
خاتمي و
موسوي، به «قدرت» مي انديشند يا به «ايران»!؟
بيانيه هاي
خاتمي و موسوي، بعد از «اتمام حجت» رهبري
بيانيه سيد محمد خاتمي:
بسم الله
الرحمن الرحیم
حضور مردم
در صحنه از دست آوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است که باید آن را پاس داشت و
راههای آن را گشادهتر کرد. این حضور شکوهمند از همه بخشها و گروههای
سنی و صنفی در ایران یک پیام روشن دارد که مردم صاحب کشور و انقلاباند.
این پیام را امروز نیز باید دریافت؛ سکوت اعتراضی و رفتار مدنی مردم در
راهپیماییها هم نشانه رشد و بیداری و مسؤولیت پذیری مردم است و هم حکایتگر
این واقعیت انکار ناپذیر است که مردم دارای حقوق اساسی و مشخص هستند که هر
نظامی موظف به رعایت آنهاست.
تبلیغات
تحریککننده و اهانت آمیز نسبت به مردم که همواره مستقل عمل کردهاند و
انتساب حرکت سالم آنان به بیگانگان خود جلوهای از اعمال سیاستهای نادرست
است که سبب دورتر شدن مردم از حکومت میشود.
در ایران
انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردمان بزرگوار که آن حماسه حضور را
آفریدند نتیجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترضاند.
اعتماد
عمومی در این زمینه لطمه دیده است و بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به
معنی گشودن راههای خطرناکی است که خدا میداند به کدام سرانجام برسد.
باید حق
مردم را پاس داشت و در عین تدبیر در برابر هرگونه تشنج و تشنج آفرینی و
ناامنی (که از ساحت مردم به دور است) باید از شیوههای پرهزینه و زیانبار
برای نظام و مردم از جمله مقابله نظامی و خشونت فاصله گرفت و همگان در جهت
ترمیم اعتماد عمومی که پشتوانه اصلی نظام و کشور است برآییم و حرکت کنیم.
ضرب و جرح و
ارعاب که نمونه تأسف آور آن را در روز شنبه شاهد بودیم و موجی از دستگیری
از زنان و مردان و نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور از اولین ساعات اعلام نتایج
تاکنون و ممانعت از اجتماعات آرام و باوقار مردم که از نشانههای فرهنگ
بالای هموطنان است، مشکلات را افزون میکند.
فرصتها به
سرعت میگذرد و به تهدید تبدیل میشود، در حالی که بر این باورم که هنوز
راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست و نیازی به امنیتی کردن و نظامی
کردن فضا ندارد.
ارجاع امر
به مرجع یا مراجعی که باید حافظ حقوق مردم و مجری انتخابات سالم و آزاد و
ناظر بر آن باشند، ولی خود مورد انتقاد و شکایتاند راه حل مسأله نیست.
در بازگشایی
این گره چرا نگاهی به روش و سیرت حضرت امام (ره) نداریم که در موارد مشابه
بوده است و میتواند و باید مورد تأسی و اهتمام قرار گیرد.
تعیین هیأتی
عادل، کاردان، بیطرف و شجاع که به ویژه مورد اعتماد معترضان هم باشد و
پذیرش داوری منصفانه آن هیأت راهی برای عبور از این مرحله و گامی مثبت در
جهت تقویت نظام و بازسازی اعتماد عمومی و نیز نشانه تصمیمگیری خطیر و
گرهگشا در هنگامههای حساس به نفع مردم و در جهت آرمانهای انقلاب است.
آزادی سریع
دستگیر شدگان و زندانیهایی که موجب نگرانی عمیق خانوادههای آنان و بسیاری
از مردم شده است و نیز بازکردن راههای ارتباطی و اطلاع رسانی که متأسفانه
همه را بستهاند میتواند فضای جامعه را تلطیف کند.
از سوی دیگر
اعتراض و انتقاد به شیوه مدنی و به دور از هرگونه ناآرامی را که حق مسلم
مردم است باید همگان پاس داریم.
نفی خشونت و
تغییر فضاسازی کینه توزانه و دشمن آفرین و مبتنی بر تهمت و افترا به فضای
جدید مبتنی بر حقیقت، به محبت و دوستی و تعامل با یکدیگر نیز باید سرلوحه
عمل قرار گیرد.
در این صورت
است که هر هزینهای که پرداخت شود،نظام با همه ارزشهایآن مصون و محفوظ
خواهد ماند.
مردم حضور
دارند و همچنان در انتظارند، این حضور را باید محترم شمرد.
ان ارید الا
الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله * علیه توکلت و الیه انیب
سید محمد
خاتمی
31 خرداد
1388
بيانيه موسوي خطاب به مردم ايران
نگذارید
دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را بربایند
"بسم الله
الرحمن الرحیم
ان الله
یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا
بالعدل
مردم شریف و
هوشمند ایران
این روزها و
شبها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و
درمیان جمعشان از اینجانب سوال میکنند که چه باید کرد و به چه سو باید
رفت. بر عهده خویشتن میبینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم،
با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد که رسالت تاریخیمان را از یاد نبریم
و شانه از بار مسوولیتی که سرنوشت نسلها و عصرها بر دوش ما گذاشته است
خالی نکنیم.
سی سال پیش
از این در کشور ما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی برای
آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسانها، انقلابی برای راستی و درستی. در
این مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمیر ما سرمایههای عظیمی از جان
و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستآوردهای
ارزشمندی حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما
را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسیدند که بهرغم سختترین شداید برایشان
شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طلیعههایی از
حیات طیبه بود. اطمینان دارم کسانی که آن روزها را دیدهاند به چیزی کمتر
از آن راضی نمیشوند.
آیا ما مردم
شایستگیهایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه
نمیکردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا
آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم میتوان معنوی زندگی کرد و
در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر
بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد میانجامد؛ تا به
یاد آورم که اعتنا به کرامت انسانها پایههای نظام را تضعیف نمیکند، بلکه
استحکام میبخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی
میخواهند و بسیاری از گرفتاریهای ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا
بگویم عقبماندگی، فقر، فساد و بیعدالتی سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار
دیگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید
باشد، دعوت کنم.
من در این
دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان
دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و
این میراث بزرگ احساس فاصله میکرد، به هیجان آورد و صحنههایی را که تنها
در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم، رنگ
سبز را به عنوان نماد خویش برگزید. اینجانب اعتراف میکنم که در این امر
پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم میشد در شعارهای
خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قریب» و «یاحسین» و نام خمینی
تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار مینشیند میوههایش
شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود.
چقدر بیانصافند کسانی که منافع کوچکشان آنها را وا می دارد تا این معجزه
انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بیگانگان و «انقلاب مخملین» بنامند.
اما آن چنان
که میدانید همگی ما در راه این تجدید حیات ملی و تحقق آرمانهایی که در دل
و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چیزی که از
عواقب قانونگریزی پیشبینی کرده بودیم به صریحترین شکل ممکن و در
نزدیکترین زمان تحقق یافت.
استقبال
عظیم از انتخابات اخیر در درجه نخست مرهون تلاشهایی بود که برای ایجاد
امید و اعتماد در مردم صورت گرفت تا برای بحرانهای مدیریتی موجود و
نارضایتیهای گستردهاجتماعی، که انباشتشان میتواند کیان انقلاب و نظام
را نشانه برود، پاسخی شایسته فراهم شود. اگر این حسنظن و اعتماد مردم از
طریق صیانت از آرای آنها پاسخ داده نشود و یا آنها نتوانند برای دفاع از
حقوقشان به نحوی مدنی و آرام واکنش نشان دهند مسیرهای خطرناکی در پیش خواهد
بود که مسوولیت قرار گرفتن در آنها بر عهده کسانی است که رفتارهای
مسالمتآمیز را تحمل نمیکنند.
اگر حجم
عظیم تقلب و جابهجایی آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل
و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ کشیده خواهد شد و عملا
ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت به اثبات میرسد. این سرنوشت دو گروه را
خوشحال خواهد کرد؛ یک دسته آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام
صفآرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان دانستند و به گمان
باطل خود میخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته دیگر که با ادعای
دفاع از حقوق مردم اساسا دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت میدانند. هنر
شگرف امام باطل کردن سحر این دوگانهانگاریها بود. من آمده بودم تا با
تکیه بر راه امام تلاش ساحرانی را که دوباره جان گرفتهاند خنثی کنم.
اکنون
مقامات کشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسوولیت آن را
پذیرفتهاند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کردهاند،
به صورتی که این رسیدگیها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر
ندهد، حتی اگر در بیش از 170 حوزه انتخاباتی تعداد آرای به صندوق ریخته شده
بیشتر از تعداد واجدین شرایط باشد.
از ما
خواسته میشود که در این شرایط شکایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری
کنیم، حال آن که این شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از
انتخابات عدم بیطرفی خود را به اثبات رسانده است و نخستین اصل در هر داوری
رعایت بیطرفی است.
اینجانب
همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است
که باید به صورتی بیطرفانه از طریق یک هیات مورد اعتماد ملی مورد بررسی
قرار گیرد، نه آن که پیشاپیش امکان ثمربخش بودن آن منتفی اعلام شود، یا با
طرح احتمال خونریزی، مردم از هرگونه راهپیمایی و تظاهرات بازداشته شوند،
یا شورای امنیت کشور به جای پاسخگویی به سوالات مشروع در خصوص نقش
لباسشخصیها در حمله به افراد و اموال عمومی و ایجاد التهاب در حرکتهای
مردمی به فرافکنی بپردازد و مسوولیت فجایع به وجود آمده را بر عهده دیگران
بگذارد.
اینجانب چون
به صحنه مینگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت
ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور میبینم. من
به عنوان یک همراه که زیباییهای موج سبز حضور شما را دیده است هرگز به خود
اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گیرد. در عین حال
بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق
مردم پای می فشارم و علیرغم تواناییهای اندکی که در اختیار دارم براین
باورم که انگیزه و خلاقیت شما مردم همچنان میتواند حقوق مشروع تان را در
چهرههای مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق کند. مطمئن باشید که
اینجانب همواره در کنار شما خواهم ماند. آنچه این برادر شما در یافتن این
راهحلهای جدید، خصوصا به جوانان عزیز توصیه می کند این است که نگذارید
دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا
اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدران
راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توکل به خداوند و امید به آینده و
تکیه بر توانمندیهایتان حرکات اجتماعی خود را پس از این نیز براساس
آزادیهای مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری کنید. ما در
این راه با بسیجی روبرو نیستیم؛ بسیجی برادر ماست. ما در این راه با سپاهی
روبرو نیستیم؛ سپاهی حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نیستیم؛
ارتش حافظ مرزهای ماست،ما با نیروی انتظامی روبرو نیستیم نیروی انتظامی
حافظ امنیت شهروندان ماست، ما با نظام مقدس خود و ساختارهای قانونی آن
روبرو نیستیم. این ساختار حافظ استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی ماست. ما
با کجروی ها و دروغ گویی ها روبرو هستیم و در پی اصلاح آنیم؛ اصلاحی با
برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی.
ما به دست
اندرکاران توصیه می کنیم برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل 27
قانون اساسی امکان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم کنند، بلکه چنین
گردهم آیی هایی را تشویق کنند و صدا و سیما را از قید بدگویی ها و یک طرفه
عمل کردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن که به فریاد تبدیل شود به
صورت استدلال و مجادله احسن در این رسانه جاری، تصحیح و تعدیل گردد.
بگذارند جراید نقد کنند، خبرها را آنچنان که هست بنویسند و در یک کلام
فضایی آزاد برای مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت های خود آماده سازند.
بگذاریم آنهایی که علاقه دارند تکبیر بگویند و آن را مخالفت با خود تلقی
نکنیم. کاملا مشخص است که در این صورت احتیاجی به حضور نیروهای نظامی و
انتظامی در خیابان ها نخواهد بود و با صحنه هایی که دیدن آنها و شنیدن خبر
آنها دل هر علاقمند به انقلاب و کشور را به درد می آورد، روبرو نخواهیم
بود.
برادر و
همراه شما - میرحسین موسوی
بيانيه «ايراني» هنرمندان ايران زمين
600 هنرمند
در بيانيه اي خواستار توقف تجمعات خياباني و تمكين به قانون شدند
به نام خدا
ملت بزرگوار
و هنر دوست ايران
با عنايت به
حضور چهل ميليوني مردم شريف ايران در انتخابات رياست جمهوري دهم و خلق
حماسهاي بيهمتا و پرشكوه، به واسطه برخي مناقشات و ايرادات نسبت به شمارش
آرا و اعلان نتيجه انتخابات نگرانيهايي براي بخشي از هموطنان عزيز بوجود
آمده است.
ما
هنرمندان، بعنوان علاقمندان به دين و كشور و انقلاب از تمامي دلسوزان نسبت
به مناقشات اخير خواهانيم كه براي حل مسائل خود مسير تمكين به قانون و
قانون گرايي را در پيش گرفته و از هرگونه اجتماعات و درگيريهاي خياباني
پرهيز نمايند. همچنين از نهادهاي قانوني و قانونگذاري كشور نيز تقاضا داريم
از تمامي ظرفيتهاي قانوني خود براي رفع ابهامها و سوتفاهمها استفاده
نمايند.
مردم عزيز
ايران بدانند كه تنها با استفاده از تمامي ظرفيتهاي قانوني كشور ميتوانيم
وحدت، همبستگي، امنيت، آرامش و سربلندي كشور را استمرار بخشيم.
آرزومنديم
مردم بزرگ ايران از اين آزمون بزرگ كه پيروزي قانونگرايي بر بيقانوني است
همچنان سربلند بيرون آيند.
به گزارش
فارس، اسامي كامل هنرمندان به اين شرح است:
فرجالله
سلحشور/ جواد شمقدري/ سامان مقدم/ فريدون جيراني/ مسعود شامحمدي/ محمدحسين
لطيفي/ شهريار بحراني/ رضا جودي/ احمد نجفي/ مجيد مظفري/ جهانگير الماسي/
جواد اردكاني/ محمد داوودي/ سيدكمال طباطبايي/ جهانبخش سلطاني/ علياكبر
محلوجيان/ محمدرضا ورزي/ زيبا بروفه/ محسن علياكبري/ ايرج محمدي/ مهران
مهام/ مهدي هاشمي/ سيروس مقدم/ شهرام عبدلي/ عاطفه نوري/ قاسم افشار/
ابوالقاسم طالبي/ شهريار اسدي/ آهو خردمند/ فريبا متخصص/ ساعد هدايتي/ حسن
زندباف/ جواد افشار/ مهدي همايونفر/ عنايت بخشي/ محمدرضا شرفالدين/ بابك
حميديان/ حسن پورشيرازي/ اميرحسين شريفي/ صادق كرميار/ هوشنگ توكلي/ محسن
محسنينسب/ پروانه معصومي/ حبيباله احمدزاده/ عليرضا افخمي/ فريبا كوثري/
شهرام قائدي/ روناك يونسي/ حسين سهيليزاده/ مسعود آبپرور/ حميد نعمتاله/
ميلاد جعفري جوزاني/ سعيد ابراهيميفر/ جعفر دهقان/ محرم زينالزاده/ سعيد
نيكپور/ مهدي صبايي/ محمد مسعود/ محسن قاضي مرادي/ روزيتا غفاري/ نگين
صدقگويا/ فرهاد قائميان/ محمود عزيزي / قاسم زارع/ محمود محمد طائمه /
علي بهرهمند/ مصطفي صفاري/ جمشيد مرتضوي/ اوژن سيداشرفي/ ناصر ملكي/ پويا
اميني/ فقيه سلطاني/ اكبر احمدي/ حامد وحيد/ جليل فرجاد/ مارال فرجاد/ شهين
تسليمي/ شيوا خنياگر/ وحيد سيفي/ سيدسعيد احمدي/ غلامرضا جهانمهر/ شفيع
آقامحمديان/ حسن نجم/ سيامك تقيپور/ رضا رخشان/ ناصر فخري/ سيروس
كهورينژاد/ داوود اخويان/ بنيامين مظفري/ بهرام بهراميان/ فرج حيدري/ يوسف
صمدزاده/ پيمان عباسي/ احمد رفيعزاده/ افشين قليپور/ شيرين شازده احمدي/
مهدي حبيبيپور/ محمد ناجي/ عليرضا سبطاحمدي/ داريوش مختاري/ فرشته
سرابندي/ افشين صادقي/ اكبر صادقي/ محمدرضا ايزدي يكتا/ رضا عباسي/ محمد
صالحي / علياكبر ذاكري/ عباس شجاع/ علياصغر اوجاني/ مهدي اكبري/ معروف
فيضي/ مهدي شايقي/ محمدرضا سرشار/ حبيبي/ حسين اكبري/ فرشاد حسنپور/ سهيل
محزون/ محمد طبيبي/ محمود سلاميان/ اكرم معصومي/ ژاله موقر/ سوسن كرامتي/
سارا روستاپور/ مسعود ترابي/ كاظم معصومي/ حبيباله بهمني/ حميد بهمني/
مجيد اوجي/ رامين عباسزاده/ سيداحمد ميرعلايي/ رضا انصاريان/ فلورا سام/
رضا ايرانمنش/ عليرضا جلالي/ احمد آخوندي/ حسن عباسي/ اصغر نقيزاده/
روحانگيز شمس/ كيان اولادوطن/ مهران رسام/ حسن نجاريان/ محمدعلي اسلامي/
كامبيز كاشفي/ جواد عزتي/ ليلا بوشهري/ منصور سهرابپور/ مهدي ودادي/ پيام
صابري/ اسماعيل سلطانيان/ رضا برجي/ فخرالدين صديقشريف/ چنگيز وثوقي/
شهرام دانشپور/ علي درخشي/ داوود توحيدپرست/ محمود غلامي/ رضا رضوي/ سعيده
عرب/ كورش زارعي/ عباس قليچلو/ آيدين ظريف/ نسرين نكيسا/ محمدعلي سليمان
تاش/ روحاله برادري/ اردشير ايراننژاد/ سعيد شريفيكيا/ مهدي فقيه/
ماشااله شاهمرادي/ جعفر گودرزي/ داريوش پيرو/ ابراهيم اصغري/ حسين نوري/
فرشاد گلسفيدي/ رضا شرفالدين/ سيدمحمد هاشمي اصل/ شاهرخ اميرمعزي/ نادر
كاشاني/ افشين شكري/ مجيد آقاگليان/ مصطفي عزيزي/ محسن حاجيلو/ بهزاد
كاوياني/ بهروز مقدم/ مجيد موسويان/ حميد شيروانيان/ مجيد شهبازي/ احمد
ترابي/ بهنام خاكسار/ منوچهر رهنما/ داوود جمشيدي/ محمد جمشيدي/ مجيد
بذرپاچ/ پيام ابراهيمپور/ ميثم آقابيگي/ محمدرضا شفيعي/ مريم سلطاني/ عباس
اميري/ شهربانو موسوي/ محمدحسين عمراني/ الهام غفوري/ سعيد پرويني/ امير
معقولي/ محمد نداف/ محمدحسين صالحيان/ مهدي نوروزي/ سيدحسين يعقوبي/ جواد
تهراني/ فرشيد احمدي/ حبيب قليزاده/ علي صابري/ مهدي حيدري/ پرويز
فلاحيپور/ سحر قريشي/ سياوش آهنگري/ محمدجواد طاهري/ حديث ميراميني/ شاهرخ
استخري/ شكوفه هاشميان/ شاهپور دلدار/ مجتبي خادمزاده/ امين عابدي/
سيدعباس فاطمي/ محمود صنعتي/ رضا قهري/ عباس طاهريان/ احمد اكبرنژاد/ مصطفي
پورحامدي/ سيدصابر امامي/ سيداحمد دانش/ محمدرضا ماندرگاران/ وحيد
يامينپور/ مهرداد طاهري/ سعيد رضايت/ هادي آشتياني/ روحاله رفيعي/
محمدرضا حسينيان/ محمد محمديان/ محمدجواد بيكمحمدي/ محمدجواد لساني/ حميد
گودرزي/ حسن اسدي/ اكبر نصيري/ افشين سنگچاپ/ فرزين فتحي/ هادي كريمي/
حميد جعفري/ جواد حيدري/ فهيمه كمالي/ طيبه رهنما/ سياوش خيرابي/ محمود
مقدسي/ مزدآبادي/ حسن شكوهي/ رضا رويگري/ شراره دولتآبادي/ فريدون مهرآيه/
علي عابديني/ امير سيدزاده/ برزو نيكنژاد/ حسين توشه/ مريم رهبري/ نادر
سليماني/ حميدرضا مرادي/ محمدعلي زكريايي/ پيمان رجبي/ افشين احمدي/
وحيدرضا شفيعي/ محمدعلي اميدي/ اكبر توكلي/ زهرا جوادينژاد/ هادي افشار/
كامبيز فراهاني/ محمد محمدعلي/ محمد كفاشيان/ علي ياورك جواد كلهر/ مرتضي
عظيمي/ ناصر ريحان صفت/ غلامرضا ميرخاني/ محمود ريحان صفت/ منتظر المهدي/
سعيد سعدي/ سعيد تهراني/ شهروز ابراهيمي/ مهوش وقاري/ منوچهر آذر/ علي
كاظمي/ محمودرضا قديريان/ سميه عبداللهزاده/ عزيزالله ارجمي/ نيلوفر
شهيدي/ حديثه تهراني/ حسين ناظريان/ مجيد مروتپور/ وحيد چاوش/ سعيد
عليخاني/ مهدي منيري/ امير شمسالدين حشمتنژاد/ مريم كاوياني/ مسعود
تكاور/ مهدي عظيمي ميرآبادي/ محمدرضا اسلاملو/ ابوالفضل عطار/ حميد
روزبهاني/ مرتضي شعباني/ اصغر بختياري/ حسن امجدي/ احمد دوراني/ اسفنديار
حبيبنژاد / مجيد شوند/ مسعود زندهروح/ ايرج عاشوري/ حسن امامي/ عيسي
رجببلوكات/ عباس برلحشي/ محسن تقوي زنوز/ زهرا كفشدار گوهرشادي/ احمد
اميري/ شاهرخ شريفي/ امير پروين حسيني/ رضا توكلي/ سيدمازيار شيخ محمودي/
وحيد مدني/ حسين همايونفر/ باقر آشتياني/ مهدي مظلومي/ مسعود دهنمكي/ حميد
داوودآبادي/ حسن عليمرداني/ مهدي نيرومنش/ مهدي تربتي/ علي بهادر/ داوود
قُچاق/ مجيد ياسر/ سعيد سلطاني/ آرش معيريان/ مصطفي رستگاري/ مرتضي
خراساني/ آمنه قچاق/ رضا خراساني/ سيامك عرب احمدي/ احمد صماصام شريعت/
مريم سادات ميرمعصومي/ بهادر اسدي/ حامد محسنيپور/ عباس مراديان/ كيارش
قوامزاده/ آرش قادري/ رضا خسروي/ آزاده محبوبي/ نصرالله محبي/ احمد ديّري/
نيما نيكسا/ شهناز شهبازي/ مهرنوش خورسند/ جمال شورجه/ ماشااله شامرادزاده/
سيدابوالقاسم حسيني/ محمدتقي پاك سيما/ عباس رستگارپور/ محمود موسوينژاد/
محسن شايانفر/ سيدهادي منبتي/ داوود رسوليان/ عليرضا نجفزاده/ حميد سهيلي/
علي بكائيان/ علي غفاري/ اورايس تنظيفي/ داريوش منتظري/ احسان مهدويزاده/
ناصر عزيزيان سروش/ محمد صدري/ اميرحسين آستيانيپور/ حسين يادگاري/
سيدجمال نحوي/ محمدحسن شهسواري/ نادر لباف/ علي بهمن/ مرتضي كريمي/ رضا
عباسي/ مهدي عبادتي/ محمدصادق آذين/ بابك محمدي/ ذيبحالله پوررحماني/ نادر
مقدس/ احمد شهرابي فراهاني/ حسين مروي/ محسن گودرزي/ رحيم رحيميپور/ سعيد
ملكان/ بابك كايدان/ محمدرضا سرشار/ عليرضا سربخش/ عليرضا اسحاقي/ شفيع
آقامحمديان/ اكبر حر/ حبيب بهمني/ محمد بيلگريپور/ احمدعلي راغب/ شهريار
فريوسفي/ سيدمحمد ميرزماني/ محمدرضا عقيلي/ درويشرضا منظمي/ محمد گلريز/
محمد عبدالحسيني/ شهرام منطقي/ اسماعيل فرزانه/ مصطفي محدثي خراساني/ ايرج
قنبري/ حسن فدائيان/ شهريار منظمي/ محسن كوهستاني/ كريم قرباني/ بيژن ارژن/
سعيد خوانساري/ كوروش بزرگپور/ حسن فراهاني/ محمدمهدي گورنگي/ عباس
بهادري/ حسين بهادري/ مهدي حبيبي/ بهزاد خدارحمي/ محسن حسيني/ علي تحريري/
مهيار فيروزبخت/ عليرضا فيروزبخت/ امير فيروزبخت/ شهروز حقي/ محمدحسين
پورمعين/ حسينعلي رجبي اسلامي/ عفت هاشمي/ حسن همايونفال/ بهرام
گودرزي/فريدون احتشامي/ علياصغر رستمي/ زمان اسماعيلي/ جلال حيدري/ مازيار
عصري/ حميد شهميرزادي/ مجيد طريقي/ مرتضي نيكزاد/ بيژن خاوري/ پرويز طاهري/
غلامرضا حقيقيفر/ مهرداد كاظمي/ حميدرضا گلشن/ محسن دادشي/ حامد فولادقلم/
حميد اكبرزاده/ حسين پرنيا/ بهرام حصيري/ افشين رامين/ مهداد كرباسي/ جمشيد
عزيزخاني/ مهرداد دلنوازي/ فرهاد پرنجان/ سعيد مقدممنش/ كامبيز شكوفنده/
مهدي آريننژاد/ محمدميثم نيكنام/ عادل كريمي/ علياصغر رضايينيك و حسين
نورعلي.
اسامي
امضاكنندگان مركز موسيقي و سرود
سيدمحمد
ميرزماني/ محمد بيگلريپور/ احمدعلي راغب/ محمد گلريز/ محمدرضا عقيلي/
جمالدين منبري/ درويشرضا منظمي/ شهرام منظمي/ شهريار منظمي/ محمد
عبدالحسيني/ اسماعيل فرزانه/ شهريار فريوسفي/ حسن فدائيان/ محسن كوهستاني/
كريم قرباني/ مصطفي محدثي خراساني/ ايرج قنبري/ بيژن ارژن/ سعيد خوانساري/
كورش بزرگپور/ حسن فراهاني/ امير فيروزبخت/ محسن حسيني/ محمدمهدي گورنگي/
عباس بهادري/ بهزاد خدارحمي/ علي تحريري/ مهيار فيروزبخت/ عليرضا فيروزبخت/
مهدي حبيبي/ حسين بهادري/ شهروز حقي/ محمدحسين پورمعيني/ حسينعلي رجبي
اسلامي/ عفت هاشمي/ بهرام گودرزي/ فريدون احتشامي/ علياصغر رستمي/
محمدزمان اسماعيلي/ جلال حيدري/ حميد شهميرزاد/ مجيد طريقي/ مرتضي نيكزاد/
مازيار عصري/ بيژن خاوري/ پرويز طاهري/ غلامرضا حقيقيفرد/ مهرداد كاظمي/
حميدرضا گلشن/ محسن دادشي/ حامد فولادقلم/ حميدرضا اكبرزاده/ افشين رامين/
مهداد كرباسي/ حسين پيرنيا/ بهرام حصيري/ جمشيد عزيزخاني/ اكبر آزاد/
عبدالرضا آرمانده/ عباس عشايري/ شهاب متقيفر/ شاهين متقيفر/ مهرداد
دلنوازي/ فرهاد برنجان/ حسين شريفي/ چكاوك يغمايي/ فريدون بيگدلي/ وشكا
دلنوازي/ حسين ميرزايي/ چنگيز حبيبيان/ علاءالدين باباشهاي/ شاهرخ اورامي/
مهران اكرامي/ مصطفي اطاعتي/ جابر اطاعتي/ فريد صديقي/ اميد صديقي/ علي
بكان/ ميثم اصغرزاده/ شهرام مظلومي/ علي بيگلريپور/ مهران مرادصفوي/ حسين
اعتمادي/ مسلم عليپور/ مازيار فرخ سرشتي/ مجيد شمسايي/ محمد قليچخاني/ علي
تفرشي/ سيدرضا طيبي/ حسين تجلي/ عبداله تجلي/ سيدجعفر سيد/ محمد زماني/
نادر تقدسي/ سيداحسان سيد/ شهرام شمسايي/ امير بديعي/ شاهرخ پناهيفرد/
غلامرضا پيروي/ محمدرضا چراغعلي/ شاهرخ شيردوست/ ساسان جماليان/ بهاره
مرادخاني/ مهدي شمس نيكنام/ علي خدايي/ نادر اسماعيلزاده/ حميدرضا
لطفالهي/ دكتر غلامرضا كافي/ احد دهبزرگي/ سيداحمد مرتضوي/ رحيم
فتحعليزاده/ امين شكرگزار/ مهدي كرمي/ عليرضا اميري و ايرج رحمانپور.