
امشب! به
فردای ایران بیندیش!
بسیاری از
گروهها و افرادی که منافع و قدرت و مقام و موجودیتشان در روند هر گونه
تغییر و تحولی به خطر می افتد، با تمام سرمایه و قدرت و توان، برای حفظ وضع
موجود تلاش می کنند.
تبلیغات
هزینه دارد، و این پول و سزمایه است که می تواند با توجه به شرایط ،
تبلیغات را آنگونه که می خواهد، انجام دهد. متاسفانه آرایش و شیوه های
تبلیغاتی، آنچه را که هست نشان نمی دهد. کارشناسان تبلیغات مدرن خوب به این
نکته واقف هستند، که هر چه دروغ بزرگتر باشد، جامعه زودتر و بهتر باور می
کند.
تبلیغات می
تواند سرمایه داران را عدالت خواه،و آزادیخواهان را واپس گرا نشان دهد،
سازندگان فاصله شدید طبقاتی را مدافعان عدالت اجتماعی، و حامیان مردم را
دشمن مردم قلمداد کند. موضوع اینست، که حربه های تبلیغات بدست چه کسانی
باشد.
وقتی در
جامعه ای اخلاق فراموش گردد، تخریب نیز نوعی از تبلیغ می شود.
اینک، ملت
ایران، در یکی از حساسترین لحظه های تاریخ ایران، باید امشب! با آگاهی و
بیداری، بدون توجه به تبلیغات و حربه های فریب، خود بدرستی تصمیم بگیرد.
توده محرومی
که هیچگاه نتوانسته از فواید قوم سالاری و رابطه گرایی سهمی ببرد، و امروزش
بدتر از دیروز می باشد، اینک بزرگترین نقش را در انتخاب رئیس جمهور فردا
دارد.
آیا مردمی
که در زیرخط فقر زندگی می کنند، بیکاران، خانه بدوش ها، کارتن خواب
ها،بدهکاران، کارگران موقت، بیمارانی که هزینه گزاف درمان نابودشان می
کند،معلمان و پرستاران و حقوق بگیران، دوباره باز، بسادگی فریب خواهند
خورد؟
سرمایه
داران، مرفهان بی درد، قانون گریزان، آقا زاده ها، مدیران حزبی، قدرت
طلبان، قوم سالاران، دلالان، رشوه گیران، و پزشکانی که با نادیده گرفتن درد
محرومیت مردم، زیر میزی می گیرند، امشب با تمام قدرت و توان، برای پیروزی
بهر قیمت، وارد عرصه گشته اند.
امشب! تبعیض
و فساد و فحشاء و اعتیاد و فقری که از رانت و ثروتهای باد آورده ریشه گرفته
است، در جامعه بیداد می کند. معتادان و دختران فراری، معلول شرایط فرهنگی و
اقتصادی حاکم بر جامعه می باشند. و حال وقت آنست که ایرانی با چشم باز و
منطق، بدون نگاه به تخریب و تبلیغات، خود تصمیم بگیرد.
ایرانی برای
اینکه به ایرانی بودن افتخار کند، باید وضع موجود را تغییر دهد، این تنها
راهست.
من بین آن
آزادی که دختران پاک و زیبای ایرانی را در هتلهای امارات و دبی به کار می
گمارد، با بندی که از حرمت و شرف و ناموس ایرانی دفاع می کند، بند را
انتخاب می کنم.
پدران و
مادران و زنان و کودکانی، که طعم خفت و ذلت اعتیاد فرزندان و شوهران و
پدران را کشیده اند، اینک برای داشتن یک جامعه سالم، باید با رای خود،
عدالت را صدا، و فریاد را معنی کنند.
آبرو دارانی
که دختران فراری خود را با اشک و بغض از خود رانده اند، دخترانی که فریب
زالوهای ثروت را خورده اند. انسانهایی که بخاطر پاکی و صداقت و فقرمورد
تمسخر واقع شده اند. زنانی که شوهران بدهکارشان در زندانند. جوانان فارغ
التحصیل بیکار مجرد. اینک باید وضعیت آینده خود را انتخاب کنند.
توده محروم
چیزی برای از دست دادن ندارد. پس نباید بترسد. توده محروم باید از تحولی که
خواب مرفهان بی درد را آشفته می سازد لذت ببرد. اگر در این سالها تبعیض به
اوج نرسیده، و حق به حق دار رسیده بود، جامعه اینگونه اسیر فاصله طبقاتی
نبود.
امشب!عده ای
از سیری می میرند، و عده ای از گرسنگی، محرومیت و گرسنگی و فقر حق ایرانی
نیست. ایرانی گدا نیست. ایرانی درمانده نیست. وعده پول ماهیانه دادن، تنبل
و گدا پروریست. حق جوان ایرانی کار و خانه و زندگی است. و جوان ایرانی، با
یک انتخاب درست، حق خود را گدایی نمی کند، که می گیرد.
حکومتهای
کشورهای پیشرفته صنعتی، به مردم خود، بجای پول و اعانه توهین آمیز، درمان
و آموزش و مسکن ارزان هدیه می کنند. آزادی را در قالب قانون می بینند و
تفسیر و معنی می کنند. و اما سهم ایرانی، در جهان امروز چیست؟ امشب! جامعه
ای که هنوز درعصر رایانه و موج سوم، پنج میلیون رای پنجاه هزار تومانی
دارد، برای فردای بهتر، چه کسی را انتخاب می کند؟
و امشب!
براستی، ایران به چه فردی، با چه اندیشه و اخلاقی، در سنگر ریاست جمهوری
نیاز دارد؟
با شعار و
تعارف و لبخند و عوام فریبی و غوغا سالاری، نمی توان ایران و ایرانی را از
این وضعیت، در این وضعیت، نجات داد. رگهای بسته، خون تازه ای می خواهد.
تزریق و تعویض خون، درد و زجر و سختی دارد. بدن مقاومت می کند. تب می کند.
اما در نهایت این به نفع بیمار است.
اصلاحات
بدون درد، اصلاحات بدون زخم، شعار است.
اینک وقت
آنست که در جهان علم و منطق امروز، جراحی صادق و کاردان و از خود گذشته،
بدون در نظر گرفتن بسیاری از مصلحت ها، بخاطر منافع ملت و مصالح کشور، غده
های چرکین و پیشرفته را با قدرت، جراحی کرده، و برای بهبودی زخم جراحی شده،
بدون نگاه و اتکا به گروههای سیاسی و تمامیت خواه، خود با تمام قدرت و توان
بکوشد. امشب ایران! در انتظار کسی است، که بخواهد و بتواند چراغی روشن کند.
امشب! ایران
بیمار، ایران نفس بریده، ایران در معرض خطر، ایران مظلوم، برای انجام
اصلاحات اصولی و رسیدن به مردم سالاری، دولت تازه ای می خواهد. دولت امید و
قانون و ایثار! دولت عشق و عدالت!
امشب!ایران
درجستجوی کسی است، که با نفی قوم سالاری و متملق پروری، بدون شعار، با عمل،
به حرمت انسانها و اصول شایسته سالاری معتقد باشد. اقوام را بدلیل نسبت،
بدون شایستگی برسر کار و پست نگمارد.
و با حربه
قانونگرایی و عدالت خواهی، بدون هیچ گونه هراس و کوتاهی و گذشتی، با دلالها
و رانت خواران و فریبکاران و مفسدان فرهنگی و اقتصادی و دشمنان مردم،
بطورشفاف و قاطعانه، مبارزه کند.
امشب ایران
در اوج ناامیدی، با نگاه به تاریخ، دست بسوی کسی دراز می کند که بتواند،
امنیت، عدالت، توسعه، تحول و آزادی را برای مردم و کشور به هدیه بیاورد.
ایران جوان،
برای رشد و توسعه و تحول، فریاد و قدرت و فکرجوان می خواهد.
ایرانی بلند
شو! نگاه کن. فکر کن. تصمیم بگیر.نترس. و بدان.ما می توانیم ایران را
بسازیم، اگر که بخواهیم.
ما می
توانیم فردای بهتر داشته باشیم، اگر که بخواهیم و بخوانیم و نخوابیم.
ایرانی!
امشب بخاطر مصالح و آینده ایران و ایرانی! به شایعات گوش نکن. هر حرفی را
بسادگی باور نکن. تهمت و دروغ و تخریب، حربه ایست که قرنها، مانع از رشد و
پیشرفت ایران شده است.
تا به امشب!
هر کس، هر گاه حرکتی بر خلاف وضع موجود در هر زمان انجام داده، مورد هجوم
واقع شده، تاریخ ایران و اسلام، مملو از این صحنه های آشناست.
علی(ع) در
چاه فریاد می زند. ابوذر در ربذه گریه می کند. امیر کبیر در فین خون می
دهد. منصور بر سر دار، سیاوش در آتش، شریعتی در هجرت به خاک می رود، و
بردیا، در تاریخ، قربانی داریوش می شود.
آیا بار
دیگر در ایران! تاریخ تکرار می شود؟ این تو هستی که اینک تصمیم می گیری.
باشد که
تصمیم و رای و انتخاب تو، به نفع ایران باشد. آمین