
دلالان، با
عدالت و ایران چه خواهند کرد؟!
یکی از
عوامل اصلی و پنهان بروز بی عدالتی و تبعیض و نابرابری و فقر و فساد در
جامعه، حاکمیت بی منطق دلالان و واسطه هایی می باشد، که با کمترین سواد و
دانش و تخصص، بدون توجه به قانون و عدم رعایت اصول و اخلاق، از راههای
گوناگون و با حربه های مختلف، سعی در کسب پول و غارتگری دارند.
کشور
ثروتمند و هفتاد میلیونی ایران که بنا به بعضی آمار رسمی و غیر رسمی، یازده
میلیون فقیر، چهار میلیون معتاد و دو میلیون بیکار دارد، چند میلیون دلال
و واسطه، و دختر فراری و زن خیابانی دارد؟!
چگونه می
توان با توجه به حقایق جامعه، عوامل فقر و بیکاری و اعتیاد و فساد و فحشاء
را در شیوه عملکرد واسطه ها و دلالان جستجو نکرد، و ریشه ناهنجاریهای
اجتماعی را در فرهنگ دلالی و واسطه گری ندید؟
دلالان،
مصرف کنندگان بی تولید و سرمایه ای هستند، که با ترویج مصرف گرایی و عشرت
طلبی و فقر فساد، از تولید زحمتکشان جامعه تغذیه می کنند، و در این راه
تمام ارزشها را بسادگی از بین می برند.
متاسفانه
جامعه ای که آمار بیکاران و معتادان و فقیران و فواحش را از تریبونهای
مختلف اعلام می کند، هیچگاه در رابطه با صنفهای مختلف دلالی و رشته های
مرتبط با آن اطلاعات و آمار دقیقی ارائه نداده است.
با توجه به
شیوه و نوع عملکرد و ترفند دلالها و عدم نظارت کافی بر چگونگی فعالیت و کسب
درآمد آنها، هیچگاه بدرستی مشخص نشده است، که چه تعداد دلال و واسطه در
جامعه وجود دارد.
دست آورد و
پیآمد دلالی و واسطه گری، بی عدالتی است؛ و برای تحقق عدالت اجتماعی و
ایجاد جامعه عدالت محور، راهی بجز مبارزه قاطع با دلالی و فرهنگ دلالی وجود
ندارد و نمی تواند که داشته باشد.
تا دلالها
هستند، بی عدالتی و فقر و فساد و ظلم و تبعیض نیز هست.
درآمد هنگفت
و کاذب دلالها، عاملی تاثیر گذار بر اجتماع، و یکی از عوامل جذب کننده
اقشار مختلف جامعه به فرهنگ و نظام بی پایه دلالی می باشد.
دلالها با
توجه به نوع حرکت و کسب درآمد و شیوه زندگی خود، الگوهای ناهنجاری برای
اقشار مختلف جامعه گشته اند، و صنوف و افراد مختلف، عملکردهای خود را بنوعی
با عملکرد دلالها مقایسه می کنند.
معلمینی که
دلال نشده اند، بیشترین آسیب را از وجود تفکر و فرهنگ دلالی دیده اند، و
پزشکانی که دلال و معامله گر شده اند، سهمگین ترین ضربه ها را بر عدالت
وارد کرده اند.
بسیاری از
پزشکانی که با فراموش کردن سوگند پزشکی و وجدان و نیازهای جامعه و تعهد
خود، از لفظ کلمه زیر میزی برای انجام عمل جراحی و درمان استفاده می کنند،
در پاسخ به هر سوال و اعتراضی، درآمد و تحصیلات و زندگی دلالان و زمین
خوران را نشان می دهند و مثال می زنند.
وقتی یک کم
سوادی با کمترین سرمایه و از طریق دلالی در نزدیکترین زمان صاحب و دارای
رفاه و امکانات می شود، پزشکی که برای رسیدن به مرحله طبابت، مدتها عمر و
سرمایه تلف کرده است، چرا نخواسته باشد که کمتر از یک دلال نباشد؟
بسیاربیشترازکشاورزان زحمتکش و تولید کنندگان مواد مصرفی و صنعتی، دلالان،
بدون زحمت و استرس، سود تضمین شده کسب می کنند، و در بسیاری از مواقع،
بخاطر شرایط اقتصادی و اقلیمی، کارگران قراردادی بخش خدمات، و تولید
کنندگان و کشاورزان ورشکسته، ناخود آگاه بردگان اربابان دلال می شوند.
دلالی راهی
است که جامعه را به مرز سقوط و انحطاط می کشاند، و برای پیشرفت و توسعه و
رسیدن به فردای بهتر و پر افتخار، راهی بجز از بین بردن دلالی و فرهنگ
دلالی و حذف شرکتهای خدماتی نیست.
تولید
کنندگان صنعتی و کشاورزی هیچگاه از آسیب وجود دلالان در امان نیستند، و جذب
سرمایه های بخش صنعت و تولید به بخش دلالی، یکی از آفت های است که فرهنگ
دلالی بر پیکر جامعه وارد می سازد.
ریشه تورم و
گرانی و فساد و فحشاء و اعتیاد را باید در وجود فرهنگ دلالی و تنبلی جستجو
کرد، فرهنگی که رشوه می دهد و می گیرد. فساد می آورد و پرورش می دهد.
نابرابری و تبعیض ایجاد می کند و عدالت را از بین می برد. باندهای توزیع
مواد مخدر و اسکله های غیرمجاز، برپیکر دلالان رشد کرده اند، و وجود دلالان
است که به قاچاق و وارادت غیرمجاز نقش می دهد.
هر کس
سرمایه ای دارد، سرمایه دلال دروغ است، پس دلال خوب، یعنی شیطان خوب، اینکه
بخواهیم دلالان را درجه و دسته بندی کنیم، یک نوع خود فریبی محض می باشد،
دلال و واسطه ای که تولید نمی کند و می فروشد و به ناحق، حق کمیسیون می
گیرد، چگونه می تواند به خوب بودن کار خود افتخار کند؟
مدیران و
کارشناسان اقتصادی و مسئولان مذهبی، با در نظر گرفتن تمام جوانب، باید در
رابطه با دلالی و فرهنگ دلالی، شفاف و قاطعانه و مستند و بدون مصلحت گرایی،
نظر و دیدگاههای خود را ارائه کنند.
دلالان
انگلها و زالوهای جامعه هستند، که بدون رنج و تلاش از حاصل زحمت دیگران
استفاده می برند، و در اصول اسلامی، این شیوه کار و عمل، باید نام و قاعده
و اصولی داشته باشد.
دلالها
درجانعه یک حقیقتند، و این حقیقت تلخی است که با قدرت و جرات، عدالت را به
مسلخ می برد، وقتی ورزش و فرهنگ و هنر و سیاست دارای دلال می شود، آنگاه
عمق فاجعه بخوبی نمود پیدا می کند.
دلالی و ربا
قبح خود را در جامعه از دست داده و کم کم به نوعی ارزش تبدیل گشته است،
اینک میلیونها نفر که اقلیت قدرتمندی را تشکیل داده اند، در کمال امنیت و
آسایش با از بین بردن آسایش و امنیت و ثروت دیگران، ازطریق دلالی کسب معاش
و ثروت می کنند، و مبارزه با این اقلیت قدرتمند و ثروتمند، اگر ناممکن
نباشد، بسیار مشکل است.
هیچ اداره و
وزارت خانه ای نیست که به نوعی در معرض آسیب دلالان قرار نداشته باشد، و
وزیران کابینه میثاقی که سعی در ایجاد عدالت اجتماعی و از بین بردن شکاف
طبقاتی دارند، باید در مرحله اول و شروع کار، تکلیف خود را با دولت پنهان
دلالان مشخص نمایند.
مدیران،
بزرگترین هدف دلالان هستند، و مدیرانی که بخواهند به درآمد دلالان نگاه
کنند، هیچگاه نمی توانند در کار موفق باشند. بهترین امکانات و گرانقیمت
ترین اتومبیلها و خانه ها و بیشترین تفریحات متعلق به قشر دلال صفت جامعه
است، و مدیری که با توجه به تحصیلات و کار و تخصص، امکانات و رفاه و درآمد
کمتری از دلالهای بی سواد و فرهنگ داشته باشد، هیچگاه نمی تواند که با تمام
توان کار کرده و نتیجه بگیرد.
دلالان به
صورتهای مختلف مراسم می گیرند، میهمانی و رشوه و هدیه می دهند، و در شروع
حرکت برای کسب نتیجه بهتر، وجدان و دین را نشانه می گیرند.
در فرهنگ
اسلامی، دلال چه جایگاهی دارد؟در جهان کنونی و کشورهای صنعتی، دلالها چه
نقشی دارند؟آیا هیچ کشوری در جهان به اندازه ایران اسلامی، دلال و فاصله
طبقاتی دارد؟ چه تعداد دلال و واسطه در ایران وجود دارد؟ تاریخچه پیدایش
دلالی در ایران به چه زمانی باز می گردد؟ با وجود دلالها، امکان برقراری
عدالت اجتماعی و ایجاد برابری و از بین بردن تبعیض و فقر وجود دارد؟ دلالها
به بهشت می روند؟
اینها
سوالهایی هست که رئیس جمهور و مسئولان کشور و نمایندگان مجلس باید برای آن
جوابی پیدا کنند، و قبل از پیدا کردن جواب، هر گونه حرکت برای تحقق عدالت
اجتماعی، منجر به شکست و رشد فرهنگ دلالی خواهد شد. 11/6/84