین فرهنگی کسب نمی کند، چاپ و نشر
روزنامه ای با تیراژ و خواننده میلیونی است که می تواند، موجب افتخارایران
و مباهات فرهنگ ایران و سربلندی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نویسندگان
شود.
روزنامه
نگار و خبرنگار کیست؟ و رسالت و نقش و وظیفه مطبوعات درجامعه چیست؟سوال های
فراموش شده ای است که امروز جواب می خواهد. 1/6/84 |