تغییر وضع موجود ، تفسیر سوم تیر است!

درغوغای تخریب و تبلیغات و غوغا سالاری و عوام فریبی ، برای تغییر وضع موجود، توده محروم خاموش، با رای مظلومانه خود، بر علیه قدرت و ثروت، به آرامی قیام کرد، و بلند فریاد زد.

فریادی با تمام قدرت و وجود، برای شروع و انجام اصلاحات اصولی. فریادی برای نفی قوم سالاری و اجرای شایسته سالاری. اینک بسیاری از گوشهایی که صدای مردم را شنیده اند، می بایست در تفکر پاسخی منطقی، برای این صدای رسا باشند. سیاستمداران، سیاست را باید دوباره معنی کنند.

رای قاطعانه مردم، به کسی که بدون حمایت گروهها و جناحهای مطرح و پر ادعای سیاسی، با کمترین هزینه و تبلیغات، وارد عرصه انتخابات گشته بود، بیانگر فاصله بین خواست احزاب و مردم، تفکر دولت  با ملت، و دیدگاه سیاستمداران با مردم می باشد.

وقتی اکثریت گروههای سیاسی، با تمام تضادهای مشخص، در یک جبهه واحد، و برای دفاع از یک جریان، در کنار هم قرار گرفتند، مردم بیدار شدند، و به حقیقت رسیدند.

مگر می شود روحانیت مبارز در کنار روحانیون مبارز، و مشارکت، در کنار کارگزاران قرار بگیرد؟! احزاب و گروههایی که برای حفظ و کسب قدرت و ثروت، نتوانستند به اصول و مرامنامه خود وفادار بمانند، چگونه می خواسستند اعتماد مردم را جلب و جذب کنند؟!

هاشمی بنابدلایلی، ناخود آگاه، طعمه و قربانی منافع و خواست گروهها گشته، و بعنوان سمبل یک جریان قدرت و ثروت خواه، در مقابل مردم قرار گرفت.

ای کاش هاشمی! بدون توجه به ذهنیت ها ( هاشمی نمی آید، تا در تاریخ بماند) را خوانده بود.

ای کاش خاتمی! بدون توجه به واقعیت ها ( سید ! میلیونها دل عاشق حسین از تو حمایت می کنند) را فراموش نکرده، و (آقای رئیس جمهور- شب بخیر) را با دقت خوانده بود. و باشد که احمدی نژاد( امشب! برای فردا، ایران ترا انتخاب کرد) را از یاد نبرد.

توده آگاه مردم، برای اثبات غیر قابل پیش بینی بودن تفکر ایرانی، در ثانیه های وقت اضافه بازی بزرگان، به مطبوعات، احزاب و شعارو تفسیر و تحلیل ها نگاه نکرد، و بر خلاف خواست گروههای سیاسی، و پندار مدیران و نخبگان سیاست، بدون توجه و خواست و اهداف و تهدیدهای کشورهای خارجی، در یک حرکت فراگیر و خود جوش اجتماعی، بخاطر ایران، برای مبارزه با قدرت و ثروت و بی عدالتی اجتماعی، متحد شد، و به فرزند ملت، آهنگر زاده ای که یاد کاوه را در ذهن آنان زنده می کرد، رای داد.

حزب و گروه و جبهه و دسته و جناح مردم، بدون احتیاج به قیمویت لیدر و سر دسته و دستوربزرگترها، از میان حزبها، حزب خواست و مصلحت خود را انتخاب کرد، و برای رسیدن به امنیت و عدالت و توسعه و آزادی، کسی را انتخاب نمود، تا وظیفه ریاست جمهوری را، بار سنگین خدمت بداند.

احمدی نژاد را، برای ایران، خدا یاری کرد، و مردم انتخاب کردند.

حقیقتی که سالها برای بسیاری در صحنه سیاست، پنهان مانده بود، و مانده است. نقش خدا و مردم می باشد. و باشد که ششمین رئیس جمهور، بدهی سنگین خود، به خدا و مردم را هیچگاه فراموش نکند.

آنکه عزت و خفت می دهد خداست، و آنان که در جستجوی قدرت و ثروت، خدا را فراموش می کنند، بیش از مردم و خدا، به خود ظلم کرده اند و می کنند.

تحلیل ها را فراموش کنیم. واقعیت ها را بدور بریزیم. سیاست را از دریچه ای دیگر نگاه کنیم، و جای پای خدا را در خیلی از مسائل، از یاد نبریم. ایران بدون خدا هیچ است. ایران بدون ایرانی ایران نیست.

روزی که خاتمی با میلیونها رای، رویای مردم شد، خدا با او بود، و اما امروز؟

در طول تاریخ دیرین ایران، آنچه که بیش از هر چیز بر علیه منافع ملت و مصالح کشور نقش داشته است، فرصت طلبی فرصت طلبها، منفعت گرایی منفعت طلبها، و مصلحت خواهی، مصلحت طلبها بوده است.

امروز جریاناتی که می خواهند با حربه های مختلف، و فراموش کردن نقش خدا و مردم، پیروزی احمدی نژاد را به اسم و نفع خود قبضه کنند؛ خود را با هر شیوه ای به جریان جاری مردم می چسبانند؛ و همچون معامله گران خبره، در پی سود گام بر می دارند. فرصت طلبها هیچگاه لحظه ای فرصت را برای بدست آوردن موقعیت از دست نمی دهند. و این برای کسی که می خواهد با اتکا به قدرت مردم، همراه مردم، بخاطر مردم، با ثروت و قدرت مبارزه کند، بسیار کار مشکلی می باشد.

رای دادن، نقطه شروع حرکتست. برای رسیدن به فردای بهتر، مردم خود نیز باید بسیار تلاش کنند.

تنها و مهمترین وظیفه منتخب مردم، اجرا و تثبیت و مدیریت شایسته سالاری می باشد.

مردم خسته و ناامید از جدال و مناقشه پایان ناپذیر جناحها و گروهها، در جستجوی رفاه و عدالتند. و تنها این عدالت است، که می تواند، تبعیض و فساد و نا برا بری و ظلم و جور را نابود کند.

دشمنان مردم، با توجه به روند تاریخ ایران، در اولین فرصت، با تمام قدرت، به مقابله با فرزند ملت برخواهند خواست، و او را بخاطر حفظ منافع و مصالح خویش، با شیوه های مختلف از بین خواهند برد.

فرزند ملت، به افتخار تبار خود در صحنه نیامده است. فرزند ملت با نگاه به خدا حرکت کرده است، و او را از شر دوستان ناآگاه و دشمنان آگاه و قدرت طلبی قدرت طلبان و پول پرستی ثروت داران، خدا باید حفظ کند.

تاریخ ایران باز دوباره ورق می خورد، وکیل الرعایای در لباس رئیس جمهوربه میدان می آید. و او با توجه به تاریخ و حقیقت، هیچگاه فراموش نمی کند که کی بوده است و کی گشته است.

دنیای سرمایه داری و مدعی دموکراسی غرب باید، از دموکراسی و انتخابات ایران درس بگیرد، که در اصول این انقلاب، یک فردی بدون وابستگی حزبی و سرمایه و حمایت قدرت و ثروت، با اتکا به نیروی رای ملت، می تواند به بالاترین نقطه اجرایی کشور برسد.

آیا آمریکا و فرانسه و آلمان و روسیه، و دیگر کشورهای مدعی آزادی، در قرن حاظر، همچون نمونه ای را در خود سراغ دارند؟

فرزند ملت ایران، که ساده و بدون ادعا، حرف مردم را می زند، نه هنرپیشه است و نه بازیگر و نه بازیچه، و مردم این بار با تمام قدرت و توان، بدون یک لحظه غفلت در کنار کسی می ایستند، که بدون بدهی به گروهها، می خواهد برای ساختن ایران آباد و آزاد تلاش کند.

سرمایه داران، قدرت طلبان، مستکبرین، زراندوزان، کاخ داران، کوخ پروران، باید بروند. اگر چه طلحه و زبیر باشند. اگر چه در کنار پیامبر خدا شمشیر زده باشند.

مردم و انقلاب به کسی بدهی ندارند. آنها که به مردم و انقلاب بدهی دارند، باید در اولین فرصت، بدهی خود را بدون بهانه پس دهند، چرا که مردم، در اوج فقر و گرفتاری، عزم خود را جزم کرده اند، تا که به پشتوانه رای و فریاد خود، لایه های قدرت و ثروت را از هم جدا کرده و رسوا سازنند.

تحمل عدالت، بیش از اجرای عدالت مشکل می باشد. فاصله طبقاتی می تواند براحتی و بسادگی از بین برود، تنها کافیست که حق به حقدار داده شود، و حق کسی پایمال نشود.

مدیران با مردم فاصله دار، نابودگران تصویر عدالتند. متملقین و چاپلوسان، آفت عدالتند. منافقان و فرصت طلبان، دشمن عدالتند. زیادت خواهان و رانت خوران، بر باد دهنده عدالتند.

امروز و فردا! بادها، خیلی از پرچم و مسیرها را تغییر می دهد. اما فرزند ملت، نادری که در لحظه ناامیدی ملت از جا سر بلند کرده است، با کسی شوخی و رفاقت و رودروایسی ندارد. او می خواهد، نه با قلم قلم فروشان و دروغ دروغ پردازان، که با نگاه عمیق و دقیق تاریخ، در تاریخ ماندگار شود.

او در میان هزاران دوست تنهاست. او با هزاران یار تنهاست. دایره پیرامون او هر لحظه تنگتر می شود.

مواظب باش. روزنه ها را نبند. از بند دستها خودت را رها کن. نگذار بین تو و مردم دیوار بی تفاوتی بسازنند. نگذار رنگ و لباس و تصویرت را عوض کنند. مردم تو را اینگونه دیده و انتخاب کرده اند. پس تصویرت را در ذهن مردم نشکن. و رای و فریاد مردم را ارزان نفروش. بدون ترس و واهمه حرکت کن به جلو، خدا و مردم با تو هستند. باور کن.

ایران دیشب، با یک حماسه، ایران امروز شد، و حال من در اوج زخم و درد، به ایران و ایرانی افتخار می کنم. ایرانی امید را دوباره معنی کرد. ایرانی مقابل آنکس که رو در روی او ایستاده بود ایستاد، و حماسه ای دیگر خلق کرد، تا به ایران و جهانیان ثابت کند، که حماسه ساز، ایران است و ایرانی، که فرد حماسه ساز نیست. این ملت است که هر گاه بخواهد، حماسه می سازد.

تصویر با لبخند خاتمی، در کنار تصویر معین و هاشمی، نتوانست برای رئیس جمهور حماسه دیروز افتخاری کسب کند. ای کاش که در این روزها، خاتمی با اندکی تعمق، بخاطر ایران و تاریخ، تصویر خود را در کنار مردم گذاشته، و رای خود را  با مردم، در صندوق انداخته بود.

بازنده حماسه سوم تیر. نه هاشمی. که آمریکا و استعمار است. و برنده، نه احمدی نژاد، که مردم و ایران. عمل به شعار اصلاحات را ، بدون غوغا سالاری فردا خواهیم دید. انشاا...4/4/84

 

 

صفحه نخست     ارتباط با ما     پيوندها     آرشيو     درباره ما   شوق دات کام 

تمامی حقوق این سایت برای سایت تحلیلی ، خبری شب نیوز محفوظ است