
ایرانی،
ایران صدايت می کند!
ایرانی های
فراری از ایران، با خرید ویلاهای تجملاتی و ایجاد فروشگاههای زنجیره ای و
تاسیس شرکت های مختلف و 200 میلیارد دلار سرمایه گذاری، نقش بسیار مهمی در
آباد کردن ریگزارهای گرم و خشک امارات متحده عربی داشته اند، و اما آیا
دوبی و ابوظبی، هیچگاه برای آنان وطن خواهد شد، و هویت خواهد ساخت؟
در سالهای
قبل از انقلاب و حتی بعد از انقلاب، بنابدلایل مختلف و شرایط اقتصادی کشور،
بسیاری از ایرانی ها برای کار و کسب درآمد، به کویت و دیگر کشورهای حاشیه
خلیج فارس می رفتند، و در نهایت، درآمد خود را به ایران می فرستادند، و در
ایران سرمایه گذاری می کردند؛ و هیچگاه قصد و اندیشه سرمایه از ایران بیرون
بردن و در کشورهای عربی سرمایه گذاری کردن را نداشتند.
ایرانیان
مهاجر، در هر حال، ایرانی بودن و به ایرانی بودن خود افتخار می کردند، و
اما وقتی عده ای توانستند به دلیل ضعف و سوء مدیریت و شرایط سیاسی و
اقتصادی و اجتماعی کشور، با ترفندهایی از راههای غیرقانونی و نادرست،
ثروتهای هنگفت و بادآورده ای را کسب کنند، برای حفظ سرمایه کثیف و
غیرقانونی خود، راهی جز سرمایه گذاری در دیگر کشورها پیدا نکردند.
آنچه که
امروز بنام سرمایه گذاری ایرانیان در امارات متحده عربی از آن یاد می شود،
سرمایه بری و خون دل محرومین ایرانی می باشد، که بسیاری از مفسدین اقتصادی،
بدون توجه به منافع ملت و مصالح کشور، در دبی و ابوظبی، با افتخارو به قیمت
ذلت ایران، تبدیل به فروشگاه و ویلا و شرکت کرده اند.
ایرانی با
غیرت و وطن پرست، هیچگاه به هیچ قیمت و در هیچ شرایطی، پول و سرمایه ایران
را در امارات متحده عربی سرمایه گذاری نمی کند.
آنها که
امروز با چشم بستن بر روی حقایق، دور از درد و رنج مردم ایران، برای اغوا
جوانان ایرانی و ترغیب مردم ایران به سفر و خرید از فروشگاههای زنجیره ای
دوبی، به تفاله های هنری رانده شده و شبکه های خود فروش ماهواره ای پول
تزریق می کنند، و هرزه های بدنام و دوره گرد را لباس ایرانی می پوشانند تا
از دوبی بخوانند و از دبی و امارات متحده عربی تعریف و تبلیغ کنند، ایرانی
نیستند. ایرانی نبوده اند؛ و ایرانی نخواهند شد.
ایرانی! با
توجه به سابقه و هویت، فرهنگ و تاریخی که با آن دنیا آمده و رشد کرده است،
هیچگاه در هیج کجای دنیا، بجز ایران و ایرانی نمی اندیشد، قلبش در هر حال
برای ایران می طپد، و اصول ملت و ارزشهای مقدس وطنش را با پول و شهرت
معاوضه نمی کند.
ایرانی با
سرمایه ایرانی در امارات متحده عربی، برای عربها سرمایه گذاری نمی کند.
ایرانی اگر هم بهر دلیل از سیاست و مسئولان سیاسی کشور فرار کند، با ایران
و ایرانی قهر نمی کند، و منافع و مصالح کشورش را به زیر پای نمی گذارد.
ایرانی به
شبهای دبی، به شبهای نیویورک، به شبهای شارجه، به شبهای لوس آنجلس، به
شبهای تورنتو نگاه نمی کند و دل نمی بندد، که در حین محرومیت و ناتوانی و
فقر و درد، با عشق و امید، به شبهای کارون، به شبهای زاینده رود، به شبهای
کویر، به شبهای خزر، به شبهای تهران و ایران نگاه می کند.
دختر جوان و
زیبای ایرانی، فریب نیرنگ هیچ دلال وطن فروشی را نمی خورد، به امارات متحده
عربی نمی رود. در کنسرتهای بی هویت نمی رقصد. با عربها همنشین نمی شود، و
غرق شدن در محرومیت را به غوطه ور شدن در فساد و تباهی عربی ترجیح می دهد.
آن دخترانی
که بی محابا و بدون شرم، وجودشان را به درهم و دینار می فروشند، در هتلهای
ابوظبی و دبی می رقصند و به آغوش مردان و شیوخ عرب می خزند، ایرانی نیستند.
ایرانی فکر نمی کنند، ایرانی زندگی نمی کنند، ایران و ایرانی را نمی
شناسند، غریبه ها و مهاجمان فریب خورده ای هستند، که چند صباحی در ایران
سکنی گزیده، و نام و شناسنامه ایرانی را دزدیده اند.
پسر جوان و
اندیشمند ایرانی، برای تفریح و سفر و عیاشی و خرید به امارات متحده عربی
نمی رود، پول ایران را در سرزمینهای عربی خرج و هزینه نمی کند، و با تمام
وجود، به ایران سرافراز پرافتخار می اندیشد.
راه فردای
ایران آباد و آزاد، از امارات و کشورهای عربی نمی گذرد، راه فردای ایران را
ایرانی، امروز با عشق و حربه عدالت، در درون ایران می سازد.
ایرانی هنوز
زنده است. هنوز با تمام وجود در هنگامه جدال جناح ها و گروهها، از اعماق
نفس می کشد، هنوز وجود و هویت و تاریخ و اندیشه و امید دارد، و بخاطر ضعف
مدیران لایق و ناشایسته و وجود محرومیت و بی عدالتی و تبعیض، ایران و
ایرانی را رها نمی کند، و به کشورهای عربی و دشمنان ایران پناه نمی برد.
ایرانی در
هر شرایطی، رنجها و دردها و کمبودها و فشارها را تحمل می کند، در ایران می
ماند و ایران را برای ایران و ایرانی می سازد.
ایرانی وطن
فروش نیست.
ایرانی خائن
و خیانتکار نیست.
ایرانی بی
وطن نیست.
ایرانی برده
و سر سپرده نیست.
ایرانی بی
هویت و بی اندیشه نیست.
ایرانی خواب
و بی ریشه نیست.
ایرانی،
هنوز ایرانی است.
ایرانی
مهاجر، پرنده عشق و محبت، اگر از ایران دور هستی، اگر از خاک ایران دور
مانده ای، برای دفاع از حرمت نام ایران و ایرانی، خودت را از غریبه هایی که
نام و شناسنامه و هویت ایرانی را سرقت کرده اند، جدا کن؛ از آنان دور شو، و
به صدای ایران گوش کن.
ایران صدایت
می کند.
بلند شو!
کوله بارت را ببند، به ایران برگرد.
ایرانی در
ایران و بخاطر ایران باید بمیرد.
محمد رضا
شوق الشعراء 21/7/84 یزد |