یا عدالت!  یا آزادی؟ مسئله اینست

آزادی و عدالت، همچون شب و روز و مانند آتش و پنبه و عقل و احساس هستند، که نمی توانند در کنار هم قرار بگیرند، در طول تاریخ، همیشه یا آزادی قربانی عدالت شده، یا عدالت فدای آزادی گشته است؛ و این حقیقت تلخی است که بسیاری ، بنا بدلایل مختلف و تحلیل های غیر اصولی، سعی بر باور و قبول آن ندارند.

بسیاری ازنخبگان و متفکران اجتماعی، در جدال آشتی ناپذیر آزادی و عدالت، به عرفان پناه برده اند و می برند، چرا که عرفان، مرز بین عدالت و آزادیست.

محرومان و فقیران و گرسنگان ، عدالت و نان و کار می خواهند، و مرفهان و سیران و ثروتمندان، آزادی! و حال خواست کدام قشر، بر خواست قشردیگر چیره خواهد شد؟!

اجرا و تحقق عدالت، و مبارزه با فساد اقتصادی و از بین بردن تبعیض و فاصله طبقاتی، تحکم و زور و قاطعیت و دیکتاتوری می خواهد و این با اصول اعلام شده آزادی منافات دارد، چگونه می شود با آزادی عدالت را حاکم کرد، و چگونه می شود همراه با اجرای عدالت، آزادی را پاس داشت؟

اصلاح طلبان و آزادیخواهان، با نیم نگاهی به عدالت، از آزادی و توسعه سیاسی گفتند و شکست خوردند، و اصولگرایان و عدالت خواهان، با نیم نگاهی به آزادی، ازعدالت و مبارزه با فساد می گویند و در عمل موفق نخواهند شد.

در ادامه روند انقلابات عصر جدید، شعار «یا مرگ یا آزادی» به فریاد «یا عدالت یا آزادی» رسیده است، و برای رسیدن و دستیابی به آزادی و عدالت، باید یکی را انتخاب کرد.

آنچه که باعث عقب ماندگی و توسعه نیافتگی و به سرانجام نرسیدن برنامه های اصلاحی و سیاسی و اقتصادی در ایران شده است، خواست توام با هم عدالت و آزادی می باشد.

ایرانی! بنا به پندار و آرزوهای خود، در طول تاریخ، همه چیزرا با هم و یکجا می خواسته، و بهمین دلیل ساده، هیچگاه با تمام هزینه ها و تلاش ها، به آرزوها و خواسته های تاریخی خود دست نیافته است.

دو قشر و جریان در مقابل هم قرار گرفته، هیچکدام از خواست خود عدول نمی کنند، و در نهایت، بدلیل ناآگاهی و خودخواهی دو تفکر حاکم بر دو قشر، نه آزادیخواهان به آزادی می رسند و نه عدالت خواهان به عدالت!

تاریخ کوتاه پس ازانقلاب، براحتی اصل «یا عدالت یا آزادی» را اثبات می کند، بسیاری از انقلابیون، که در اوایل انقلاب ازاصول و ارزشها و عدالت می گفتند، وقتی جایگاه اجتماعی آنان تغییر کرد، به صف آزادیخواهان پیوستند، و حال مدافعان دیروز عدالت و مردم، امروزبدون نگاه به محرومیت و تبعیض و فاصله طبقاتی حاکم، از آزادی می گویند.

سرمایه و سرمایه داران و ثروتمندان، همیشه قادرند تا با استفاده صحیح و بموقع ازسرمایه خود، نخبگان را جلب، و توده محروم را آنگونه که می خواهند، فریب دهند و  به حرکت وادارند.

ابزارهای پر هزینه رسانه ای و مطبوعات و تبلیغاتی، که می توانند بر افکار عمومی تاثیر بگذارند، در اختیار ثروتمندان و سرمایه داران و آزادیخواهان می باشد، و آنها حتی درصورت شکست غیر قابل پیش بینی نیزقادر هستند، تا برنده را یا تسلیم خود کنند، یا از ادامه رفتن بازدارند.

اگر سرمایه های میلیاردی نبود، بعضی ازسایت ها و روزنامه های مدعی روشنفکری و آزادی خواهی، قادر به ادامه کار بودند؟!

انتخاب بین عدالت و آزادی، انتخاب بین ارباب و رعیت، و مابین کارگر و کارفرما می باشد، دفاع همزمان ازکارگر و کارفرما، و تلاش برای جلب رضایت توام کارگر و کارفرما، هیچگاه به نتیجه درستی که مورد رضایت دو طرف باشد  ختم نخواهد شد.

امروز توده و کارگران موقت و کارگران بیکار، به بهانه تورم و گرانی، در مقابل احمدی نژادی قرار گرفته است، که ازعدالت و آزادی و مبارزه با فساد می گوید.

تحقق و اجرای عدالت و مبارزه با فساد، قدرت و قاطعیت و تحکم می خواهد، و داشتن قدرت و قاطعیت و تحکم نیز لازمه اش دیکتاتوری می باشد.

دنیای غرب و سرمایه داری، با استفاده از اصول پنهان دیکتاتوری، امروز بدون نگاه و توجه به عدالت، با تمام قدرت و توان، از آزادی می گوید و از آزادی دفاع می کند، و جهان سوم محرومی که راه توسعه و نجاتش ازفقر و محرومیت در عدالت است، راه رسیدن به عدالت را در آزادی می بیند.

ازراه عدالت می توان به آزادی رسید، اما ازراه آزادی به عدالت، هرگز!

در عصر موج سوم و در حساسترین شرایط ، توده و روشنفکران باید دست به یک انتخاب تاریخی و سرنوشت سازبزنند، و برای یکبار، یک قشر و جریان، با ازخود گذشتگی و فداکاری، از خواست وآرزوی خود برای یک کوتاه مدت دست بردارند.

وقتی دهها و صدها دختر ایرانی بخاطر فقر و بی عدالتی و محرومیت، در شیخ نشنان عربی و داخل کشور گرفتار فحشاء و خود فروشی می شوند. وقتی هزاران کودک ایرانی بخاطر فقر ازادامه تحصیل بازمی مانند. وقتی هزاران جوانان ایرانی بدلیل نداشتن کار و مسکن قادر به ازدواج نیستند. وقتی هزاران ایرانی شب گرسنه می خوابند. وقتی هزاران جوان ایرانی بجرم سرقت و اعتیاد در زندان هستند. وقتی فقر و بیکاری باعث وقوع هزاران طلاق و ازهم گسستگی خانواده ها می گردد. وقتی میلیونها ایرانی در فقر و محرومیت بسر می برند. و هنگامی که محرومان و فقیران و گرفتاران جامعه، نمی توانند این نوشته ها را بخوانند، آزادی و آزاد بودن و با آزادی نوشتن، چه ارزشی دارد؟!  14/4/85

 

 

صفحه نخست     ارتباط با ما     پيوندها     آرشيو     درباره ما   شوق دات کام 

تمامی حقوق این سایت برای سایت تحلیلی ، خبری شب نیوز محفوظ است