
حسین!
هنوزهم منتظر است و تنها؟!
تمام روز ها
عاشورا است و همه سرزمین ها، کربلا!
و اینچنین
است که در روند لحظه های تاریخ، یا حسینی هستیم یا یزیدی! یا خواب هستیم یا
بیدار، یا با ظالم هستیم یا بر علیه ظلم و یا مظلوم هستیم یا ظالم! در صفحه
تاریخ و در برهوت کربلا، دو جریان و نیرو در مقابل هم قرار می گیرند، و
جدال نور با تاریکی و حق با ناحق و آگاهی با جهل، آغازمی گردد، جدالی که
ازپس عاشورا تا به امروز، همچنان ادامه دارد و ادامه خواهد داشت.
حسین در
کربلا! با از جان و از خون و خود گذشتن و دفاع از اصولش، چگونه رفتن را
آموزش و راه مبارزه و شیوه اعتراض را به راهیان نشان می دهد و سفینه نجات
را در دریای پرتلاطم و مملو از تباهی این جهان، به حرکت در می آورد، و حال
باید دید که در کربلاها و عاشورها، ما با با حسینیم یا بر علیه حسین!
غارتگران
بیت المال و دنیا پرستان و منصب داران و پست خواهان و مقام دوستان و رفاه
طلبان و رشوه گیران و رباخوران و فاسقان و رانت داران و دشمنان عدالت و خدا
از یاد بردگان، در صف لشگری که به لشگر یزید معروف است قرار می گیرند و
برای حفظ و دفاع از حقی که به ناحق غضب کرده اند، در مقابل آزاد اندیشی
و آزاد مردی و از دنیا گذشتگی و حق پرستی و عدالت خواهی و اصلاحات، به
مبارزه بر می خیزند، و با نیروی زر و زور و تزویر، و تهمت و تبلیغ و تخریب،
وحشیانه و ناجوانمردانه، حسین و یاران حسین را هدف تیر و شمشیر و نیزه های
خود قرار می دهند، و پیکر های غرق بخونشان را به زیر پای ستوران می
سپارند، و اما! آنکه پیروز از کربلا خارج و عاشورا افتخارش می شود، نه
یزید، که حسین بن علی است.
و اینچنین
است که هر صحنه و هر حادثه عاشورا درکربلا برای انسانها و راهیان، درسی و
نشانی دارد، حسین در کربلا و بعد از کشته شدن فرزندان و برادران و یارانش،
تشنه کشته می شود، اما تمام نمی شود و بپایان نمی رسد، که شروع می شود و با
کشته شدن، شهادت می دهد که برای ازبین بردن ظالم، باید با ظلم مبارزه کرد و
تابع ظلم و تسلیم ستم و بی عدالتی نشد.
امروز و در
ادامه عاشورا، هر کس که بدون داشتن لیاقت و شایستگی و توانایی، پست و
مسئولیتی را تقبل کرده و نتواند که به مردم خدمت کرده و از ظلم و احجاف
جلوگیری نماید، و قدمی در راه تحقق عدالت و مبارزه با فساد بردارد، درحق
خود و مردم ظلم کرده و در لشگر یزید و روبروی حسین قرار می گیرد، ظالمان و
زورگویان و رشوه دهندگان و رشوه گیرندگان و رباخوران و دلالان و گرانفروشان
و محتکران و خیانتکاران و خناسان و شیفتگان قدرت و مروجان تبعیض و
نابرابری، در لشگر یزیدند و حسین، که تا دستی داشت، برای دفاع از حق و
عدالت بکار برد، هنوز برای پیدا کردن دستی که به یاریش برخیزد فریاد می
زند! « هل من ناصر ینصرنی؟!»
حسین هنوزهم
منتظر است و تنها، شاید که مظلومان برای گرفتن حق خود از ظالمان بپا خیزند،
و اما...
در شام
غریبان حسین(ع) باید برای غربت تفکر حسین، در خود نشست و مویه کرد!
محمد رضا
شوق الشعراء 10/11/85 |