
مصاحبه فارس
با مرعشی
احمدی نژاد
خدمتی به ایران نکرده است
یک رئیس
جمهور آمده چهار تا شعار همراه با صدتا دروغ می گوید و شما باورتان شده می
گویید ارزشی است! کی می گوید دروغ ارزش است!؟
به گزارش فارس، حسين مرعشي سخنگو و عضو شوراي مركزي حزب
كارگزاران سازندگي است،
حزبي كه جمعي از منسوبان و مديران هاشمي رفسنجاني در آستانه
انتخابات مجلس پنجم
تشكيل دادند تا بتوانند با حضور خود در مجلس، ياريگر برنامه ها و خط مشي
اقتصادي
رئيس
جمهور وقت شوند، چرا كه برنامههاي اقتصاد باز هاشمي را اكثريت نمايندگان
مجلس
چهارم برنميتافتند.
كارگزاران موفق به تشكيل فراكسيوني قدرتمند در مجلس پنجم
شد
به گونه اي كه برخي تحليلگران، ريشه ظهور و بروز دوم خرداد را از اين مجلس
مي
دانند. گرچه در ماههاي ابتدايي پس از دوم خرداد، ياران هاشمي نقش پررنگي
در كابينه
خاتمي ايفا كردند اما رفته رفته گسستها نمايان شد، چنانچه انتخابات مجلس
ششم به
ميدان رويارويي هواداران و نزديكان محمد خاتمي با هاشمي كه اورا
"پدر
معنوي"كارگزاران مي خوانند بدل شد. شش سال پس از انتخابات مجلس ششم و در
هنگامه
انتخابات رياست جمهوري نهم اين اختلافات عيان تر و مشخص تر شد و نشان داد
گذر ايام
نتوانسته است گرد كدورتها را از بين ببرد.
مرعشي كه فردي صريح و گشاده رو است
به
ما مي گويد كه زمانه همه را ادب كرده است! با آنكه در حين بازديد حسين
مرعشي از
خبرگزاري فارس يا در بخشهايي از مصاحبه با شوخي ها و بذله گويي
هاي مكرر او
خنديديم اما در گوشههايي از مصاحبه آن چنان عصباني شد و از كوره در رفت كه
هيچ
نشاني از آن چهره هميشه بشاش نبود. مرعشي در جاهايي از اظهاراتش بخصوص در
باره
احمدي نژاد و دولت نهم قضاوت هاي تندي دارد كه مخاطبان خود در
باره آن قضاوت خواهند
كرد، در هر حال مشروح گفتگوي 90 دقيقه اي ما را با سخنگوي
كارگزاران بخوانيد.
** از آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان پدر معنوي كارگزاران نام برده
ميشود آيا شما اين عنوان را قبول داريد؟
ما اجازه شروع كارمان را از
هاشمي گرفتيم،چون ايشان قبل از آن تشكيل حزب را منع كرده بودند.
ما افكار هاشمي را
به
عنوان افكار سازنده و مفيد براي كشور تعقيب كرده و ميكنيم اما هيچ گاه
هاشمي
خود
مسئوليتي در مورد مواضع حزب نداشته و ندارند و اين ما هستيم كه خود را بي
نياز
از مشورت هاشمي نميدانيم.
** چه ميزان حزب كارگزاران تحت تاثير سياست
گذاري هاي آقاي هاشمي رفسنجاني است؟
در 12 سال گذشته حتي در يك مورد آقاي
هاشمي در تصميم گيريهاي حزب دخالت نكرده اند، نه ما انتظار داشتيم و نه
ايشان شان
خود
ميدانستند. اشتراك، اشتراك هدف است. استراتژي هاشمي، سازندگي و توسعه
ايران
است و ما نيز همين استراتژي را داريم.
** حتي به عنوان يك مشاور امين در
سياست هاي حزبي از ايشان نظر نخواستيد؟
در كارهاي حزبي نه اما در سياست
هاي
كلي كشور ما خود را بي نياز از مشورت با ايشان نمي دانيم.
** آيا
مثلثي به نام كروبي، هاشمي و خاتمي را قبول داريد؟
مثلث كه وجود دارد
البته اگر به معناي همكاري باشد. اين همكاري در يك فرآيند وجود
دارد اما نه به صورت
يك
اتفاق سياسي و ائتلاف سياسي. هاشمي،كروبي و خاتمي هر سه در فرآيندي كه منجر
به يك
انتخاب با شكوه، عادلانه و آزادانه باشد هم نظر هستند. هر كدام اما در نقش
جداگانه
اما مكمل يكديگر. هاشمي به عنوان فردي كه حفظ نظام جمهوري اسلامي
براي ايشان از
اهميت ويژهاي برخوردار است حساسيت دارد و نظام را به نوعي فرزند
خود و نظام را
جزئي
از وجود خود، و خود را جزئي از نظام ميداند. برداشت شان اين است كه
برگزاري
يك
انتخابات باشكوه، مثل همه دوران گذشته پشتوانه اي براي نظام است و از زاويه
دفاع
از
نظام به يك انتخابات آزاد و عادلانه ميانديشند و اينكه فرصت براي همه
وفاداران
به
انقلاب داده شود كه در اين انتخابات شركت كنند.
خاتمي عملاً در نقش يك رهبر
براي بخش وسيعي از گروههاي سياسي اصلاح طلب كه در قالب ائتلاف با
راهنمايي و هدايت
خود
شكل گرفته و علاقمند است اصلاح طلبان به عنوان همراهان ايشان در انتخابات
فعال
باشند و به پيشبرد امور كشور كمك كنند.جناب آقاي كروبي هم به عنوان يكي از
شخصيت
هاي سياسي پرسابقه و هم به عنوان دبير كل يك حزبي كه در دوران
اخير متولد شده
علاقمند هستند و به انتخابات مي انديشند. اين سه بزرگوار داراي يك اشتراك
هدف هستند
كه
حالا شايد در بيرون اين اشتراك هدف كه در حرف ها و سخنان بيان مي شود
عدهاي فرض
را بر هماهنگي سياسي ميدانند اما اين به مفهوم يك ائتلاف
استقرار يافته نيست اين
در واقع يك هم جهتي است.
** اما روزنامههاي جبهه دوم خرداد، هاشمي را
به نفع خود در جريان اصلاح طلب مصادره كردند و بنا به برخي خبرها اين
مصادره موجب
ناراحتي آقاي هاشمي هم شده است.
آنچه من همواره بر آن تاكيد كردهام و در
جبهه
دوم خرداد نيز كه من عضو آن هستم اين وضعيت پذيرفته شده است،هاشمي به هيج
كدام
از
جناحها تعلق ندارد در عين اينكه تعلق نيز دارند. يعني هم مويد حركتهاي
معقول و
منطقي جناح اصلاح طلب هستند و هم طرفدار حركتهاي معتدل جناح
اصولگرا،و به معناي
واقعي يك شخصيت فراجناحي است.اين موضوع پذيرفته شدهاي است، حالا شايد يك
سردبير و
نويسنده برداشت غليظ تري داشته باشد.
** در مصاحبه اي گفتيد كه
مجلس ششم را مجلس راديكال مي دانم، مصاديق اين
راديكاليسم چه بود؟
مجلس
ششم مجلس پر تحركي بود، افكار جديدي آمده بود و وارد عرصه
سياستهاي كشور شده بود و
جوانترهايي كه تازه وارد عرصه سياسي شده بودند به دنبال راهي
ميگشتند براي ابراز
وجود
و علاقمند به نو آوريهايي در مسائل مديريتي و سياسي كشور بودند.
** يعني معتقديد آنها به دنبال نو آوري بودند نه حركتهاي راديكال؟
من در مجلس ششم و به عنوان عضوي از آن، ممكن است
اختلافهايي در روش ها
با دوستاني كه مديريت مجلس را به عهده داشتند، داشتيم ولي كسي كه
قصد حركتي خارج از
چارچوب هاي نظام را داشته باشد نديدم.
** نظر شما درباره مواضع همه
نمايندگان مجلس ششم اينگونه است؟
مواضع فردي همواره وجود داشته و
نطقهاي پيش از دستور هيچ مجلسي قابل پيشگيري نيست اما آنچه خود را در طرح
ها و
لوايح نشان ميداد و بعضا هم محل اختلاف ميشد مثل حذف نظارت
استصوابي كه يكي از
مسائلي بود كه در طي عمر مجلس ششم همواره مطرح بود. حتي در يك دورهاي من و
آقاي
سليماني نماينده كنگاور و آقاي محتشمي نماينده كروبي شديم و از از طرف
شوراي نگهبان
هم
آقاي مومن و عزيزي و عليزاده ديدار و مفصل صحبت كرديم، در مجلس كسي نبود كه
بگويد نظارت شوراي نگهبان نبايد نظارت موثري باشد اما اختلاف اين
بود كه ما
ميگفتيم نظارت موثر در چهارچوب قانون، و حتي آقاي مومن و عزيزي هم
پذيرفتند، ولي
بعد
شوراي نگهبان آن را نپذيرفت و رد كرد و مي گفت حتما بايد كلمه استصوابي
بيايد،
ما
به عنوان معتدلين مجلس ميگفتيم كه بالاخره اين نظارت استصوابي چون متكي به
تفسير شماست حدش كجاست؟ بعضي اقوال از شوراي نگهبان اين بود كه
دامنه نظارت
استصوابي حتي مشمول نمايندگان حاضر در مجلس نيز مي شود. يعني اگر
نمايندهاي از نظر
شوراي نگهبان هنجار شكن بود، مي تواند او را از مجلس اخراج كنند.مجلس ششم
نظارت
استصوابي را بر نمي تافت يا در قضيه مطبوعات خوب اختلاف نظر بود
كه آيا با قوانين
جرايم و نا امني هاي اجتماعي مي توان با مطبوعات برخورد كرد يا نه؟
** آيا شما
تحركاتي چون تحصن را از مصاديق راديكال بودن
نميدانيد؟
من تحصن را
نميپذيرفتم و آن را يكي از جلوه هاي حركتهاي راديكال مي دانم.
به نظر من در جمهوري
اسلامي نبايد چنين روشهايي را انجام مي داديم.
** آيا شما به عنوان حزب
كارگزاران با حزب مشاركت در اهداف مجلس ششم مشترك
بوديد؟
ما، يعني هم
دوستان كارگزاران و هم اكثر هم پيمانانمان در جبهه دوم خرداد، ما
همين امروز هم اگر
قرار باشد كه رفراندومي برگزار شود كه چه نظامي در ايران برقرار
شود باز هم معتقد
به
همان جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه بيشتر هستيم. اگر بحث شود
كه آيا
قوانين بايد اسلامي باشد؟ مي گوييم حتما بايد قوانين با اسلام منطبق
باشد،اگر
بگويند اين اسلامي بودن هم بايد تحت نظارت فقهاي شوراي نگهبان
باشد مي گوييم بسيار
عالي
بايد باشد.
در مجلس ششم در سطح طرحها و لوايح اختلاف نظر عمده اي
نداشتيم،البته مجلس با شوراي نگهبان خيلي دچار اختلاف بود. طبيعي هم بود
بالاخره
نظرات كارشناسي متفاوت بود، تقدم و تاخر در اولويت ها برايمان مهم بود، اما
آنچه
مجلس ششم با آن مواجه بود اين مسئله بود كه حتي حرفهاي حسابي كه
مجلس ششم داشت(
مورد
توجه نبود). ببينيد در واقع يك تصميم در شوراي نگهبان گرفته شده
بود كه نبايد
قانوني در مجلس ششم به نتيجه برسد.
من يك شب با آقاي مومن هم صحبت كردم و به دوستان
شوراي نگهبان هم گفتم. اكنون مي رسيم به اينكه اكثر نمايندگان شوراي
اسلامي قانوني
تصويب كردند كه مثلا صدا و سيما بابت پخش مسابقات حرفه اي باشگاه ها بايد
بخشي از
درآمد خود را به اين باشگاهها بدهد. مثلاً بازي استقلال و
پيروزي، چون در واقع اين
باشگاه ها هستند كه اين برنامه را توليد كردند و مشتري جلب
كردند، اما شوراي نگهبان
ميگويد چون صدا و سيما وابسته به رهبري است اين خلاف شرع است.
من به آقاي مومن
گفتم
كه دين خدا را صرف دعواي لاريجاني و فدراسيون فوتبال نكنيد. كما اينكه مردم
را
نبايد صرف اين دعواها كرد. يعني ما اصلاح طلبان هم نبايد بياييم بگوييم همه
مردم
مال ما،يعني در جناح مقابل ما هيچ كس معتقد به مردم نيست؟ هيچ كس
مردمي نيست؟
** پس به نظر شما شوراي نگهبان درباره مصوبات مجلس نظر سياسي ميداد تا
فقهي؟
قطعا اينطور است، وقتي شوراي نگهبان در جايگاهي است كه
اين مسند
تشخيص مغاير و موافق اسلام است نبايد تفكيك كند،نبايد بگويند صدا و سيما
وابسته به
رهبري است ولي باشگاه ها نيستند همه نظام متعلق به رهبري است.اگر ولايت را
منشا
مشروعيت بدانيم، اين ولايت در تمام اركان نظام بخش دولتي و غير
دولتي ندارد،درجه يك
و دو
ندارد، صرف اينكه صدا و سيما منصوب مستقيم رهبري است اما دولت منصوب رئيس
جمهور است،من فكر ميكنم ما دعواهاي شخصي و گروهي خود را بايد داشته باشيم،
كشمشها
و رقابتها را داشته باشيم براي حداكثر كردن منافع خود و حداكثر
كردن منافع كشور.
خوب
اين طبيعي است كه من رقابت مي كنم و آقاي باهنر هم رقابت مي كند هر دو
براي
اينكه راي بيشتري كسب كنيم تلاش مي كنيم خدمت بيشتري كنيم و طبيعي است كه
كشور در
مجموع نفع مي برد.اما نه من حق دارم چون مردم گرايش بيشتري به من
دارند مردم را
چماق
كنم بر سر رقيب و نه رقيب حق دارد اسلام را چماق كند بالاي سر من. اينها
موضوعات اصلي مورد اختلاف ما در مجلس ششم بود.
** واقعا شما ميگويد
دراين قضيه صدا و سيما برخورد شوراي نگهبان سياسي
بوده؟
شما بگوييد؟ شما
قضاوت كنيد! ما به عنوان نمايندگان ملت تشخيص داديم كه باشگاه
ورزشي كه باعث جذب
بيننده براي صدا و سيما شده بر اساس عرف دنيا، اگر پولي خواست صدا وسيما
بايد به
آنها
بدهد اين كجايش مغاير اسلام است؟
** من هم ميتوانم اين اتهام را
بزنم كه چون مجلس با صدا وسيما مشكل سياسي داشت
ميخواست بودجه صدا و سيما را كاهش
دهد.
اگر ميخواستيم كه بودجه اش را كم مي كرديم.
** كه
بودجه شوراي نگهبان و صدا و سيما را كاهش هم داديد؟
نه، وقتي كه صدا و
سيما اطلاعيه بدهد عليه مجلس ، مردم ميفهمند كه نمايندگانشان
بودجهاش را كاهش
داده
اند.
** در يكي از
مصاحبههاي اخيرتان گفته ايد خودخواهيها سرمايه
تحول خواهي در ايران را نابود
كرد، مصاديق آن خودخواهي ها چه بود؟
رقابتهاي درون گروهي و انشقاقي بود
كه
در انتخابات رياست جمهوري نهم رخ داد. در مجلس اختلاف چنداني نداشتيم اما
در
انتخابات نهم انشقاق ايجاد شد، در مجلس همه با هم صميمي بوديم.
** اين
خودخواهي كه ميگوييد الان هم وجود دارد؟
نه،بالاخره زمانه همه را ادب
كرده است.
** ولي برخي از اصلاحطلبان كه عضو ستاد ائتلاف نيستند شما
را متهم به انحصارطلبي و خودخواهي ميكنند.
نه اينگونه نيست همه با
يكديگر دوباره صميمي شديم.
** جايي گفته بوديد كه عدم ايستادگي بر شعار اعتدال و ميانه
روي و سكوت در برابر تندرويها بزرگترين اشتباه حزب كارگزاران بود، كجا بر
شعار
اعتدال نايستاديد وكجا در مقابل تندروي ها سكوت كرديد؟
اين جمله را قبول
دارم و روي حرفم هستم، اما الان خيلي خاطرم نيست، الان هم كه
قرار نيست بر عليه حزب
خودمان مصاحبه كنم.
** آيا واقعا عدم ايستادگي بر شعار اعتدال در حزب
كارگزاران بوده يا در جريان اصلاح طلبي بوده؟
نه در خصوص حزب كارگزاران
گفتم.
** يعني در حزب كارگزاران هم تندروي بوده كه شما بر پاي شعار
اعتدال نايستاديد؟
نه اينكه در حزب ما تندروي بوده ،به هر حال ما بايد
از
اعتدال دفاع بيشتري مي كرديم.
** كجاها سكوت كرديد؟
ما
نبايد در برابر تندرويهاي شوراي نگهبان براي رد صلاحيتهاي وسيع
سكوت ميكرديم،
بايد
اعتراض جديتري ميكرديم.
** چرا در مقابل برخي اظهارات تند افراد
واكنش نشان نداديد؟
چه اظهاراتي مشخصا بگوييد؟
** سخنان
ساختار شكنانه اي چون رفراندم و عبور از خاتمي به
دليل تفسير جامعه مدني به مدينه
النبي و
...
عبور از خاتمي كه در مجلس طرح نشد، هيچ نطقي در مجلس
نداريم
كه
بگويد بياييد از خاتمي عبور كنيم، حتي عبور از خاتمي كه براي ما اصل نيست.
خاتمي
براي
ما اصالت به اين مفهوم ندارد كه كسي اگر از او عبور كرد عليه او موضع
بگيريم،نظرشان است.
** آنها مي گفتند چون خاتمي در چارچوب نظام كار
ميكند و در خدمت نظام است بايد از او عبور كرد.
نه آنها انتقادشان به
روشهاي خاتمي بود، خود آقاي خاتمي هم تصور نميكنم كه عبور از
خود را عبور از نظام
بداند، من هم كه مسئول حرف آنها نيستم.
** ولي آنها در جبهه شما بودند؟
نه، جبهه ثبت شده رسمي كه نداشتيم، افراد مختلف بودند و
اظهار نظر
ميكردند اظهار نظر مردم از نظر ما آزاد است.
** يعني در مقابل هر
اظهار نظري...
ما كه در خصوص هر صحبتي نبايد اظهار نظر كنيم.
** شما در روز هاي اخبر در مصاحبه اي گفتيد كه در مجلس ششم دچار
فرصتسوزي شديد ، بالاخره مصاديق آن را بايد تعيين كنيد.
قرار نيست كه
شما گفتههاي چند سال پيش من را بياوريد و بگوييد. انسان در طول
20 سال ممكن است
حرفهاي متفاوت زده باشد من كه همه آنها خاطرم نيست.
** اين صحبت اخير
شماست. حالا آيا واقعا در مجلس ششم شما دچار فرصت
سوزي شديد؟
خوب بايد در
اين مورد فكر كنم، الان چيزي خاطرم نيست و صحبتي نمي كنم.
** برخورد
آقاي هاشمي بعد از مناظره شما با آقاي كلهر(در جريان
رقابت هاي انتخاباتي رياست
جمهوري نهم) چگونه بود اظهار نظري، سخني..
برخورد خاصي نبود هيچ صحبتي
نشد و به سكوت برگزار شد. من هنوز هم مدافع مناظره با كلهرم،از
صدا و سيما هم
تقاضا ميكنم آن مناظره را يكبار ديگر پخش كنند.
** آيا پيشبيني به دور دوم كشيدن انتخابات رياست جمهوري
را داشتيد؟
طبيعي بود بالاخره اين يكي از گزينهها بود.
** و پيشبينيتان از رقبا كه بود؟
فرضمان اين بود كه به طور قطع هاشمي
نفر
اول ميشود البته فكر نميكرديم احمدينژاد به دور دوم بيايد.
** كدام كانديداها را احتمال ميداديد؟
كروبي را فكر نميكرديم اما معين و
قاليباف را پيشبيني مي كرديم.
** دوست داشتيد با كدام كانديداها رقابت
كنيد؟
با احمدينژاد
**
خوب بازنده ميشديد.
خوب
معلوم نبود بازنده شويم فكر نميكرديم مردم ايران اين همه
بدشانس باشند.
** چرا ؟ مردم راي دادند.
آقاي احمدينژاد هيچ خدمتي به
ايران نكرد.
** هيچكدام از اقدامات احمدينژاد را
...
هيچكدام را كه نميتوان گفت اما آنجايي كه احمدينژاد
تصميم گرفت خدمتي به مردم
نكرد
** در بحث انرژي هستهاي چه؟
پروسه انرژي هستهاي
خارج از تصميمات شخصي احمدينژاد است.
** ولي در دولت احمدينژاد ما
تعليق را شكستيم و جهش در فناوري هسته اي پيدا كرديم.
انرژي هستهاي
متعلق به نظام است و دانش آن هم نتيجه سرمايه گذاري طولاني مدت
نظام و فراتر از
دولتهاست دانش آن هم قبل از دولت احمدينژاد به دست آمده بود و تنها جايي
را هم كه
احمدينژاد مدير آن را تغيير نداد و تجربه آنجا را از بين نبرد سازمان
انرژي اتمي
بود.
اگر بقيه مديران را هم تغيير نمي داد وضع كشور اين نبود.
** اگر
بحث هستهاي تصميم سران نظام است، پس چرا شما به
تصميمات هسته اي نظام در برهه
كنوني مدام انتقاد مي كنيد؟
در بخش هستهاي انتقاد ما اين است كه
احمدينژاد با باز كردن جبهههاي متعدد در عرصههاي سياست خارجي و
اصليكردن
موضوعات فرعي، پيشروي كشور در سياست
هاي
هستهاي را كند كرد. مثلا طرح بيجاي مسله
هولوكاست كه نه موضوع كشورماست و نه موضوع روز ماست يا دهها حرف
مختلف مثل اينكه
ايشان ميگويند به همه كشورهاي دنيا دانش انرژي هستهاي را ارايه ميكنيم،
بگذاريد
فعلا
كار خودمان را بكنيم! بعد شما...
** به نظر شما اگر شما دربرابر
غرب تهاجمي عمل كرده و روي نقاط ضعف آن فشار بياوريد
يك دستاورد مثبت نيست.
تحريك كردن و متحد كردن دشمن پشت مرزهاي كشور در حالي كه
پرونده
هستهاي روي ميز است هنر مديريت نيست. احمدينژاد در عرصه سياست خارجي كمكي
به
انرژي هستهاي نكرد. ميتوانيد از لاريجاني كه نيروي ارزشي است بپرسيد كه
چه به
روزش آورد. اينكه لاريجاني به عنوان نماينده رهبري در بحث
هستهاي و مسئول مذاكره
كنند
چه اندازه به وسيله مواضع سياست خارجي دولت پشتيباني شد.
** ولي
لاريجاني در سخنراني هاي اخير خود در دانشگاه شريف،
اصفهان و مشهد از سياستهاي
دولت حمايت كرد.
شما كه از مسايل پشت پرده بهتر از من آگاهيد.
** شما شكستن تعليق را به صلاح ميدانستيد؟
در سطح
تصميمگيري ما نبود، تصميمگيري نظام بوده و از آن دفاع ميكنيم.
** آيا معتقديد كه بايد در پاي شكستن تعليق مي ايستاديم حتي اگر پرونده به
شوراي امنيت
برود
...
اين ديگر نظر كارشناسي است،نظام هم در مقاطع مختلف نظرات
كارشناسي متفاوت داشته است. يك زمان نظر اين بود كه به شوراي امنيت نرود، و
يك زمان
نظر اين بود كه اين خط قرمز را نداشته و گفتند اگر رفت هم مشكلي
نيست .اما بايد
حتما
مديريت سياسي كشور از رفتن پرونده به شوراي امنيت پيشگيري ميكرد چون رفتن
پرونده به شوراي امنيت هيچ كمكي به نظام و انقلاب نميكند. ما بايد فناوري
هستهاي
را كه حق ماست حفظ كنيم و تمام توان كارشناسي را به خدمت بگيريم
كه پرونده به شوراي
امنيت نرود و قطعنامه صادر نشود. اينكه قطعنامههاي متعدد عليه ما صادر شود
كه
موفقيت نيست. شما ميگوييد راهي نبود، اما ما ميگوييم راه حل داشت ما مي
توانستيم
دنيا را عليه خود تحريك نكنيم اگر اين اندازه تحريك نميكرديم
اينهمه قطعنامه صادر
نمي
شد.حفظ فنآوري هستهاي براي ايران با هزينههاي كمتر از آنچه در دولت
احمدينژاد رخ داد مقدور بود، ما نميتوانيم در دنيا سيبل باشيم. اين همان
چيزي است
كه
غربيها ميخواهند، ما مسئول و عضوي از سازمان ملل هستيم .قوانين
بينالمللي را
رعايت ميكنيم نبايد مقامات مسئول به گونهاي حرف بزنند كه يك
جريان تهديدكننده
براي
ديگران است.
** آيا شما برخورد غرب در خصوص مساله هستهاي را
سياسي نميدانيد؟
حتما سياسي است. اين سياسيترين و شيطنتآميز ترين
برخورد غربيهاست منتها اين نه جديد است و نه آخرين است. غربيها از روزي
كه انقلاب
اسلامي به پيروزي رسيده با ما برخورد غيرمسولانه داشتند، غربيها
قرارداد رسمي كه
با
آلمان داشتيم و ميلياردها دلار ضرر به كار زدند و براي همين ما رفتيم و
دانش را
به
دست آورديم، اولا اين اتفاق هيچ ربطي به احمدينژاد ندارد، روزي كه احمدي
نژاد
آمد اين دانش بود. ممكن است بگوييد كه سانتريفيوژها اين اندازه
نبود، بله سه سال
پيش
طبيعي است دانش تازه توليد شده بود. در خصوص تدابير، ما معتقديم كه غربيها
به
ما
زور ميگويند ولي اين زورگويي چيز جديدي نيست. ما درزمان جنگ هم با غرب
مشكل
داشتيم ولي هيچ وقت مديريت سياسي كشور، اجازه نداد كه حتي در
دوران دفاع مقدس
قطعنامههايي عليه ايران صادر شود.
** اتفاقا در زمان جنگ و تا مقطع
قبول قطعنامه 598 ، قطعنامه هاي متفاوتي عليه ما صادر شد.
نه، به خود
دروغ نگوييم. انقلاب با احمدينژاد شروع نشده و با احمدينژاد هم
تمام نخواهد
شد،هزار تا احمدينژاد فداي نظام جمهوري اسلامي و انقلاب. يك رئيسجمهور
آمده 4 تا
شعار
همراه با صد تا دروغ مي گويد و شما باورتان شده ميگوييد ارزشي است، كي
ميگويد دروغ ارزش است؟ جمهوري اسلامي در زمان جنگ از خود دفاع
كرد و هيچ
قطعنامهاي در شوراي امنيت عليه ايران صادر نشد. ممكن است قطعنامههايي كه
براي
پايان جنگ صادر شد مورد تاييد ما نبود و نميپذيرفتيم تا قطعنامه 598 كه تا
موردي
مورد
تاييد ما بود گر چه براي احقاق حقوق ما كفايت نمي كرد. تفاوت اين است كه در
انرژي هستهاي نبايد كشور را به سمتي ببريم كه قطعنامههاي الزام
آوري صادر شود و
احمدينژاد هم ميگويد كاغذ پاره است او دروغ ميگويد. كاغذ پاره
نيست اينها
الزامآور است به لحاظ حقوقي اينها در آينده براي رفع آن مصوبه شوراي امنيت
ميخواهد و زمان و انرژي و امتياز براي رفع آنها از ما ميخواهند. معتقديم
در
سياستهاي هستهاي بايد به گونهاي حركت كنيم كه محكوميت هاي
بينالمللي نگيريم و
ميتوانستيم با اعتمادسازي اين كار را بكنيم. و معني اش هم اين نيست كه غرب
هم
دروغگو نيست و يا برخوردهاي دوگانه ندارد، اما برخوردهاي آنها دليل نمي شود
كه كاري
كه آنجا ميخواهند انجام بدهيم. اتفاقا برخلاف شعارهاي امروز
معتقدم و تاريخ هم
اثبات خواهد كرد كه متاسفانه بر اثر يك خداي نكرده خيانت يا اشتباه در
دوران اخير
راهي
را رفتيم كه صهيونيستها و آمريكايي ها ميخواهند. الان هم بايد تدبير
كنيم،
همانگونه كه طي ماههاي اخير لاريجاني تمام تلاش خود را كرد كه
قطعنامه سوم صادر
نشود
و موفق بود، همين امروز هم بايد بتوانيم جلوي قطعنامه سوم را بگيريم، ما به
عنوان شهروند ايراني و عضوي از نظام حق داريم سوال كنيم كه لغو اين
قطعنامهها
بعدها چه هزينهاي را بر كشور تحميل خواهد كرد و آيا ما خواهيم
توانست بر موضعمان
بمانيم يا نه؟
** اگر در دوران جنگ، شوراي امنيت قطعنامه صادر ميكرد
كه بايد به جنگ پايان دهيد آيا بايد ميپذيرفتيم؟
در جاي خود قابل بحث
است، ولي بهر حال...
** وقتي صحبت از حق ملت است،همانگونه كه در جنگ
ايستادهايم اينجا هم ميايستم.
در ايستادگي آن بحثي نيست،بحث اين است
كه
ميگويم كم هزينه تر ميشد حالا كردند ببينيم چه ميشود،صبر مي كنيم ببينيم
چي
از توش در مياد.
** ظاهراً شما روند تصميم گيري هاي هسته اي فعلي را در
چهارچوبهاي كلي نظام نمي دانيد؟
ما در بحث هستهاي معتقديم نبايد بحث
جناحي شود، هر دو جناح كشور دستيابي اين دانش را افتخار براي كشور
ميدانند، در
مساله هستهاي ما بايد همه تلاشمان اين باشد كه يك مجموعه متحد
ملي در برابر
تهديدات غربي باشيم و آنرا هم مديريت كنيم تا موجب محكوميتهاي بينالمللي
نشود چون
اين
محكوميت ها به سادگي قابل حل نيست.انتقادمان به احمدينژاد اين است كه اين
موضوع را دارد خرج سياستهاي داخلي خود ميكند، چه در برابر رقيب
كه ما باشيم، يا
دوست كه علي لاريجاني باشد.
** پس موفقيتي هست، چون شكست را كه خرج خود
نميكنند.
نه موفقيت نيست، احمدينژاد فعلا سوار است، ميتواند در
كار
لاريجاني اخلال كند ، لاريجاني دارد بحث ميكند،مي گويد اين پيشنهاد را
قابل بررسي
مي
دانيم، ولي احمدينژاد ميآيد ميگويد تا آخر مرداد پيشنهادي نميدهيم
اخلال
ميكند. به هر حال تاريخ قضاوت خواهد كرد كه چه ضررهايي به كشور
وارد شد.
** برخي اسامي را مي گوييم بگوييد چه به ذهنتان مي آيد؟
حداد
عادل:
آدمي نجيب
** علي لاريجاني:
هواي تازه
** ناطق نوري:
سمبل مردانگي
** خاتمي:
نجابت و اخلاق
** هاشميرفسنجاني:
سياست و شجاعت
** حسين
شريعتمداري:
پاسبان بد اخلاق دفاع از ارزشها
** رحيم مشايي:
چون جانشين خودم است
چيزي نميگويم
** حسن حبيبي:
وقار و متانت و هوش
** فائزه هاشمي:
زني شجاع
** ميردامادي :
مردي قد كوتاه
** محمدرضا خاتمي :
پزشكي سياستپيشه
** بهزاد نبوي:
جوان قديمي
** مهدي كروبي:
شيخ اصلاحات
** تاجزاده :
كسي كه ما
را به 1/1/58 برگرداند
** غلامحسين كرباسچي:
شهردارنوآور