
ایرانی
سلام! آگاه باش!
خواب و بی
تفاوتی، راه نجات نیست.
راه نجات
ایران، قهر و سکوت نیست.
در شرایط
حساس و موقعیت کنونی، با توجه به مقاصد و منافعی که کشورهای قدرتمند، در
کشورهای آشوب زده دنبال می کنند، یک اشتباه و حادثه کوچک، می تواند ایران
را پس از قرنها ماندگاری، به ورطه سقوط و تباهی کشانده، و نابود کند.
بی تفاوتی و
سکوت و قهر مردم در برخورد با دولت و حکومت، نهایت خواست و آرزو و هدف
دشمنان ایران می باشد. جدا از قصد و کینه آشکار آمریکا و انگلیس و اسرائیل،
کشورهای کوچک عربی نیز، با نگاه حریص و خطرناکی به ایران خیره شده اند. هر
اتفاق کوچک که منجر به حادثه و بلوا شود، می تواند راهی برای ورود
بیگانگان به ایران باز نماید.
بهر صورت
اینک 27 سال از انقلاب مردم ایران و سقوط نظام شاهنشاهی گذشته، و در طی این
سالهای پر شتاب و مملو از تنش و بحران، اشتباهات و فرصت سوزی ها خود تبدیل
به تجربه گرانقدر گشته است.
انقلابیون
احساسی، هیجان را به اعتدال رسانده، و در چرخه اجرا و با کسب تجربه در
میدانهای مدیریتی، مبدل به سیاستمداران منطقی شده اند، و اینک پس از
سالهای بحرانی آغاز انقلاب و دوران جنگ و پس از جنگ، می توان در آرامش، با
منطق تصمیم گرفت، و راه درست را بخوبی انتخاب کرد.
در بین بیش
از هزار نفری که بدون قاعده و منطق، نامزد ریاست جمهوری شده بودند، بر خلاف
عرف جاری جهان سیاست و احزاب، هشت نفر با دو پیوستگی مشخص، به مرحله
مبارزه انتخاباتی رسیده اند، و حال بحث بر سر این موضوع است، که اگر در
جریان منازعات گروهها و جناحهای سیاسی، نمی شود بین خوب و خوبتر، خوبتر را
انتخاب کرد، بین بد و بدتر، که می شود بد را انتخاب کرد!
اینکه مردم،
بنا بدلایل مختلف، و بخاطر سرخوردگی و نا رضایتی از عملکرد گذشته گروهها و
جناحها، بعنوان اعتراض در انتخاب نهم شرکت نکرده و رای ندهند، چیزی را در
اصل موضوع تغییر نخواهد داد. بهر حال چه مردم بخواهند و چه نخواهند. چه خوب
و بد، یکی از بین هشت نفر، نهمین رئیس جمهور ایران خواهد شد. ایران در روز
27 خرداد، برای چهار سال، رئیس جمهوری انتخاب خواهد کرد، و این رئیس جمهور
می تواند، که با برنامه و یا بی برنامه، با پشتوانه و یا بدون پشتوانه
مردم، ایران را رو به فردای بهتر، یا دیروز بدتر رهنمون سازد. در این قضیه
شک نباید کرد. ایران بدون رئیس جمهور نخواهد ماند.
اگر مردم
حضور حداکثری در صحنه نداشته باشند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ هیچ! یک رئیس
جمهوری با رای ضعیف و بعنوان منتخب اقلیت برمسند قدرت خواهد نشست، و سکان
کشتی سیاست ایران را در دریای مواج سیاست و فرهنگ بدست خواهد گرفت. و فقط
گاه در برخورد با سیاست و سیاستمداران کشورهای خارجی، بدلیل عدم اعتماد
بنفس ورای پائین و فقدان پشتوانه مردمی،موضع و قدرتش ضعیف خواهد بود.چیزی
که تنها به نفع و مصلحت اقتصاد و سیاست کشورهای استعمارگر صنعتی می باشد، و
به زیان منافع و مصالح ایران.
در شرایطی
که آمریکا پس از تحریم، ایران را در محور شرارت قرار داده است. مسئله هسته
ای در حال تبدیل به معضل شدن است. عراق و افغانستان گرفتار آشوب و ناامنی
می باشد. فاصله طبقاتی و بی عدالتی اجتماعی در ایران رشد کرده. قوم سالاری
و فساد فرهنگی، جامعه را به مرحله عصیان رسانده است. شعارهای احساسی اصلاح
طلبان هیچکدام به عمل نزدیک نشده، و اصول و روزهای انقلاب از یاد رفته است.
ایرانی برای دوباره سر بلند کردن و کسب قدرت و افتخار و رسیدن به پیشرفت و
توسعه، چه باید بکند؟
امشب!
براستی، ایران به چه فردی، با چه اندیشه و اخلاقی، در سنگر ریاست جمهوری
نیاز دارد؟
با شعار و
تعارف و لبخند و عوام فریبی و غوغا سالاری، نمی توان ایران و ایرانی را از
این وضعیت، در این وضعیت، نجات داد. رگهای بسته، خون تازه ای می خواهد.
اینک وقت
آنست که در جهان علم و منطق امروز، جراحی صادق و کاردان و از خود گذشته،
بدون در نظر گرفتن بسیاری از مصلحت ها، بخاطر منافع ملت و مصالح کشور، غده
های چرکین و پیشرفته را با قدرت، جراحی کرده، و برای بهبودی زخم جراحی شده،
بدون نگاه و اتکا به گروههای سیاسی و تمامیت خواه، خود با تمام قدرت و توان
بکوشد. امشب ایران! در انتظار کسی است، که بخواهد و بتواند چراغی روشن کند.
امشب ایران
درجستجوی کسی است، که با نفی قوم سالاری و متملق پروری، بدون شعار، با عمل،
به حرمت انسانها و اصول شایسته سالاری معتقد باشد. اقوام را بدلیل نسبت،
بدون شایستگی برسر کار و پست نگمارد.
و با حربه
قانونگرایی و عدالت خواهی، بدون هیچ گونه هراس و کوتاهی و گذشتی، با دلالها
و رانت خواران و فریبکاران و مفسدان فرهنگی و اقتصادی و دشمنان مردم،
بطورشفاف و قاطعانه، مبارزه کند.
امشب ایران
در اوج ناامیدی، با نگاه به تاریخ، دست بسوی کسی دراز می کند که بتواند،
امنیت، عدالت، توسعه، تحول و آزادی را برای مردم و کشور به هدیه بیاورد.
آیا براستی! دربین هشت نفر، کسی نیست؟
نه با دل و
احساس، که با عقل و منطق نگاه کنیم. یک نفر باید باشد. یک نفر هست.
اینک، همه
نامزدهای انتخاب نهم، با گویش و تصاویر گوناگون، بنوعی در هر قدم و در هر
راه و با هر وضعیت، از عدالت، آزادی، توسعه، تحول، فرهنگ و پیشرفت می
گویند. شعار دادن هزینه ای ندارد.
در ایده آل
نبودن وضعیت موجود و وجود ناهنجاریهای مختلف اجتماعی، هیچکس هیچ گونه شک و
شبهه ای ندارد، همه قصد دارند جور دیگری برخورد و کار و خدمت و برنامه ریزی
کنند. اما در این میان، فقط یک نفر هست، که می توان در بین هشت نفر موجود،
به او بیش از دیگران امید وار بود.
نا امید
نباشیم. خوشبین باشیم. او را ما باید انتخاب کنیم. و اگر نیاییم. اگر
نشناسیم. اگر فکر نکنیم و انتخاب نکنیم. آنوقت این شب تار، باز در کوتاه
زمان، به سپیده روشن نخواهد رسید.
با نگاهی به
شیوه تبلیغات و توجه به حمایت ها، ببینیم که کی از کی حمایت می کند و چرا؟
آنوقت جواب سوال بخوبی پیدا می شود. سرمایه داران و دلالان و فرصت طلبان از
جریانی دفاع می کننند. مدیران و مقام داران از جریانی.محرومان و فقیران از
جریانی. احساسگرایان از جریانی. منطق گرایان از جریانی. نویسندگان و جراید
از جریانی، و قدرت خواهان و منفعت طلبان نیز از جریانی.
و اما آنکه
ایران را دوست دارد، و به آینده ایران و ملت ایران می اندیشد. از کسی حمایت
می کند، که با تمام وجود. بدون ریا و بغض و کینه، ایران و ایرانی را دوست
می دارد. به فردا می اندیشد و به خدا نگاه می کند.
باور کنیم
که اگر رای ندهیم، یک نفر انتخاب می شود. و باور کنیم که اگر رای بدهیم نیز
یک نفر انتخاب می شود. اما! بین این نفر تا آن نفر، شبی به درازای چندین
سال و قرن تفاوت است.
ایرانی! بی
تفاوت نباش! سکوت نکن! قهر نکن! ایران برای توست. ایران را بگیر و بساز. و
باور کن که هیچکس بجز تو قادر نیست، که ایران را بسازد. سازنده ایران آباد
و آزاد، ایرانی است. اگر که بخواهد.
بلند شو!
خوب نگاه کن. خوب فکر کن. خوب بشناس. خوب بخوان و خوب انتخاب کن. اندیشه در
بند من، هنوز به ایران و ایرانی امید دارد. باشد که فردا، شرمنده وطن و
فرزندانت نباشی. به دیگران گوش نکن. این نوشته را پاره کن، و خود تصمیم
بگیر! آیا با عدم انتخاب و رای ندانت، فردای ایران بهتر خواهد شد!؟
19/3/84