
احمدی نژاد،
محکوم به شکست است؟!
اینکه داشتن
تخصص و سابقه و تجربه برای بهتر انجام دادن هر کاری لازم و مورد نیاز است،
و شایسته سالاری و نخبه گرایی قاعده پیشرفت و توسعه و تحول می باشد، در آن
شکی نیست، اما آیا این اصول و قاعده، تا به امروز در ایران اجراء شده است؟!
امروز و در
شرایطی که احمدی نژاد با کمترین تبلیغات و امکانات و هزینه، بر خلاف روند
قاعده حاکم، رئیس جمهور شده است، و سعی دارد تا بدون توجه به خواست و منافع
و مصالح احزاب و جناحها و نمایندگان مجلس، در راستای تحقق عدالت اجتماعی
حرکت کند، بسیاری از کسانی که سالهای سال بدون داشتن تخصص و تجربه و سابقه،
با اتکا به رابطه و پیوند قومی و حزبی،بر مسند امور بوده، و بدون مواجه شدن
با هیچ سوال و مشکلی به کار خود در پست های مختلف ادامه می داده اند، برای
حفظ وضع موجود، با حربه تخصص و تجربه، حملات خود را به نیروهای مورد اعتماد
احمدی نژاد شروع کرده اند.
بدلیل سیستم
و قاعده حاکم و وجود باندهای ریشه دار ثروت و قدرت، احمدی نژاد در ادامه
حرکت و مبارزه با فساد اقتصادی و رابطه سالاری، به سختی شکست خواهد خورد،و
مجلس بر خلاف پندارعمومی و تحلیل های سیاسی، پس از استیضاح وزرای کابینه،
عدم کفایت سیاسی او را صادر خواهد کرد.
در شرایطی
که برخلاف قاعده، رقبای انتخاباتی احمدی نژاد، پست های مهم و حساسی را خارج
از دایره دولت، در اختیار گرفته، و احزاب و جریانات مخالف، قدرت و تشکیلات
خود را حفظ کرده و گسترش داده اند، احمدی نژاد محکوم به شکست است، چرا که
می خواهد از عدالت بگوید و عدالت را اجراء کند، و انجام این امر، با این
مجلس و نمایندگانی که بدون داشتن سابقه و تخصص و تجربه، بدلیل وجود شرایط
خاص سیاسی و اجتماعی به مجلس راه یافته اند، و حقوق میلیونی می گیرند، غیر
ممکن است.
مردم برای
تغییر وضع موجود در سوم تیر به احمدی نژاد رای دادن، اما احمدی نژاد بخاطر
شرایط وضع موجود، قادر به انجام هیچ تغییری نخواهد بود، و اجازه و فرصت
هیچ تغییرو تحول عمیقی را نخواهد داشت، ضعف و مسائل پنهان گذشته با برنامه
ای گام به گام، کم کم در حال نشان دادن تصاویر خود هستند، و او نمی داند که
ناخود آگاه محلل و قربانی یک جریان از پیش تعیین شده، گشته است.
اتفاقی که
در شروع برای کابینه احمدی نژاد پیش آمد، هشدار نبود، اخطار بود. چرا که
این اتفاق، قبل از او برای هیچ رئیس جمهوری پیش نیامده بوده است.
مجلس پنجم
برخلاف پندار و سیاست حاکم بعد از دوم خرداد، تمام وزرای کابینه را تائید و
نمایندگان آن مجلس، و جریانات حزبی و سیاسی، با هیچکدام از استانداران
انتخابی او مخالفت نکردند، چرا که خاتمی از اصلاحات می گفت نه از تغییرات،
و اما امروز، رئیس جمهوری که قدرت انتخاب وزیران و اختیار انتصاب
استانداران را ندارد، چگونه می خواهد و می تواند که برنامه های خود را
اجراء کند؟!
درخت پر برگ
و شاخه ای که در زمینه رابطه و شعار، سالهای سال رشد کرده و در بهترین هوا
و با مساعدترین وضع ریشه دوانده و سایه گسترانده است را بسادگی و با یک
ضربه نمی توان قطع کرد، و بر روی ریشه های عمیق آن، درخت دیگری نشاند.
ریشه عدالت
را نمی توان بر ریشه بی عدالتی و تبعیض پیوند زد؛ همچنانکه در شوره زار
دروغ و ریا، قلمه و نهال حقیقت و راستی جان نخواهد گرفت.
مقاومت و
مبارزه و بازی، قبول از ورود احمدی نژاد به میدان شروع شده است، و حال این
رئیس جمهور
است و این
میدان مبارزه و بازی بی قاعده؛ فرهنگ و هنر و سیاست و اقتصاد و صنعت و
مطبوعات و توسعه، ابزار بازی و مبارزه بوده، و محتاج بازسازی و تغییر و
تحولند. رئیس جمهور، حرکت را از کدام محور و با کدام قاعده و توان و نیرو
آغاز خواهد کرد؟
فاصله عمیق
طبقاتی و تضاد شدید اجتماعی و نابرابری و فساد و فقر و فحشاء و بیکاری و
اعتیاد و نا امیدی و بی هویتی، تابلوهایی با قاب و بی قاب در قاب آئینه
روبرو هستند.
کارگران
قراردادی،امنیت شغلی. فارغ التحصیلان بیکار،کار و درآمد.محرومان و فقیران،
برابری و عدالت.نویسندگان و هنرمندان، آزادی و فضای باز. جوانان و
نوجوانان، امید و برنامه. بیماران و معتادان، درمان و دارو.حقوق بگیران،
ارزانی و رفاه. کارخانه ها و کارگاهها، تولید و صادرات. دختران فراری،
سرپناه و خانه امن. مستاجران، مسکن. دانش آموزان، مدارس غیرطبقاتی.
دانشجویان، فرصت اندیشیدن. نخبگان، شایسته سالاری.معلمین و اساتید، شخصیت
اجتماعی.ناشایستگانی که سالها خورده اند و برده اند، تثبیت وضع موجود. رای
دهندگان به احمدی نژاد، تغییر وضع موجود. ورشکستگان سیاسی، قدرت دوباره.
مردم گرایان و ایران دوستان، ایرانی آباد و آزاد و استانداران و مدیرانی
لایق و شایسته و کاردان، وعده ای از همراهان و فرصت طلبان و متملقان، رابطه
سالاری و پست و مقام می خواهند.
مطبوعات و
جریانات سیاسی از دولتی که هنوز کاری را شروع نکرده و استانداران را تغییر
نداده و چهار وزاتخانه اساسی و مهمش بی وزیر هستند، سخنگو می خواهند. بودن
و نبودن سخنگو در این شرایط و اوضاع، چه مشکل و مسئله ای را حل می کند؟
مطبوعات و احزاب و جریانات سیاسی، سخنگوی دولت نمی خواهند، بهانه ای برای
انتقاد. حرف و شعار و وعده و ضعف می خواهند.
احمدی نژاد
هنوز ناخواسته درگیر قضیه هسته ای و پیامدهای انتخابات و سهم خواهی گروهها
و احزاب است، و با انجام هر عملی، بنوعی با پیش داوری القاء شده، محکوم و
مورد انتقاد واقع می شود، و فرصت بسادگی، به نفع مخالفان و به ضرر او در
حال از دست رفتن است.
احمدی نژاد
با مردم و بخاطر مردم آمد، اما نمی تواند که با مردم و بخاطر مردم بماند و
برای مردم کار انجام دهد، مخالفین او بیش از آنچه که فکر می کند، ثروت و
قدرت و حربه و سیاست دارند، او محکوم به شکست است، او نمی تواند و قادر
نیست که به قدرتها و دولت های در سایه و قلب فساد حمله کند، بازار به سهولت
هرگاه اراده کند، با قدرت پول و سرمایه و ایجاد کمبود و افزایش قیمت، مردم
را در روبروی او قرار خواهد داد. او قادر نیست بدون برخورد و بحران، نفوذ
مدیران برکنار شده را در ادارات و سازمانها از بین ببرد، مگر آنکه از
انقلابی دوباره بگوید.
گروهها و
احزاب و بازندگان انتخابات ریاست جمهوری از قاعده می گویند، اما خود قاعده
را رعایت نمی کنند، احزاب و مدیران مشارکتی و کارگزارانی، وفرصت طلبانی که
باعث شکست خاتمی و اصلاحات و سقوط هاشمی شدن، شکست خود را پیروزی قلمداد
کرده و از مواردی انتقاد می کنند، که خود در عمل آن را حسن و ویژگی می
دانستند، تئوریسینهای دوم خرداد هنوز قادر به تحلیل سوم تیر نیستند، و آن
را با سفسطه، پیروزی دوباره تفسیر می کنند.
احمدی نژاد
چه دولت وکشوری را تحویل گرفته است؟ چهار میلیون معتاد. ده میلیون بیکار.
چهار میلیون تحت پوشش کمیته امداد. میلیونها دلال و قاچاقچی و واسطه و دزد.
میلیونها جوان ناامید و افسرده و هزاران هزار زندانی بدهکار و دختر فراری و
زن خیابانی و کودکان طلاق و رنان مطلقه و...
انقلابیون و
رزمندگانی که برای آزادی و استقلال کشور جنگیدند کجا رفته اند؟ آزادگان و
جانبازان جنگ
تحمیلی چه
می کنند و در چه موقعیتی قرار گرفته اند؟
حمله آمریکا
از پایان جنگ تحمیلی شروع شده، و تلفات این جنگ پنهان بسیار بیشتر از تلفات
جنگ پیدای عراق بوده است. هزاران هزار جوان ایرانی را گلوله مخدر و برنامه
آمریکایی با خفت به خاک انداخته، و خمپاره های فساد و فحشاء،بسیاری از
دختران و پسران ایرانی را نابوده کرده است، تفکرات آمریکایی، در قالب
بمبهای فرهنگی ، قدرت مقاومت و مبارزه را از جامعه گرفته است، در یک جنگ
نابرابر فرهنگی ما سخت شکست خورده ایم، و بدون قبول شکست، نمی توانیم
مبارزه را ادامه دهیم.
پنهان کردن
آمار و مسائل و قدرت و توانایی مهاجمان، شکست مدافعان را سخت تر می کند،
چرا که مدافعان نمی دانند با چه قدرتی روبرو هستند.
اگر امروز
بمبهایی که در عراق منفجر می شود در ایران منفجر نمی شود،و موشک هایی که به
افغانستان اصابت می کند به ایران اصابت نمی کند،تنها دلیلش در لازم نبودنش
می باشد، ما با تمام قدرت در بهترین شرایط جنگ را باخته ایم، و آنها با
کمترین قدرت در بدترین شرایط، هنوز به مبارزه ادامه می دهند.
فساد و
فحشاء و اعتیادی که امروز در جامعه از اصلاحات و سازندگی گذشته ایرانی وجود
دارد، هنوز به جامعه به اصلاحات و سازندگی نرسیده افغانی و عراقی سرایت
نکرده است، دوران سازندگی شروع سقوط فرهنگی ایرانی بود و دوران اصلاحات،
ادامه سقوط و انحطاط!
اگر احمدی
نژاد موفق به تغییر نشود، و نتواند برنامه های اعلام شده اش را اجراء کند،
و شکست بخورد، باور کنیم که توفان شدید و زلزله سختی در راه خواهد بود. این
آخرین راه و آخرین آزمون است، مستضعفان و محرومان و ستمدیگان خاموش و ساکت
جامعه، برای رسیدن به ارزشهای از دست رفته و برابری و عدالت فریاد خواهند
زند. احمدی نژاد، آخرین شانس است.
بهت و بی
تفاوتی و سکوت جامعه امروز، در ذهن انقلابیون دیروز چه چیز را تداعی می
کند؟ انقلابیون دیروز باید امروز از زندانهای سکوت خود ساخته بیرون بیایند،
و با شجاعت و حرارت از اصول و ارزشها و انقلاب بگویند. جوانان معتاد امروز،
جوانان پاک و صادق و توانمندی بودند، که می توانستند پشت هر دشمنی را به
خاک بمالند، انقلابیون دیروز امروز سربازی ندارند، و برای همیشه و تا به
ابد، وضع موجود، نمی تواند ادامه داشته باشد. بی هویتی و ناامیدی، جامعه را
بسوی بیگانگان می کشاند.
ایرانیان
وطن پرست و باغیرت و شرف، برای رسیدن به فردایی آباد و آزاد و پرافتخار
باید بدون توجه به جدال جناح ها و احزاب، دستها را در دست هم بگذارند، فریب
تبلیغات دشمنان و صاحبان قدرت و ثروت را نخورند، و بدون غفلت و کوتاهی،
آهنگر زاده را یاری دهند، تا بتواند بعنوان نماینده قشر محروم و عدالت خواه
جامعه، با باندها و گروههای قدرت و ثروت و فساد مبارزه کند.
برای آنکه
پول نفت به سر سفره ایرانی بیاید، باید سفره های گسترده قبلی جمع گردد، و
سفره داران و غارتگران اقتصادی و رانت خوران و دلالان و ناشایستگانی که با
رابطه بر سر سفره نشسته اند، از سفره دست بردارند و از صحنه و سر سفره کنار
روند.