سياست و اقتصاد و هنر ايران، در آئينه ورزش ايران

خداحافظ جام جهاني فوتبال! شب بخير دايي ها!

آقاي رئيس جمهور!

در شكست تلخ و تحقير آميز ايران از عربستان و سقوط فوتبال ايران، تنها علي دايي مقصر است!؟

افراد كوچكي كه بنا بر سياست و رابطه، سكان ورزش و فوتبال ايران را در دست گرفته و مستوليت بزرگ تيم ملي فوتبال ايران را بدست فرد كوچكتر از خودي چون دايي سپردند، در شكست تحقير آميز ايران از عربستان سعودي، كمتر از علي دائي مقصر نيستند، كه بعبارتي بسيار بيشتر از او در اين شكست تحقير آميز نقش و سهم دارند، چرا كه با انتخاب اشتباه دايي، به فوتبال ايران و غرور و افتخار جوانان ايراني صدمات جبران ناپذيري را وارد كرده و به اعتماد نظام و ملت و دولت و رئيس جمهور، خيانت نمودند.

در هشتمين روز فروردين امسال و در ورزشگاه آزادي و در حضور رئيس جمهور و صد هزار تماشاگر مشتاق، ورزش و فوتبال ايران نشكست، كه غرور و بغض ايرانيان شكست، وقتي عرب ها در پايتخت ايران و در ورزشگاه آزادي و روبروي چشم ميليونها بيننده تلويزيون و يكصد هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه آزادي، دور افتخار زدند و سرود پيروزي سردادند، قلب هزاران هزار جوان ايراني با بغض شكست.

فوتبال همه چيز نيست و برد و باخت در آن نيز زياد مهم نمي باشد، و اما وقتي فوتبال ايران، آئينه تمام نماي سياست و اقتصاد ايران مي شود، بايد كه لحظه هاي فوتبال را سخت تحليل و باور كرد.

علي دايي ها، در سياست و اقتصاد و صنعت ايران كم نيستند و اما اين «بازيگرها» چگونه توانسته اند كه مسئوليت و مديريت بخش هاي مهم صنعت و سياست و اقتصاد ايران را در دست بگيرند و در نهايت، سياست و اقتصاد و صنعت ايران را به كجا خواهند برد!؟

دايي، كه كفش مربيگري تيم ملي فوتبال ايران براي پاي او بسيار بزرگ و گشاد بود، و مستوليت تيم ملي فوتبال ايران براي او بسيار سنگين، با توجه به توانايي كه در خود مي ديد، نمي بايست با پذيرفتن پيشنهاد فدراسيون فوتبال ايران، قبول مسئوليت كرده و اينجنين بار سنگيني را كه توانايي بردنش را نداشت بردارد. و اما او مغرورانه و تاجرمنشانه، آنچه را كه خود مي پنداشت درست است انجام داد و راهي را كه خود فكر مي كرد درست است رفت و حتي به توصيه رئيس جمهور براي بازگرداندن كريمي به تيم توجه نكرد و تيم فوتبال ايران را به ورطه اي كشاند كه كس ديگري نيز نتواند به آساني آنرا از اين ورطه عميق بيرون بياورد.

دايي نيز همچون بعضي سياستمداران، فرصت ها را سوزاند و امتيازها را بسادگي از دست داد، و اتوبوس تيم ملي فوتبال ايران را از شاهراه بي مانع و صاف، به جاده سنگلاخ و پر و پيچ و خم كوهستاني هدايت نمود، اتفاقي كه در سياست و اقتصاد و صنعت ايران بارها افتاده و باز در حال رخ دادن و تكرار شدن مي باشد.

آيا در سال «صرفه جويي» و انتخابات حساس رياست جمهوري، سياستمداران و اقتصاد دانان و صنعتكاران ايراني، از شكست دايي و تيم ملي فوتبال ايران درس مي گيرند و به دلايل و چگونگي شكست دايي در فوتبال ايران توجه خواهند كرد!؟

براستي با رفتن و بركناري علي دايي از تيم ملي، ديگر علي دايي ها، در كسوت مربي، به تيم ملي فوتبال ايران بازنمي گردند، و آنهايي كه يك روزي با ناديده گرفتن ديگر گزينه ها، علي دايي را براي مربيگري تيم فوتبال ايران انتخاب كردند، با قرباني كردن دايي، دوباره باز مربي ديگري را براي تيم شكست خورده دايي انتخاب خواهند كرد!؟

اگر علي دايي بركنار شود و آنهايي كه علي دايي را انتخاب كردند بركنار نشوند، و گناه شكست از عربستان، تنها به پاي علي دايي نوشته شود، دير نيست روزي كه در ورزشگاه آزادي، تيم ملي فوتبال ايران، از عراق و بحرين و امارات و افغانستان نيز شكست بخورد، پس باشد كه براي عدم تكرار شكست هاي تحقيرآميز، يكبار در ايران، تمام مسببين شكست، با هم از كار بركنار و «محاكمه» شوند، و اما آيا رئيس جمهور! اين كار را خواهد كرد!؟ و آيا مجلس، از رئيس جمهور اين مهم را درخواست خواهد كرد!؟

محمد رضا شوق الشعراء 10/1/88 يزد

 

 

صفحه نخست     ارتباط با ما     پيوندها     آرشيو     درباره ما   شوق دات کام 

تمامی حقوق این سایت برای سایت تحلیلی ، خبری شب نیوز محفوظ است