
آقاي موسوي،
باور كنيد راي مردم دروغ نيست
ايراني ثابت
كرد ايراني است
به راي و
انتخاب مردم ايران احترام بگداريم
تنها آنهايي
كه مردم ايران را نمي شناسند، از نتيجه انتخابات و پيروزي اجمدي نژاد تعجب
مي كنند
راي مردم هم
دروغ است!؟
آقاي موسوي!
راي مردم دروغ نيست، دروغ هاي خود را باور نكنيد، و حقيقت نپنداريد! و
بدانيد، تنها آنهايي كه مردم ايران را نمي شناسند، از نتيجه انتخابات و
پيروزي اجمدي نژاد تعجب مي كنند و آن را غير واقعي مي دانند.
زماني كه
سال 83 كتاب پنجاه و چهار صفحه اي «نامه اي براي امشب!» كه در پاسخ به
«نامه اي براي فردا» خاتمي نوشته و با دو صفحه سياه چاپ شده بود، توسط
وزارت فرهنگ و ارشاد خاتمي در صحافي توقيف شد، تحمل و منطق مدعيان اصلاح
طلبي را باور، و طي مقالات و نامه هايي، شكست آنان را در انتخابات پيش روي
آن سالها پيش بيني نموديم، و اما در همه اين سالها كه مدعيان اصلاح طلبي،
اسير كاخ غرور و گرفتار توهم خود بزرگ بيني، نامه اي براي امشب را باور
نكردند و نديدند و نخواندند، مخالفان و منتقدان خاتمي و سياست هاي هاشمي،
فاصله خود را با مردم كم كرده و از عدالتي گفتند، كه در دوران سازندگي و
اصلاحات، قرباني توسعه سياسي و اقتصادي شده بود.
آقاي موسوي!
راي مردم دروغ نيست، شكست را قبول كنيد، و به هياهوي تبليغاتي ياران و
سياست بازان اندكي كه پيرامون شما هستند و از تقلب و آشوب مي گويند توجه
نكرده و به اين نكته خوب دقت كنيد كه چرا بايد طبقه محروم و مستضعف جامعه
به شما كه نماد ثروت و قدرت بوديد راي مي دادند!؟ چرا بايد پابرهنه ها و
پياده ها، به پرادو سوارها و تويوتا داران و ماكسيما رانها راي مي دادند!؟
چرا بايد كارگران موقت و بيكاران، به نامزد مورد تائيد كارفرمايان و سرمايه
داران راي مي دادند!؟
آقاي موسوي!
راي مردم دروغ نيست! مردمي كه براي «تغيير» و مبارزه با باندهاي ثروت و
قدرت و فساد، در دوم خرداد 76 به خاتمي راي دادند، در بيست و دوم خرداد 88
باز براي «تغيير» به احمدي نژاد راي دادند، تغييري كه مردم مي خواستند و با
راي خود فرياد زدند، محاكمه و مجازات باندهاي قدرت و ثروت و فساد بود، همان
باندهايي كه ثروت و قدرتشان را براي پيروزي شما به ميدان آوردند، و
متاسفانه شما، گرفتار در مرز اصولگرايي و اصلاحات، از خواست مردم و آنچه كه
مردم مي خواستند غافل بوديد.
آقاي موسوي!
راي مردم دروغ نيست، و اگر مردم ايران را مي شناختيد و با توده مردم ايران
ارتباط داشتيد، و مردم را تنها از قاب وبلاگ ها و سايت ها و نشرياتي كه
نشانتان مي دادند نمي ديديد، مي دانستيد كه جز اينگونه اي كه عمل كردند،
نمي توانستند عمل كنند، و جز اين رايي كه دادند، نمي توانستند راي بدهند.
آقاي موسوي! شما در سفر به يزد، كجا با مردم و منتقدان و خبرنگاران، ديدار
و گفتگو كرديد!؟
آقاي موسوي!
راي مردم دروغ نيست، همانگونه كه در دوم خرداد دروغ نبود! ناطق نوري، در
انتخابات دوم خرداد 76 و پس از اعلام نتايج اوليه، قدرت و شهامت اعتراف به
شكست را داشت و با قبول شكست و تبريك به خاتمي، به راي و انتخاب مردم،
احترام و گردن گذاشت، و اما چرا موسوي اصلاح طلب، آنقدر شهامت ناطق نوري
اصولگرا را ندارد، تا راي مردم و شكست در انتخابات را قبول نمايد!؟
آقاي موسوي!
راي مردم دروغ نيست، اما شما كه مردم ايران را باور نداريد و نمي شناسيد،
قبل از اعلام نتايج انتخابات و قبل از شروع شمارش آرا با حرف هاي خود در
كنفرانس مطبوعاتي، روبروي چشم دهها و صدها دوربين و خبرنگار، با دهان كجي
به مردم سالاري و آزادي، به شعور مردم ايران توهين كرده و گفته ايد: پيروز
انتخابات هستيد و هر انتخاب و رايي را جز انتخاب خود باطل و نادرست و نشانه
تقلب در انتخابات دانسته ايد. و اما با كدام عقل و منطق و معيار و بر مبناي
كدام اصول، شما بجاي مردم تصميم گيري و انتخاب كرده و اعلام نظر نموده
ايد!؟ اينكه گفته ايد اگر شما انتخاب و «پيروز» نشويد نشانه تقلب است يعني
چه!؟
آقاي موسوي!
راي مردم دروغ نيست، اما شما با وقاحت و پررويي و ديكتاتوري، از تقلب در
انتخابات گفته ايد، و نگفته ايد كه چگونه مي شود ده ميليون راي تقلب كرد!؟
آقاي موسوي!
راي و انتخاب مردم دروغ نيست، اما آنهايي كه به شما خبر و گزارش مي دهند،
آگاهانه دروغ مي گويند، و با دروغ از شما مي خواهند كه دروغ بگوييد و به
مردم توهين كنيد، و اما شما راي و انتخاب مردم را باور كنيد و بيش از اين
به خود و مردم و تاريخ دروغ نگوييد.
محمد رضا
شوق الشعراء 23/3/88 يزد