
احمدی نژاد
اشتباه خاتمی را تکرار می کند!
چه کسانی و چرا به احمدی نژاد رای دادند؟!
احمدی نژاد
در بعد از سوم تیر، همچون خاتمی در بعد از دوم خرداد، نتوانست شرایط و
موقعیت کشور و خواست و نیاز مردم را درک کرده، و رای احساسی مردم را رای
سیاسی احزاب و گروهها و جناح ها دانسته، و با استفاده از چهره های سیاسی
وابسته، خود را در یک دایره کوچک بسته محدود کرده است.
انتخاب
خاتمی، یک نه بزرگ اجتماعی به راست سنتی و هاشمی بود، و انتخاب احمدی نژاد،
یک نه بزرگ احساسی به خاتمی و هاشمی و راست و چپ سیاسی!
مردم محرومی
که سالها بی عدالتی و تبعیض را دیده و حس کرده بودند، بدون نگاه به سیاست و
خواست و تبلیغ گروهها و احزاب سیاسی، در کنار مخالفین خاتمی و هاشمی قرار
گرفته، و با رای خود به احمدی نژاد یک چیز را فریاد زدند. تغییر! و این کار
را مردم، در گذشته و دوم خرداد، با انتخاب خاتمی، بنوعی تکرار کرده بودند.
یک اقلیت
سیاسی و مذهبی، با یک دیدگاه خاص و پیروی از یک جریان پنهان، به آرامی در
حال قبضه کردن امور می باشد، و این مسئله، چیزی نیست که از چشم مردم نکته
بین ایران پنهان بماند.
در آینده
نزدیک، نتیجه انتخابات شوراهای اسلامی شهرها، و مجلس شورای اسلامی و مجلس
خبرگان ثابت خواهد کرد، که رای مردم به احمدی نژاد، رای به گروههای اصولگرا
و تندرو نبوده، و مردم تنها بخاطر احمدی نژاد و هاشمی، به احمدی نژاد رای
داده اند.
بین
طرفداران احمدی نژاد با طرفداران احزابی که خود را وابسته به احمدی نژاد می
دانند، باید تفاوت قائل شد، احمدی نژاد می تواند راه خاتمی را نرود و با
انجام تغییرات در کابینه و تعویض استانداران، اشتباهات خود را خیلی زود
جبران کند، و می تواند راه خاتمی را برود، و بدون تجزیه و تحلیل رای مردم و
خواست مردم، سرانجام در مقابل توده مردم و نخبگان خاموش قرار بگیرد.
مردم در سوم
تیر انتخاب خود را انجام دادند، حال وقت آنست که احمدی نژاد انتخاب کند.
احمدی نژاد می تواند احمدی نژاد باشد. می تواند وابسته به یک جریان خاص
سیاسی و مذهبی نباشد. می تواند به شایسته سالاری بیندیشد و کابینه هفتاد
میلیونی تشکیل دهد. می تواند مشاورین خود را تغییر دهد، می تواند ایران
دیگری بسازد. می تواند به منافع و خواست احزاب و جناح ها نیندیشد، و می
تواند که تبعیض و نابرابری را از بین برده و عدالت اجتماعی ایجاد نماید. او
براستی می تواند، هنوز فرصت دارد، البته اگر که بخواهد و بتواند که تارهای
پیرامون خود را با قدرت و شهامت پاره کند.
انتخاب
استانداران بی تجربه و فاقد تخصص مدیریت و وابسته به یک جریان فکری و
مذهبی، و عدم رعایت اصول شایسته سالاری در انتخاب وزیران و مدیران، توهین
به مردم و عدالت و قانون و نادیده گرفتن رای مردم است، و خدا و مردم و
تاریخ، این قصور و کوتاهی را نخواهند بخشید. حال از جانب هر کس که باشد.
شروع و حرکت
و برنامه و شعارو سفرهای خاتمی و احمدی نژاد مانند هم است، فقط لهجه و شیوه
گویش و نوع رفتارشان با هم تفاوت دارد، خاتمی همه چیز را برای یک دایره می
خواست، و احمدی نژاد نیز همه چیز را برای یک دایره می داند، دایره هایی که
دایره مردم نیستند.
خاتمی از
فردای بهتر و جامعه مدنی می گفت، احمدی نژاد از انتظار و عدالت می گوید، و
اما در این مسیر، مردم چه نقشی داشته اند و دارند؟!
شکست شعار و
برنامه های خاتمی باعث پیروزی احمدی نژاد گشت، و شکست شعار و برنامه های
احمدی نژاد، چه در پی خواهد داشت؟
محمد رضا
شوق الشعراء 20/1/85