
فقط براي
ثبت در تاريخ
احمدي نژاد،
اميركبير ايران مي شود!؟
اگر خاتمي
بيايد، احمدي نژاد در تاريخ ايران اسطوره خواهد شد
اگر خاتمي
بر ترس و ترديدهايش فايق آيد و وارد صحنه انتخابات رياست جمهوري شود، بازي
باخت - باخت خاتمي و بازي برد- برد احمدي نژاد شروع خواهد شد، و احمدي نژاد
آهنگر زاده، همچون اميركبير، اسطوره اي براي تاريخ ايران خواهد شد؛ باور
بداريم كه اگر امير كبير بركنار و كشته نشده بود، «شايد» هيچگاه اينگونه در
تاريخ ايران ماندگار نمي گشت. راز ماندگاري اميركبير در ناتمام ماندن كار
اوست!
خاتمي،
پديده دوم خرداد و نماد دوم خرداد و بت و ستاره اصلاحات است، و بنا بخواست
اصولگرايان و محافظه كاران، نماد خاتمي و حماسه دوم خرداد بايد شكسته شود و
از بين برود، تا آنان بتوانند برنامه هايشان را اجراء كنند، و اين جز با
حضور دوباره خاتمي در انتخابات ممكن نخواهد شد.
حماسه و
اتفاق دوم خرداد، بنا به قاعده، حداقل در اين انتخابات و با شرايط و چهره
هاي موجود تكرار نخواهد شد؛ مگر آنكه قاعده، قاعده نباشد.
توده محروم
از حداقل هاي زندگي و قشر متوسطه جامعه، در انتخابات پيش رو باز به احمدي
نژاد راي خواهند داد، چرا كه اميد دارند وعده هاي احمدي نژاد در چهارسال
بعد محق شود و به مرحله اجرا در بيايد، و اين در شرايطي اتفاق مي افتد، كه
بسياري از اصلاح طلبان و همراهان سابق خاتمي، خاتمي را مرد ميدان اصلاحات
ندانسته و قبول نداشته و به او راي نخواهند داد.
اگر كروبي
كنار برود و اگر ميرحسين موسوي نيايد و اگر احمدي نژاد شكست بخورد، و اگر
خاتمي پيروز انتخابات شود، احمدي نژاد بعنوان مصلحي كه تلاش كرد و نتوانست
صاحبان ثروت و قدرت را شكست دهد، به دل تاريخ خواهد رفت و در تاريخ ايران
بعنوان چهره اي كه اگر مانده بود ايران را گلستان مي كرد ثبت خواهد شد، و
اما خاتمي با آرايي بسيار پائين تر از دوم خرداد، با سهم خواهي قدرت طلبان
همراه، و خواست مردم و طرح هاي احمدي نژاد چه خواهد كرد!؟ اگر طرح مسكن مهر
را ادامه داده و به افتتاح برساند، به نام احمدي نژاد تمام خواهد شد و اگر
ادامه ندهد، متقاضيان مسكن مهر و جوانان پر اميد هيچگاه او را نخواهند
بخشيد و همه اينها در صورتي است كه بتواند با توجه به شرايط و موقعيت جامعه
راي اكثريت خاموش را جذب كرده و دوباره بر اريكه رياست جمهوري بنشيند و اما
اگر كه نتواند راي بياورد، براي هميشه، خاتمي و دوم خرداد در تاريخ ايران
فراموش خواهند شد و بناي قدرت و غرور اصلاح طلبان فرو خواهد ريخت، و همه
ترس و واهمه خاتمي براي حضور، همين فكر و ترس از شكست است، يعني اتفاقي كه
براي هاشمي رفسنجاني پيش آمد، با اين تفاوت كه هاشمي «سياست مدار» و «زيرك»
در صحنه خبرگان فرصتي دوباره پيدا كرد و خاتمي «صداقت مدار» اين فرصت را
نيز هيچگاه نخواهد داشت و بدست نخواهد آورد.
خاتمي،
پهلواني است كه يك زماني و در دو كشتي، بنا بر شانس و اتفاق و بخاطر ضعف
رقيبان، پيروز از تشك كشتي بيرون آمده است و چون قهرماني در قاب خاطرات و
پشت جلد مجلات مانده است، و براي از بين بردن اين قهرمان و شكست اسطوره او،
چاره اي جز دوباره او را به صحنه كشتي كشاندن نيست. خاتمي در صورتيكه زمين
و زمان دست بدست هم بدهند و خدا و مردم، همچون دوم خرداد با او باشند، فوقش
دوباره رئيس جمهور خواهد شد، يعني به پست و مقامي كه سابق داشته باز خواهد
گشت، و اين چيزي به ارزش هاي او اضافه نخواهد كرد و اما اگر شكست بخورد و
انتخاب نشود!؟
آمدن خاتمي
آرزو و برنامه طرفداران احمدي نژاد است چرا كه با آمدن خاتمي، اصولگرايان
با عبرت گرفتن از گذشته، بر روي احمدي نژاد اجماع خواهند كرد و اگر احمدي
نژاد پيروز انتخابات شود، بعنوان كسي كه حماسه دوم خرداد را حادثه كرد و
اصلاح طلبان را از صحنه خارج نمود، در تاريخ ايران ماندگار شده و در
چهارسال دوم، همراه با از دور خارج كردن كامل اصلاح طلبان و با قدرت بيشتر،
بسياري از طرح هايش را به مرحله احرا درآورده و...
اگر خاتمي
بيايد، احمدي نژاد پيروز انتخابات است، چه راي بياورد و چه راي نياورد، و
اگر خاتمي بيايد، شكست خورده انتخابات است، چه راي نياورد و چه راي بياورد،
و اما خاتمي بنا به خواست و مصلحت سياست بازاني كه منافع خود را در زير
سايه او جستجو مي كنند، وارد اين بازي باخت – باخت خواهد شد!؟
مردم ايران،
بنا به آنچه كه تاريخ مي گويد و نشان داده است و مي دهد، هميشه در جستجوي
چهره هاي نو و در هواي تغيير بوده اند و هستند و انتخاب دوباره خاتمي با
معيارهاي ايرانيان همخواني ندارد، مردم دوبار هاشمي را انتخاب كردند و بار
سوم به او نه گفتند، و مردمي كه دوبار خاتمي را انتخاب كردند، دليلي ندارد
كه براي بار سوم به او آري بگويند.
آنچه كه بر
سر ناطق نوري در دوم خرداد و هاشمي رفسنجاني در سوم تير آمد، بيست و دوم
خرداد در انتظار خاتمي است!؟
اي كاش كه
بخاطر حرمت آزادي و انديشه و دوم خرداد، خاتمي به عرصه انتخابات نيايد.
19/11/87
يزد